‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین موسوی/ کروبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین موسوی/ کروبی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ شهریور ۳, جمعه

میرحسین موسوی به سی‌سی‌یو منتقل شد

ندای سبز آزادی: مهندس مبرحسین موسوی که در پی حبس و حصر خانگی ۵۵۵ روزه دچار عارضه قلبی شدید شده، صبح امروز، پنجشنبه دوم شهریور در میان تدابیر شدید امنیتی به بخش سی‌سی‌یو یکی از مراکز تخصصی قلب تهران منتقل شد.
به‌گزارش منابع موثق، گفته می‌شود آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم که حدود ١٨ ماه در حصرخانگی به‌سر می‌برد، صبح امروز  و در میان تدابیر امنیتی شدید، در کنار همسرش زهرا رهنورد به یکی از مراکز تخصصی قلب تهران منتقل شده است.
گفته می‌شود ماموران امنیتی از شب پیش از انتقال مهندس موسوی به بیمارستان در آنجا حضور یافته و در بخش‌های مختلف بخش مزبور دوربین‌های مداربسته کار گذاشته‌اند.
ده ها مامور امنیتی و ماموران اطلاعات ‌سپاه، نیروی‌انتظامی و لباس‌شخصی مراقبت از رهبر جنبش سبز و همسرش دکتر زهرا رهنورد را به‌عهده دارند. کارکنان بخشی که میرحسین موسوی در آنجا بستری شده تا این ساعت حق ترک محل کار خود را نداشته‌اند و موسوی به‌طورکل ممنوع‌الملاقات است.
براساس این گزارش،  موسوی صبح پنجشنبه به‌دلیل انسداد عروق‌قلبی تحت عمل آنژیوگرافی قرار گرفته که سه‌ساعت به‌طول انجامیده است. وی پس از عمل دوباره به سی‌سی‌یو منتقل شده و ممکن است اقامت وی در بیمارستان طولانی‌تر شود.
گمانه‌زنی‌ها حاکی از آن است در صورتی که زمان بستری شدن موسوی در بیمارستان طولانی شود، وی را  به‌صورت ایزوله در یک بخش مجزا نگهداری کنند.
تکمیلی
آخرین گزارش های دریافتی حاکی است، حال عمومی مهندس میرحسین موسوی پس از آنژیو رضایت بخش است و خانم زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی نیز در کنار او در بیمارستان به سر می برد.

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

فاطمه کروبی: هرگز ساواک چنین “بی حیا و غیر انسانی” عمل نمی کرد

سحام نیوز: دکتر محمد تقی کروبی در یادداشتی که به مناسبت شب ۲۵ بهمن در سایت خود منتشر کرده، ضمن ارائه یک روزنوشت از این شبها در سال گذشته و نقل داستان شکل گرفتن تظاهرات ۲۵بهمن، ناگفته هایی را از رفتار ماموران در شب حمله به ماموران به منزل پدر و مادرشان را شرح می دهد.
بخشی از این یادداشت:

• سه شنبه ۳ اسفند: انتشار اولین خبر یورش و بازداشت رهبران جنبش.

