۱۳۹۸ فروردین ۲۹, پنجشنبه

بهنوش طباطبایی قهرمان محیط زیست ایران

دو سه سالی بود که بخاطر عمل جراحی چشم و بعد هم شکستگی مچ پام زیاد پای کامپیوتر نمی نشستم. یه چند هفته ای است که شروع کردم به این سایت و اون سایت سرک کشیدن و دیدم واویلا!!! چه خبره!!! 
نمی دونستم از کجا آغاز کنم که توی این هیر و ویری٬ شانسی با قهرمان محیط زیست ایران آشنا شدم!
بهنوش خانم یه دوره بازیگری گذروند و بعد هم دماغشو عمل کرد و شد بازیگر معروف! حالا چپ و راست باهاش مصاحبه می کنند!
میگن طرف کارشناسی مهندسی کامپیوتر داره. حالا چتوری این مدرک رو گرفته جای سوال داره. سطح دانشگاه های ما اینقدر پایینه یا...؟ چون اون طور که بنده در مصاحبه ی معروفش درباره پوشیدن پوست حیوانات و رابطه اش با محیط زیست دیدم٬ شک دارم حتا الفبای فارسی رو هم بتونه به ترتیب بگه!
این هم متن آموزنده ی مصاحبه بهنوش طباطبایی درباره پوشیدن پوست حیوانات و رابطه ی آن با محیط زیست:
بهنوش خانم: نمیدونم ولی در مورد برندی که من تبلیغ می کنم اِاِ این اتفاق٬ اتفاقن به محیط زیست ما خیلی کمک میکنه
چون وقتی که... همونطور که ما در قصابی میریم و گوشتی رو تهیه میکنیم خوب چرا پس نمیگیم که اون به قیمت کشته شدن یک حیوانه خوب این... 
مصاحبه کننده: بله
(بهنوش خانم با این بله و تایید جناب مصاحبه چی شیر میشه و با جرات بیشتری به چرندیاتش ادامه میده) 
بهنوش خانم: قصابی ما گوشت تهیه میکنیم و استفاده می کنیم. اتفاقن برای محیط زیست خیلی اِاِ این اِاِ خیلی خوبه که اون اِاِ پوست و اون اِاِ اِم م م پشم و پوست و چیزهایی که از اون حیوونی که کشته میشه که اِاِ محصولات گوشتیش رو بتونیم استفاده کنیم اونها نباید به همون شکل اِاِ در روی زمین باقی بمونن چون که این تولید خیلی اِم... اِ... میکرب تولید خیلی اتفاقای بدی رو رقم میزنه!. باید اونها برن در یک سیستم دیگری و از اونها استفاده بشه اونها برای محیط زیست... 
کاش مسوولان شهرداری ها بیشتر به پیشنهادهای بهنوش خانم عمل کنند و برای اینکه اتفاقای بدی رقم زده نشه٬ از گوشت این حیوون هایی که کشته شدن استفاده کنند (هر چند که مدتی است که در تولید سوسیس و کالباس از گوشت سگ و گربه هم استفاده میشه!) و پوست شان را هم تقدیم برندی کنند که بهنوش خانم براش تبلیغ میکنه که برای محیط زیست خیلی خوبه!
شرف داشتی اگه بجای این همه چرندیات بی سرو ته و آسمان و ریسمان را سر هم بافتن راستشو میگفتی که برای پول هر کاری حاضری بکنی!
البته این تنها بهنوش خانم نیست که اینقدر بفکر محیط زیست است. چینی ها٬ سگ ها و گربه ها را در آب جوش میاندازند و زنده زنده پوست آنها را می کنند و گوشتشان را هم می خورند تا مبادا میکرب تولید خیلی اتفاقای بدی رو رقم بزنه!
اثر عشق در تو ماندگار است!
حالا اگه گوشت سگ به مذاق تان مزه نمیکنه دست کم گوشت این مار بینوا را که تا آخرین لحظه پوست کندن زنده بود استفاده کنید که برای محیط زیست خیلی خوبه.
بنظر شما که کارشناس محیط زیست هستید٬ با گوشت بچه فک های دوست داشتنی٬ روباه های زیبا٬ چین چیلاهای نرم و کوچک که کسی گوشتشان را نمیخوره و شما برای تزیین کلاه کاپشن تان استفاده کردید باید چکار کرد که میکرب تولید خیلی اتفاقای بدی رو رقم نزنه؟
بگفته پل مک کارتنی اگر دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود، همه گیاهخوار میشدند! یه نگاهی هم به این فیلم بندازین تا ببینین محصولات گوشتیتون چتور بدست میاید. هر چند که گمان نکنم حتا با دیدن این فیلم هم دست از فعالیت های محیط زیستی تون وردارین!
من جای شما بودم با این دیدگاه هایی که مردم براتون گذاشتن از شرم و بی آبرویی٬ بند و بساط اینستاگرامم رو جمع می کردم
فیلم تمسخر بهنوش طباطبایی و صحبت هایش درمورد پوشیدن چرم حیوان
فیلم بهنوش طباطبایی: استفاده از پوست روباه برای محیط زیست مفید است!
فیلم بهنوش طباطبایی تصور می کند ما روباه را می خوریم؟

