۱۴۰۴ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

راهبان بودایی در آخرین مرحله از راهپیمایی برای صلح هستند.

راهپیمایی برای صلح، یک سفر زیارتی طولانی است که توسط راهبان بودایی از ۲۶ اکتبر ۲۰۲۵ آغاز شده بود. این زیارت توسط گروهی متشکل از ۲۴ راهب بودایی، وابسته به مرکز هونگ دائو ویپاسانا بهاوانا در تگزاس، سازماندهی شده بود. با الهام از آموزه‌های بودا، هدف «پیاده‌روی برای صلح» افزایش «آگاهی از صلح، مهربانی و ترویج شفقت و عدم خشونت در سراسر آمریکا و جهان» است.
قرار بود در این راهپیمایی تقریبا ۳۷۰۰ کیلومتر را در ۱۰۸ روز طی کنند. راهبان با خود سگی به نام آلوکا را همراه داشتند که در طول سفر به یک چهره نمادین تبدیل شده است.
 در سال ۲۰۲۲ گروهی از راهبان بودایی ویتنامی-آمریکایی که در یک زیارت صلح در سراسر هند شرکت داشتند، با آلوکا روبرو شدند.
به گفته راهبان، آلوکا در طول پیاده‌روی آنها را دنبال می‌کرد و با وجود مواجهه با سختی‌ها - از جمله تصادف با ماشین و بیماری شدید در طول سفر - بارها و بارها به صفوف آنها پیوست. سپس راهبان سگ را به فرزندی پذیرفتند و او را با خود به ایالات متحده بازگرداندند.
در اوایل ژانویه ۲۰۲۶، آلوکا هنگام همراهی راهبان در طول پیاده‌روی برای صلح در کارولینای جنوبی، دچار آسیب‌دیدگی پا شد. این برمی‌گشت به زمانی که آلوکا در خیابان‌های هند زندگی می‌کرد.
در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۶، پس از یک عمل جراحی موفقیت‌آمیز، او دوباره می‌تواند به راهبان در پیاده‌روی بپیوندد، اما در هفته‌ی اول بهبودی پیاده‌روی حداکثر ده دقیقه در هر بار و حداکثر شش بار در روز محدود می‌شود.
یکی از حوادث تلخ این راهپیمایی قطع پای یکی از راهبان بود.
بانته دام فوماسان، راهب بودایی که در حال طی کردن مسیر ۲۳۰۰ مایلی «پیاده‌روی برای صلح» بود، پس از برخورد با یک ماشین در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵، در نزدیکی هوستون، تگزاس، پای چپش قطع شد. این تصادف زمانی رخ داد که یک کامیون به وسیله نقلیه پشتیبانی گروه برخورد کرد و آن را به سمت راهبان هل داد.
راهبان بودایی عمدتا در چادرهای کوچکی که در فضای باز برپا شده‌ بود می‌خوابیدند. آنها اغلب در مکان‌های مختلفی از جمله حیاط کلیساها، میادین شهر، گورستان‌ها یا در صورت امکان، در فضاهای سرپوشیده مانند ساختمان‌های شهرداری یا مراکز اجتماعی توقف می‌کنند.
همیشه هم استقبال‌ها گرم و دوستانه نبود. 
بودند آمریکایی‌های متعصب با افکار قرون وسطایی  که سلامت مغزی و روانی خود را از دست داده‌اند که مزاحم راهپیمایی صلح‌آمیز راهبان می‌شدند تا بگویند کارها را دست مسیح بسپار که قراره روزی مثل آق‌مهدی شیعیان بیاد و دنیا را نجات بده!
 این رو هم توضیح بدم که شخصا به هیچ مذهبی اعتقاد ندارم ولی بهرحال فرق است بین راهبان بودایی و آخوند و خاخام و کشیش! بیشترین ریاضت آخوند و خاخام یا کشیش‌ها نخوردن چند روز گوشت یا چند ساعت غذاست! آنهم برای آخرت خودشان که به بهشت بروند!
نه بادهای شدید. نه سرمای ۷- درجه سانتی‌گراد که تا مغز استخوان را می‌سوزاند. هیچ چیز نمی‌توانست مانع آنها شود.
راهبان سفرهای خود را در چندین پلتفرم رسانه اجتماعی مستند کرده‌اند. از زمان ایجاد صفحه فیسبوک خود در ۸ نوامبر ۲۰۲۵، این صفحه به صورت تصاعدی رشد کرده و در ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ به ۱ میلیون دنبال‌کننده و تنها ۱۱ روز بعد به ۲ میلیون دنبال‌کننده رسیده بود. آنها تا ۴ فوریه ۲۰۲۶، ۲.۶ میلیون دنبال‌کننده در فیس‌بوک و ۱.۸ میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام دارند.
به عبارت دیگر٬ در عرض این سه ماه، دنبال‌کنندگان‌شان بیشتر هستند از طرفداران (آن۹۰٪ جمعیت ایران) رضا پهلوی رهبر خود خوانده‌ای که به خیال خودش ۴۷سال است که مبارزه می‌کند! همان خیانت‌کاری که به دروغ گفته بود مردم به خیابان‌ها بیایید کمک در راه است. مراکز را تصرف کنید. ولی کمکی در راه نبود و باعث کشته شدن بیش از ۵۰ هزار نفر٬ کور شدن هزاران نفر بازداشت و شکنجه‌ی ده‌ها هزار و صدها اعدام‌ پنهانی شد.
راهپیمایی برای صلح پس از ۱۰۸ روز به پایان می‌رسد
اوکراین همچنان در آتش جنگ می‌سوزد. 
آخوندها در ایران بیش از ۵۰هزار معترض در عرض دو روز با گلوله‌های جنگی کشتن.
ترامپ به ونزوئلا حمله کرد و رییس‌جمهورش را بازداشت کرد.
نقشه‌ی حمله به جزیره گرینلند، کوبا، کلمبیا و...را نیز در سر می‌پروراند.
با یادی از جان لنون و آهنگ «تمام چیزی که ما می‌گوییم این است که به صلح فرصتی بدهید»