رفتار ماموران و حوادث آن شب خود حکایتی است خواندنی که مجال بسیار می طلبد. مادرم در بخشی از خاطرات خود از شب یورش چنین آورده است:
“ساعت ۱۴ یکی از بچه های حفاظت گفت به ما دستور دادند سلاح ها را تحویل دهیم و از خانه خارج شویم. کمی بعد دیدم تعداد زیادی مامور به طرز وحشیانه ای به منزل ورود کردند. گویا خانه تیمی کشف کردند و بدنبال سلاح و مبارزان مسلح هستند. من در آن لحظه به یاد سال های مبارزه افتادم و هجوم متعدد ساواک را به یاد آوردم، آری ساواک نیز وحشیانه برخورد می کرد اما به دور از انصاف است اگر نگویم برخورد این جماعت به مراتب وحشیانه تر از یورش های ساواک بود. ساواک می دانست کروبی با اندیشه اش مبارزه می کند و نه با سلاح، اما این جماعت بگونه ای برخورد کردند که گویا خانه تیمی مسلحانه کشف کردند. بر سر آنها فریاد زدم و از رفتار خلاف آدمیت ماموران شکایت کردم، اما خوشحالی در چهره مهاجمان موج می زد. همه چیز را به هم ریختند و با لحنی کینه توزانه برخورد می کردند. آقای کروبی را به طبقه اول که در دفتر ایشان آنجا بود بردند و به تفتیش و جستجو ادامه دادند، وان حمام را از جا در آوردند، سقف کاذب منزل را بازرسی کردند، لوله ها را می گشتند، کمد ها را زیر و رو کردند، کلیه کتاب ها، روزنامه ها و حتی تلویزیون و رادیو را بردند و … بیش از ده ساعت این کار بطول انجامید و منزل را به جز وسائلی نظیر مبل و صندلی تخلیه کردند. در بازرسی بدیهی ترین مسائل شرعی، اخلاقی و انسانی را رعایت نکردند و مردان وسائل شخصی من را بدون حضور خودم تفتیش کردند. بی شرمانه آلبوم خانوادگی و عکس نوه ها و بچه ها را با خود بردند. قفل تمام اتاق ها از جمله اتاق خوابم را تعویض کردند و در اختیار ماموران قرار دادند. برای آرامش روحی بعدها از مسولان آنان خواستم حداقل کلید اتاق خوابم را به من برگردانند که از این کار هم امتناع کردند. هرگز ساواک چنین بی حیا و غیر انسانی عمل نمی کرد. ماموران وزارت در آن شب حتی احکام امام و نامه نگاری های پیش از انقلاب و بعد از انقلاب را بردند. من همانطور که بارها در مقابل ساواک جسورانه حرف می زدم اینبار حرف خود را زدم اما آقای کروبی با خونسردی گفتند “بذار هر چه می خواهند با خود ببرند، ما تکلیف خود را در قبال خدا و مردم انجام دادیم، اهمیت نده.” از غروب تا اذان صبح ما را نگه داشتند تا بازرسی، تفتیش و نصب دستگاه های شنود شان تکمیل شود. امکان هرگونه هواخوری را مسدود کردند. به استثنای یک اتاق، نشمین و آشپزخانه، الباقی واحد را قفل کردند و با غصب و توقیف غیر قانونی اموال سایر شرکاء مجتمع را به زندان بدون قانون و ضابطه تبدیل کردند. … ”
در طی یکسال گذشته ظلم های بسیار بر رهبران جنبش تحمیل شد. دایره این ظلم و تعدی نه تنها آنان بلکه اعضای خانواده را در بر گرفت. متاسفم که بگویم دایره ظلم و تعدی از فرزندان فراتر رفت و بدون توجه به مسئولیت حکومت و شان حکومت داری نوه های خردسال کروبی را هم در بر گرفت.
کروبی امروز در تنهایی و غربت زندانی است و از حقوق اولیه خود محروم است، از وضعیت سلامت او بی خبریم و نمی دانیم دستور شفاهی حاکمان کی و چگونه تابع یک ضابطه ولو ناعادلانه می گردد. فراموش نکرده ایم که در این روز صانع ژاله و محمد مختاری آزاده به ضرب گلوله کرکس ها به شهادت رسیدند، عده زیادی مجروح و زندانی شدند. یاد و خاطره آنان را گرامی داشته و از ایزد یکتا برای خانواده آن عزیزان سفر کرده صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت می کنم.
متن کامل این یادداشت را در اینجا بخوانید