۱۳۹۸ فروردین ۲۸, چهارشنبه

روز جهانی جنگ بالش ها

شنبه ۶ آوریل مصادف بود با   "روز جهانی جنگ بالش ها" در این روز که دیگه اینقدر مهم شده و عنوان روز جهانی را گرفته مردم آنقدر بالش به سمت هم پرتاب می کنند و با بالش به سر و کول هم می زنند تا پرهای بالش در آمده و به هوا پرتاب شود.
جنگی پر از خنده و شادی که جز چندین کیلو پر به آسمان پرتاب شده و درد و زجری طاقت فرسا برای غازها٬ هیچ تلفات دیگری ندارد!
پر غازها را زنده زنده می کنند تا برای بازی و شادی انسانهای خودخواه
بالش درست کنند.
سپس آنها را با پوست دردناک و زخمی و گاهی هم بال و پای شکسته بحال خود رها کرده
  تا چند هفته ی دیگر که دوباره پرها در بیایند و باز همان درد و  باز همان شکنجه... تا زمان کشتار بخاطر گوشتشان فرا رسد.
و اگر هم تعداد شرکت کنندگان زیاد باشد در کتاب مسخره ی گینس ثبت می شود.

۱۳۹۷ فروردین ۴, شنبه

نوروز

هر سال٬ با شور و شوق٬ از چند هفته به آغاز سال نو٬ سرگرم درست کردن تصویری برای شادباش نوروز میشدم. امسال با خودم گفتم چهل ساله که هی می گیم: «هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز٬ زمستان ماندنی نیست٬ بهارتان خوش و شاد و سبز باد... ولی سال بسال دریغ از پارسال.
امسال با خودم فکر می کردم آخه به چه کسانی شادباش بگم؟
به خانواده جانباختگان راه آزادی؟
 به آنهایی که به خیابانها ریختند  فریاد اعتراض سر دادند و اینک گوشه ی زندانها عمر سپری میکنند؟ یا به اون خودفروشان و مزدورانی که بجای حمایت و همراهی با آنان٬ به هواداری از حکومت زور اسلامی در راهپیمایی ها شرکت کردند؟
به این سیاهی لشکرهای حکومت زور اسلامی که هیچکس داخل آدم حسابشون نمیکنه و اینو خودشون هم خوب می دونن؟
به خانواده های فراموش شدگان؟
  نوروز را به خواهران آن دو جوان زورگیری که بخاطر سرقت ۷۰ هزار تومان اعدام شدند شادباش بگویم؟
یا به آنهایی که از سر فشار و بدبختی اعضای بدنشون رو می فروشن؟
به آنهایی که از کار بیکار شدن یا ماه هاست حقوق نگرفتن؟
 یا به این زن جوان ایرانی که شش مرد زائر عراقی پس از بوسیدن طلاهای گور امام رضا٬ در ادامه آداب مخصوص زیارت او را برای کامجویی به سوئیت خود بردند؟
  به این پیرمرد زحمتکشِ سختی کشیده ای که بجای لذت از استراحت دوران بازنشستگی٬ برای گذران زندگی به انجام هر کار دشواری راضی است؟
به کودکان معتاد ایرانی شادباش بگم که عمو نوروز اومده؟
 به کودکان کار؟
یا به کودکان نرگس محمدی؟
به کارتن خواب ها؟
یا بیخانمان ها؟
به این دخترک نوروز را شادباش بگم؟
یا به این خانواده در کنار سفره شام شب عیدشون؟
اگر نوروزتان این چنین است امیدوارم که هر روزتان نوروز نباشد...