۱۴۰۴ بهمن ۲۰, دوشنبه

از دموکراسی نگو، از «کارد» جاویدان پهلوی بگو!

از دموکراسی نگو، از قتل‌های زنجیره‌ای پهلوی بگو!
جاوید شاح بگو تا از نون خوردن نیفتی!!!
طرفداران رضا پهلوی در اروپا به مغازه‌ها و رستوران‌های ایرانی می‌روند و با تهدید و توهین آنها را مجبور می‌کنند که «پرچم شیر و خورشید»  و عکس «شاهنشاه» را مغازه‌هایشان نصب کنند. مشابه همین اقدام در تورنتو در کانادا نیز اتفاق افتاده است.
پس از پری بلنده‌ی محمدرضا پهلوی و زهرا خانم خمینی، نوبت به چماقدار رضا پهلوی رسید!
سطلی مفتخر، آق موژی: از دموکراسی نگو، از آنها که جاویدشاح گفتن بگو!
آنها که جاویدشاه نگفتن؟
تو از دموکراسی نگو، فحش خوار و مادر بده، وسط خیابون طبل و سنج بزن، به تجمعات آزادیخواهان حمله کن، زمانی که ۴۰ هزار ایرانی توسط سپاه کشته شدن برو با آهنگ بندری برقص و آبروی ایرانی‌ها رو پیش خارجی‌ها ببر الدنگ دوزاری!
وسط جنگ هم دنبال دموکراسی گشتن کمی مسخره‌س
وسط جنگ٬ دنبال دموکراسی نگردید طبل جنگ بنوازید و شادی‌کنان برقصید!!!
از دموکراسی نگو بیا دور هم فحش بدیم برقصیم!
«الان از دموکراسی نگو» آخوند رو از نشئگی در نیار!
برای رعیت از دموکراسی نگو، اندازه دهن‌شون براشون گُه بریزین.
«اگه این نیاد، پس کی بیاد؟»
اینا!!!
از دموکراسی نگو٬ ما (جاویدشاحی‌ها) بدتر از ایناییم(آخوندها)!!!
از دموکراسی نگو از نسل (V) پهلوی بگو

۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

ما ۵۷ی‌ها، شما جاویدشاحی‌های ۴۰۴ری‌

بخش نخست
ما ۵۷ی‌ها، بخاطر فضای سرشار از خفقان و وحشتی که محمدرضا پهلوی ایجاد کرده بود چیز زیادی از سیاست نمی‌دونستیم اگر هم یه چیزایی شنیده بودیم از ترس ساواک جرات نمی‌کردیم با هر کسی درباره‌اش صحبت کنیم.
جاویدشاحی‌های ۴۰۴ری‌ می‌گن دردتون چی بود؟ حجاب اجباری سرتون بود انقلاب کردین؟! این یکی از دلایلی بود که بخاطرش انقلاب کردیم؛ آزادی بیان.
از نظر شاه، مخالفانش یا توده‌ای بودن یا کمونیست خرابکار! اینهمه آخوند رو نمی‌دید!
متاسفانه ما ۵۷ی‌ها گول خوردیم و حکومت ریاکار و جنایتکار اسلامی خیلی زود ذات خودش را نشان داد.
چشم رو هم گذاشتیم، روزنامه‌ها را یکی پس از دیگری توقیف کردند.
روزنامه‌ها و نشریه‌های گروه‌های چپ، حزب توده و مجاهدین هم خیلی زود ممنوع شدن. هیچکاری هم نمیشد کرد هم مردم زیادی مسلمان شده بودن هم جنگ شروع شده بود و هم آخوندها خوی اسلامی خودشان را با افتخار به نمایش می‌گذاشتن.
‌چند سال بعد نوبت دیگر روزنامه‌ها شد! بازهم فله‌ای توقیف شدن تا اینکه دیگر چیزی نمانده بود.
هرازگاهی، مردم (بیشتر دانشجویان) اعتراض می‌کردند. توده‌ای‌ها، چپ‌ها و مجاهدین را یا کشتند و اعدام کردن یا زندانی. کسی هم که مانده بود یا از کشور خارج شده بود یا تماسش قطع شده یا کرده بود.
آنهایی هم که اینروزها همه چیز را تقصیر ۵۷ی‌ها می‌اندازند اون روزها ساکت بودند. وقت‌شان را بیشتر در صف‌ها یا عزاداری‌ها می‌گذراندند. و البته از این آخوند به اون آخوند رای می‌دادند بلکه فرجی بشه! تعداد زیادی هم با رژیم همکاری می‌کردند که نان‌شان در روغن شده بود! 
دیگر کسی روزنامه نمی‌خواند...
شما جاویدشاحی‌های ۴۰۴ری‌، درسته که مطبوعات و رسانه‌های حکومتی براتون اخبار دروغ و جعلی و سانسور شده منتشر می‌کنن ولی شما در عصر ارتباطات (کامپیوتر) زندگی می‌کنید و امکان دستیابی به بسیاری از حقایق را دارید.

میگن خر که از نظر بیشتر ایرانی‌ها نماد حماقت و نفهمی است اگر پاش یکبار تو چاله‌ای بیفته دیگه از اون مسیر نمی‌ره! ولی درواقع خر در مقایسه با بسیاری از ایرانیان سربلند بیرون آمده!
پیشنهاد شبکه عَن‌و‌گُه (من‌وتو) : روبان مشکی بزنید برای شناسایی راحت‌تر!
یعنی هنوز نفهمیدید که کارکنان شبکه عن‌و‌گه (من‌و‌تو) مزدور و حقوق‌بگیر خامنه‌ای و پهلوی هستند؟!!!
برای جلب توجه دیگران حاضرید سرتان را به باد دهید؟! باشه، خوبه فقط بالاغیرتا این بی‌شعوری خودتان را بحساب ۵۷ی‌ها نذارید!

۱۴۰۴ بهمن ۱۶, پنجشنبه

گذر پوست به دباغ‌خونه می‌افته

دکتر زهرا پناهی، متخصص زنان و زایمان و از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکیِ تهران، در امنیتی کردن بیمارستانِ خمینی (واقع در بلوار کشاورز و مجاور پارک لاله)، به اطلاعات سپاه و نیروهای امنیتی کمک کرده است...
او بسیاری از پزشکان و پرستاران را مجبور کرد تا به جای رسیدگی به معترضانِ زخمی، نیروهای سرکوبگر را در بیمارستان ناجا واقع در خیابان ولی‌عصر (بالاتر از میرداماد) مداوا کنند...
 زهرا پناهی نه تنها پذیرش و مداوای مجروحان در بیمارستان را ممنوع کرد که لیست پرستاران و پزشکانی که در خارج از بیمارستان هم به معترضان کمک کردند را در اختیار اطلاعات سپاه و نیروهای امنیتی قرار داده است... 
او از پزشکانی است که به صورت مستمر در صداوسیمای جمهوری‌اسلامی‌ حضور دارد و همسر پزشکِ امنیتی شناخته شده، «سعید ناطقی» است.
زهرا پناهی رییس بیمارستان ولیعصرِ تهران است...