۱۳۹۰ فروردین ۲۸, یکشنبه

حدیث جوانمردی مقام معظم رهبری

به گزارش منابع خبری جرس از تهران نحوه برگزاری مراسم تشییع و تدفین و لغو مراسم ترحیم میر اسماعیل موسوی پدر میرحسین موسوی تاثیر بسیار منفی در خانواده رهبر جمهوری اسلامی، اصول گرایان معتدل،پیروان متدین نظام و حتی مردم عادی داشته است. مردم به طنز می گویند مراسم تشییع و تدفین با حضور نمایندگاه ویژه مقام معظم رهبری برگزار شد. اشاره ایشان به مأموران بی ادب لباس شخصی است که جنازه را به زور از دست خانواده خارج کرده، به سرعت در آمبولانس گذاشته، به تشییع کنندگان به استثنای حدود ٢٠ نفر از اعضای خانواده – آن هم بعد از کشمکش فراوان – اجازه شرکت در نماز میت را ندادند و سپس خودشان مراسم کوتاه تدفین را بدست گرفتند و به سرعت همه حتی خانواده را از سر مزار پراکنده کردند تا مبادا اقتدار تخت مفام رهبری به خطر افتد. حکومتی که از مرده ها هم می هراسد.
از آداب شرعی است که کلیه مراسم تجهیز و تشییع و تدفین و ترحیم با حضور اعضای خانواده بویژه فرزند ارشد صورت گیرد. در هیچیک از این مراسم میرحسین موسوی اجازه شرکت نیافت. او حتی امکان عیادت از پدر در بستر احتضارش هم پیدا نکرده بود. در مراسم تحویل سال نو نیز در کنار پدر پیرش نبود. در طول یک ماه و نیم حصر و حبس به مدت ٢٠ دقیقه در هفته سوم اسفند در جمع نمایندگان ویژه مقام معظم رهبری (مأموران امنیتی) توانسته بود پدرش را ببیند. پیرمرد پرسیده بود این آقایان که هستند!؟ آنچه نقل مجالس خانوادگی و آشنایان رهبر جمهوری اسلامی است حدیث جوانمردی معظم له است. میر اسماعیل موسوی خامنه در دهه چهل و پنجاه چندین بار سید علی حسینی خامنه ای را از شر مأموران امنیتی طاغوتِ قبل از انقلاب در خانه خود مخفی کرده بود. میر اسماعیل بزرگ خاندانی است که رهبر جمهوری اسلامی یکی از اعضای آن است، یعنی غیر از همشهریگری نسبت دور خویشاوندی بین موسوی و خامنه ای برقرار است.
اکنون میراسماعیل موسوی از دنیا رفته است. آقای خامنه ای جوانمردی وی را چگونه پاسخ داده است؟ حتی اجازه برگزاری مراسم ترحیم وی را نداده، مراسم تشییع و تدفین و تجهیز و نماز وی را هم بر خلاف میل خانواده با زور سرهم آورده، پسر بزرگ آن مرحوم را هم از تمام این مراسم شرعی محروم کرده، برخی از اعضای خانواده عزادار را – از جمله پدر دو شهید میر ابراهیم و میرعلی موسوی – را مورد ضرب و شتم و توهین و بازداشت موقت قرار داده است. آیا جوانمردی بیش از این!؟
جوانمردی مقام معظم رهبری تازگی ندارد. معظم له حقوقدانی که در دوران طاغوت قبل از انقلاب برای رضای خدا و بدون اجرت وکالت وی و دیگر مبارزان را به عهده گرفته بود بدون حکم دادگاه صالحه به زندان انداخت. دکتر احمد صدر حاج سید جوادی از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران همراه با دیگر اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی نهضت در زمان رهبری آقای خامنه ای طعم زندان انفرادی را چشید تا همگان معنای جوانمردی مقام معظم رهبری را بدانند.
جناب آقای خامنه ای حتی نگذاشت مجلس ترحیم استادش برگزار شود. اینکه امام علی (ع) فرموده "من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" احتمالا با اکسیر ولایت مطلقه فقیه رنگ باخته است. هر کسی که در درس "شرح اشارات" شرکت می کند، لزوما اهل اشارت نمی شود. مرحوم آیت الله العظمی منتظری علاوه بر سمت استادی بر آقای خامنه ای وی را برای امامت جمعه تهران به بنیانگذار جمهوری اسلامی معرفی کرده بود. آقای خامنه ای این فقیه عالیقدر را پنج سال و شش ماه در خانه حصر کرد، حسینه و دفتر و مدرسش را پلمب کرد و بیست سال در رسانه های تحت امرش به وی توهین کرد تا همگان درباره جوانمردی وی قضاوت کنند.
اکبر هاشمی رفسنجانی در رهبری سید علی خامنه ای نقش اساسی داشته است. اما او هم مزد خود را گرفت. ماموران لباس شخصی حکومت رکیک ترین دشنامها را نثار وی و خانواده اش کردند تا وی را به اطاعت وادارند و چون راضی نشد از ریاست مجلس خبرگان رهبری بزیر کشیده شد تا حدیث جوانمردی رهبری تکمیل شود.
در محافل مذهبی و سیاسی تهران شنیده می شود اینکه گفته اند اسلام با کسی شوخی ندارد، منظورشان این است که قدرت با کسی تعارف ندارد. قدرت سیاسی پدر و مادر ندارد. ملاک حال فعلی افراد است. مهم نیست که افراد در گذشته مصدر چه خدمات و فضیلتهائی بوده اند. مهم این است که الان مقام معظم رهبری را قبول دارند یا نه. اگر قبول دارند همه چیز حل است، نه به دادگاه فراخوانده می شوند حتی اگر به اندازه محمدرضا رحیمی اختلاس اثبات شده در قوه قضائیه داشته باشند، نه محاکمه می شوند ، حتی اگر به اندازه سعید مرتضوی و محمد رضا نقدی و حسین تائب جنایت کرده باشند.
و اگر فرد در تبعیت محض و اطاعت مطلقه بی بصیرت باشند، هیچ فضیلت و شرافتی کارساز نیست، حتی اگر به اندازه میراسماعیل موسوی به گردن رهبری منت داشته باشد. با ناجوانمردی رهبری نسبت به میراسماعیل موسوی اکنون آقای خامنه ای حتی در خانواده خود هم شماتت می شود. اما شیرینی قدرت دو روزه دنیا گوشش به هیچ چیز بدهکار نیست. راستی کسی که با استاد و خویشاوندان و ذوی الحقوق خود چنین می کند چه عاقبتی در پیش خواهد داشت؟ این سوال شرعی بسیاری از خویشاوندان و آشنایان رهبر جمهوری اسلامی است.