۱۳۹۶ دی ۱۷, یکشنبه

در حاشیه اعتراضات مردم ایران

با گذشت ده روز٬ خیزش و خروش همچنان ادامه دارد.
اینبار «راهپیمایی سکوت» نبود. از فریاد اعتراض به گرانی و بیکاری و نپرداختن حقوق مردم آغاز شد و به فریاد مرگ بر روحانی و خامنه ای و بیزاری از کل نظام رسید.
نمی خواستم مانند اعتراض های خرداد ٬۸۸ چپ و راست٬ عکس از تظاهرات و جانباختگان و بازداشتی ها پست کنم. ولی براستی انتظار هم نداشتم که مردم همچنان برای اعتراض به خیابان ها بیایند.
گمان می کردم باز هم مانند «راهپیمایی سکوت» که خیلی زود به سکوت و فراموشی سپرده شود و جرقه ای زودگذر باشد.
هنگام انقلاب ٬۱۳۵۷ طبقات مختلف مردم  هدفشان سرنگونی شاه بود. از ظلم و ستم و اختناق و فساد مالی شاه و اطرافیانش جان مردم به لب رسیده بود و با وعده های دروغینی که خمینی در رابطه با آزادی حزب های سیاسی و «حمایت از محرومین و مستضعفان» داده بود٬ او را به رهبری شناختند و متحد شده بودند.
پس از تقلب در انتخابات و رییس جمهور شدن احمدی نژاد٬ رهبر داشتند. میلیونها نفر٬ به دعوت میرحسین موسوی به خیابانها آمدند ولی رهبرشان می گفت: «سکوت کنید!»
ولی اینبار اعتراضات خودجوش است و بدون رهبر٬ مردم دیگر نمی خواهند بیش از این در مقابل چهل سال٬ فقر و فساد٬ دزدی و مفتخوری٬ تبعیض و ارتشاء و اختلاس٬ ریا و غارت و چپاول٬ وعده های دروغین٬ بی قانونی و جنایت٬ سانسور و اختناق، ترور و اعدام٬ سرکوب و سلب آزادی ها سکوت کنند.
متاسفانه اینبار هم طبقات مختلف مردم با هم متحد نیستند.
در این چهل سال پس از انقلاب طبقه آخوند هم به فهرست طبقات و گروه‌ها و قشرهای مختلف افزوده شده که خیر سر ایرانیان عاشق اهل بیت با سرعت نجومی به شمار و قدرت آنها افزوده می شود. 
طبقه صیغه ها و عقدی های آخوندها!
طبقه مزدوران و خودفروشان که خودشون هم گرسنه و بدبخت هستند ولی بخاطر یه شیشه سس مایونز و یه بشقاب پلو و خورش قیمه حاضر به انجام هر کاری هستند. 
اما بی ارزش ترین این گروه ها فوتبالیست ها و فوتبال پرستان هستند. در حالیکه هم میهنان شجاعشان در خیابانها جان می بازند سرگرم بازی و تماشای فوتبال هستند!
چه میشد اگر مردم برای یکبار هم شده بر ترس خود چیره می شدند و خود را از یوغ بندگی رها می کردند؟
فکرش رو بکنید اگر این گروه از مردم بجای شرکت در تظاهرات نمایشی حکومتی٬ به خیابانها آمده بودند چه ضربه ای به رژیم آخوندی وارد می شد.
رمز راهپیمایی های باشکوه حکومتی!
آرامش در پایتخت!
زن شجاعی كه يك تنه در برابر نيروهای نظامی می ايستد و فرياد می زند مرگ بر خامنه ای! 
اعتراض شجاعانه یک زن به حجاب اجباری در خیابان انقلاب تهران، نبش ابوریحان.
امیدوارم این خیزش و خروش فروکش نکند که در اینصورت باز مانند جنبش سبز ۱۳۸۸ تنها ثمره اش ده ها کشته٬ هزارها زندانی و اخراجی٬ اعدام ها و محدودیت های بیشتر...
و پایمال شدن خون جانباختگان جنبش سبز خواهد بود.