۱۳۸۹ اسفند ۱۳, جمعه

حذف نام میرحسین موسوی از رواق هنر ایران

هر چه نامش نه پسندیده کنی بهتر آن است که نادیده کنی! کلمه: کافی است کمی پائین تر از خیابان طالقانی در خیابان ولی عصر قدم بزنید. مردمانی را می بینید که در شلوغی این شهر پر هیاهو برای لحظه ای توقف می کنند. آن ها محسور بنایی شدند که «رواق هنر ایران» می خوانندش. چشم ها با دقت این بنای زیبا را می کاود و سپس به تابلویی می رسید! نه! دیگر تابلویی وجود ندارد که درباره بنا توضیح دهد و نام معمار آنرا حک کند چراکه نام معمار این بنای زیبا، «میرحسین موسوی» است. البته آنها شاید دوست بدارند بنا را هم ویران کنند… به گزارش خبرنگار کلمه چند روزی است که عابران این مسیر دیگر تابلوی معرفی اثر و معمار آن را نمی بینند اما بنا استوار باقی مانده و نشان از اندیشه های استوار خالق آن دارد. فرهنگستان هنر از این مکان شروع می شود و این شروعی است بر خلق بسیاری از اولین ها و آخرین های میرحسین موسوی در ده سال ریاستش بر فرهنگستان چه با تابلوی معرفی اثر چه بی تابلوی آن! نام او در دلهای ایرانیان حک شده است.

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

دستور حصر موسوی و کروبی از بیت رهبری صادر شده است

ای درونت برهنه از تقوی کز برون جامه ٔ ریا داری کلمه: تند رو‌ترین لایهٔ اقتدارگرایان، تجمع ۲۵ بهمن را بهانه کرد تا خطِ قرمز برخورد با سران سبز را بشکند و آن‌ها را حصر کند. این الگوی حصر و شیوهٔ برخورد با رهبران سبز در نوع خود در تاریخ کشور بی‌سابقه است. حصرِ میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از سابقون انقلاب و مدیران طراز اول کشور که در سخت‌ترین شرایط در نجات ایران و نظام سهم عمده‌ای داشته‌اند به اندازه کافی غیر قابل قبول، غیر قانونی و غیر شرعی است که مسوولان حاکمیت در هیچ رده ای تا امروز جرات موضع گیری را در مقابل موضوع حصر نداشتند و مسئول‌ترین مقامات در این خصوص سکوت کردند. بعید است هیچ مرجع قانونی بتواند حصر آنان را آن هم به همراه همسرانشان! مقبول بداند و یا هیچ مرجعِ دینی، مبانی شرعی و اخلاقی این برخورد را بیان کند و به عواقب دنیوی و اُخروی آن نیاندیشد. هیچ مقامی تا امروز و پس از این همه مدت حاضر نشد مسئولیت حصر را بپذیرد و یا آن را انکار کند. ضرغامی، حسینیان، محسنی اژه‌ای و شریعتمداری کمتر از آن‌اند که بتوانند به موضوع حصر مشروعیت ببخشند؛ اگرچه کاملاً از جزئیات آن باخبر باشند و سعی کنند با استفاده از واژهٔ «ضد انقلاب» عمل انجام شده را توجیه کنند. فتوای جنتی هم برای اقتدارگریان تنها کارکرد درونی دارد و کاملا مشخص است که به او گفته اند تا از تریبون نماز جمعه چه بگوید و به نوعی حجت شرعی برای خود آن هاست، نوعی حجت شرعی از جنس فتواهای صادره برای قتل‌های زنجیره‌ای و یا فتواهایی که در روزهای اخیر مفتی های لیبی به نفع قذافی صادر کردند. واکنش فراگیر و سراسیمهٔ مجلسیان و موضع گیری بعضی از چهره‌های خاص، نشان می‌دهد که آمر اصلی حصر «دستگاه حاکمه» است. دستگاهی که علیرغم عدم رسمیت، نفوذ کافی در بیوت و مراجع تصمیم گیری دارد. نفوذی که می‌تواند هاشمی، ناطق نوری، قالیباف و بسیاری از چهره‌های دیگر را هم به اطاعت امر وادارد. عوامل اصلی حصر اگر رسماً از رهبری دستور نگرفته باشند، قطعاً ریشه‌ای در بیت رهبری دارند. تنها جایی که می‌تواند فرمان آتش را به این همه افراد صادر کند، بیت رهبری است. آمران وعوامل اصلی حصر جنتی را گفته‌اند تا در نماز جمعه فتوای برخورد با سران سبز را صادر کند، دادستان کل را گفته‌اند تا آن‌ها را ضد انقلاب بنامد، احمدی‌نژاد را گفته‌اند که خاموش بنشیند، صدا و سیما را گفته‌اند که شعار مرگ و اعدام سر دهد و وزیر اطلاعات را به مصاحبه واداشته‌اند؛ مصاحبه‌ای که مصلحی از عهدهٔ آن برنیامد و کار را از قبل خراب‌تر کرد. آملی لاریجانی پیش از این گفته بود که در برخورد با رهبران معترض فقط از رهبری سفارش می گیرد. اما جدای از اینکه بنابر اخبار رسیده دستور حصر از رهبری و یا بیت رسیده است پاسخ این پرسش همچنان مبهم است که آیا جزئیات حصر از قبیل قطع هر گونه تماس تلفنی با خانوده ها و فرزندان و بی خبری مطلق و نیز اقدام برای زندان خانگی بدون هیچ گونه محاکمه و دادگاه نیز با نظر رهبری صورت گرفته است یا نه؟ شواهد حاکی است که آن‌ها دستشان خالی است، نه تنها نکته ضعفی از فرزندان انقلاب ندارند، بلکه دستاویزی هم برای برخورد آنان نتوانسته‌اند بسازند. ۲۰ ماه است که تمام اصحاب و اعوان خود را فراخوانده‌اند اما نتوانسته‌اند که در پاکی رهبران سبز خدشه‌ای وارد کنند. برگهٔ فتنه تاریخ مصرفش را از دست داده است، همین که هربار به تمام شدن فتنه استناد می‌کنند و به رسیدن زمان محاکمه و یا از ضد انقلاب می‌گویند، یعنی به بی‌خاصیت شدن آن پی برده‌اند. خشونت و بخصوص برخورد مسلحانه، از اسبابِ ترس به اسبابِ دردسر تبدیل شده است. بی‌دلیل نیست که شهیدان را یا می‌دزدند، یا انکار می‌کنند و یا زنده می‌سازند. طبق اخبار واصله بدنهٔ اصیل و معتقد نظامی کشورمان در این باره حساس شده است. زندان‌ها پر‌تر شده‌اند و دیگر کسی را ندارند که با دستگیری او رعبی ایجاد کنند و نصرتی بیابند، بازگشت سرافرازانهٔ رمضان‌زاده و نوری زاد و مقاومت جانانه اسرای سبز بر شکست استراتژی زندان گواهی می‌دهد. با حصر رهبران سبز هم، معلوم نیست دیگر چه کسی می‌تواند فریب خورده باشد، چه کسی را باید قدرت پرست نامید و چه کسی می‌تواند به زعم حاکمیت به جای دیکتاتورهای عربی بنشیند. دست‌های خالی، خیلی زود رو می‌شوند. بدنه ی آگاه جنبش به صرافت پی برده است که دستور حصر از کجا آمده است. جنبش سبز به جای آنکه به بـُـرد بیاندیشد بر ادامهٔ همین راه با صبر و استقامت تمرکز می‌کند. ادامهٔ بازی در یک روند طبیعی می‌تواند به باخت سرکوبگران تبدیل شود زیرا ترس از شکست در آنان موج می زند اما در جنبش چنین ترسی دیگر وجود ندارد. مگر بر سبز اندیشان چه فشار و محدودیت و تهمتی باقی مانده است که وارد نکرده باشند. صبر بر ادامه و تداوم همین بازی برای جنبش کم هزینه است اما برای مستبدان بسیار پر هزینه است. هر روز که می‌گذرد گزینه‌های پیش رو برای جنبش بیشتر می‌شوند و اطلاعات حاکمیت از حقیقت جنبش و واکنش آن ناقص‌تر می‌شود. فرار نهادهای مسئول از خبر رسانی در خصوص حصر، دستان خالی مصلحی و تسلط ۲۰ درصدی وزارت اطلاعات بر حقیقت و حقانیت جنبش سبز بهترین شاهدند. جنبش سبز و همراهان آن صدها بار خواست بی کم و کاست قانون اساسی را فریاد زدند اما فتنه گر و ضد انقلاب خوانده شدند و تصویری دروغ و تحریف شده از ‍انان در رسانه های رسمی رواج داده شد. کسی که باد بکارد طوفان درو می کند. مسوول پیامدهای رادیکال شدن افکار عمومی دقیقا همین شیوه عمل آقایان است.

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

میرحسین و کروبی بازداشت و به زندان حشمتیه منتقل شده اند

به ایران زمین آنچ بد شارستان کنون گشت یکسر همه خارستان عوض خواهم آن را که ویران شدست کنام پلنگان و شیران شدست کلمه: میرحسین موسوی و مهدی کروبی، به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند. طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است.
پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیتها و نحوه‌ی حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانه‌زنی‌ها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر، با پاسخ‌های مبهم و متناقض روبه‌رو شده بودند، و امکان هیچ‌گونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغ‌های خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با خانواده‌ی موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این بی‌خبری و نیز مسئولیت‌ناپذیری مقامات در پاسخگویی، به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود.
از سوی دیگر، سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که می‌گفت: نیمه شب پنج شنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده‌اند.
در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان، آنچه مشخص شده، این است است که: نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.
موسوی (کروبی) دستگیر بشه، ایران قیامت میشه؟!

۱۳۸۹ شهریور ۱۲, جمعه

منزل مهدی کروبی مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش بسیجی قرار گرفت.


٤- سحام نیوز: مهدی کروبی در پیامی از مردم خواست تا امشب از حضور در اطراف منزل ایشان به شدت خودداری کنند.به گزارش خبرنگار سحام نیوز مهدی کروبی در این پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست نمود که امشب از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. ایشان همچنین از همه همسایگان و عزیزانی که دراین پنج شب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند پوزش خواسته و طلب بخشش نمودند.مهدی کروبی در همین راستا به خبرنگار ما گفت: دراین شب مبارک، آنچه را که خداوند برایم مقدر کرده باشد با تمام وجود پذیرایم و تا آخرین لحظه از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.ایشان همچین در پی تاکید محافظان و اطرافیان حاضر به ترک ساختمان نشدند و گفتند که تا آخر ایستاده ام.

٣- سحام نیوز: به دنبال حمله شدید نیروهای مهاجم، یس از ساعاتی، نیروهای یگان ویژه در محل مستقر شدند.به گزارش خبرنگار سحام نیوز، از دقایقی قبل با استقرار نیروهای یگان ویژه، افراد مهاجم اقدام به عقب نشینی کردند. در حال حاضر این افراد در ابتدای کوچه مستقر شدند و درحال برگزاری مراسم احیاء هستند.آقای کروبی در کمال صحت و سلامت قرار دارند و این اقدام را در این شب مبارک بی خردی و جهل دینی نامیدند.

٢- سحام نیوز: آقای یاری سرتیم محافظان کروبی به بیمارستان منتقل شد.سر تیم محافظان مهدی کروبی که برای صحبت با مهاجمین به سمت آنان رفته بود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت به حالت اغما فرو رفت.در پی این اقدام آقای یاری به سرعت به بیمارستان منتقل شد.به گزارش خبرنگار سحام نیوز، افراد مهاجم ضمن تیر اندازی به ساختمان، اقدام به قطع کردن تمامی چراغ های خیابان کرده اند. منزل همچنان در محاصره ی این نیروهای محاجم است.همچنین در اقدامی دیگر لوله های انتقال آب را تخریب کردند وموجب قطع آب شده اند.متاسفانه نیروهای انتظامی صحنه را به طور کامل ترک کردند.

١- سحام نیوز: از دقایقی پیش به منزل مهدی کروبی حمله شد. نیروهای بسیج با استفاده از سلاح گرم اقدام به حمله به منزل مهدی کروبی نمودند.آنها پس از شکستن درب منزل اقدام به ورود به ساختمان کردند. نیروهای محافظ به مجبور به تیراندازی هوایی شدند.این افراد در شب قدر با هدف ایجاد رعب و وحشت اقدام به این کار کردند.متاسفانه نیروهای انتظامی علی رغم حضور در صحنه تاکنون اقدامی نکردند.

۱۳۸۹ خرداد ۷, جمعه

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

پیام نوروزی میرحسین موسوی منتشر شد




میرحسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز پیامی ویدئویی خطاب به ملت ایران صادر کرد و فرا رسیدن آنرا به ایرانیان مقیم داخل و خارج تبریک گفت. مهندس موسوی سال ۸۹ را سال استقامت و پایداری بر مطالبات برحق و قاونی ملت ایران دانسته و تاکید دارد: سال جدید سال استقامت بر این مطالبات به حق و قانونی است و ما حق عقب کشیدن و عقب‌گرد در ارتباط با این مطالبات را نداریم و آن را خیانت به ملت و اسلام، خون شهدا می‌دانیم.ما این قانون اساسی را در میان امواج خون شهدا به دست آوردیم و نمی‌توانیم آن را راحت از دست بدهیم و همه باید به آن بازگردند.

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

تجمع و شعار علیه کروبی در غیاب نیروهای انتظامی

به نقل از جنبش راه سبز(جرس)
پاشیدن رنگ قرمز به مجمتع محل سکونت مهدی کروبی
جرس: برای دومین بار در ماه جاری، گروهی از مخالفان مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی با تجمع در برابر منزل وی نسبت به مواضع او اعتراض کردند.

خبرگزاری فارس از آنان بعنوان "جمعي از دانشجويان دانشگاه‌هاي تهران به همراه خانواده معظم شهدا، جانبازان و ايثارگران" نام می برد که عصر يكشنبه مقابل منزل مهدي كروبي تجمع كردند.آ
بنابر عکسهای منتشر شده، این افراد بر دیوار ساختمان محل زندگی کروبی شعارنویسی کردند و به این ساختمان چند طبقه رنگ قرمز پاشیدند.
بی بی سی می نویسد که خانواده مهدی کروبی این خبر را تایید کرده است ولی در وبسایت سحام نیوز خبری در این خصوص منتشر نشد.