‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانی سیاسی / حکم اعدام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندانی سیاسی / حکم اعدام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ خرداد ۱۱, یکشنبه

غلامرضا خسروی صبح امروز اعدام شد

حکم اعدام غلامرضا خسروی، زندانی سیاسی یک روز پس از ملاقات با خانواده‌اش، سحرگاه امروز در محوطه زندان رجایی شهر کرج  اجرا شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این زندانی ۴۹ ساله متولد آبادان پس از آنکه کمک مالی به یک شبکه تلویزیونی نموده بود شناسایی و بازداشت شد.

وی مدت ۴۰ ماه در سلولهای اداره اطلاعات کرمان، ۶۴ وزارت دفاع و ۲۴۰ زندان اوین نگهداری شد و نهایتا در یک دادرسی مخدوش به اعدام محکوم شد.


حکم صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در سال ۱۳۹۰ به تائید دیوان عالی کشور رسید. بر اساس حکم شعبه ۲۶ اتهام وی هواداری موثر از «گروهک نفاق» (سازمان مجاهدین خلق ایران) ذکر شده است.


عبدالفتاح سلطانی و شیما قوشه پس از صدور حکم اعدام برای این زندانی وکالت وی را برعهده داشتند.

حکم اعدام این زندانی سیاسی در حال صبح امروز اجرا شد که یکی از وکلای دادگستری روز گذشته در گفتگو با هرانا اعلام کرد اجرای حکم اعدام وی به دلیل تغییرات قانون مجازات اسلامی در خصوص انتصاب اتهام محاربه، غیرقانونی است.

غلامرضا خسروی سوادجانی از زندانیانی است که در وقایع پنج شنبه سیاه به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت بود یکی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به هرانا گفت: «اجرای حکم غیرمنتظره این زندانی بی‌ارتباط با وقایع پنج شنبه سیاه نیست و مومنی (معاون زندان) به همراه حمیدی (معاون قضایی) در حین انتقال وی به رجایی شهر آنرا به وی گوشزد کردند.»

غلام رضا خسروی در سنین جوانی نیز از سوی دستگاه قضایی به ۱۰ سال حبس محکوم شده بود که نهایتا با تحمل ۵ سال حبس از زندان آزاد شده بود وی پیش از محکومیت به اعدام از سوی شعبه ۲۶ از سوی دادگاه انقلاب کرمان به سه سال حبس تعزیری و سه سال تعلیقی محکوم شده بود اما با دخالت وزارت دفاع و اعتراض دادستانی کرمان و دادستانی کشور پرونده وی به تهران منتقل شد.
دخالت وزارت دفاع در پرونده این زندانی پس از آن صورت گرفت که در اقاریر اخذ شده تحت شرایط غیرانسانی وی اعلام کرده بود که از پادگان مقابل منزل خود عکس برداری کرده بود.

سازمان عفو بین الملل روز شنبه ۱۰ خردادماه در بیانیه‌ای از مقام‌های قضایی ایران خواسته است تا اجرای حکم اعدام غلامرضا خسروی را متوقف کند.


حسیبه حاج صحرایی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل، در این زمینه گفته است: «باردیگر مقام‌های ایران در آستانه اعدام مردی قرار دارند که حتی از حق برگزاری دادگاهی عادلانه محروم بوده است.»


سازمان عفو بین الملل گفته است حکم اعدام غلامرضا خسروی نقض قوانین بین المللی و قوانین ایران است.

 پی نوشت: 
متعجبم که چرا سایت کلمه که دو صفحه راجع به درگذشت آخوند ۸۲ ساله ای که مورد تایید خمینی بود نوشته ولی هیچ خبری از اعدام ناجوانمردانه غلامرضا خسروی ننوشته؟!!!

فیلم مویه های مادر غلامرضا خسروی در مقابل دادسرای انقلاب 

فیلم مصاحبه با برادر غلامرضا خسروی در مقابل زندان گوهردشت

۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

شیرکو را هم کشتند

حالا تا یکی دو هفته ای خبر اعدام او را در خبرگزاری ها و تارنماها می بینیم و می خوانیم و بعد هم مانند هزاران هزار ایرانی آزاده ای که توسط رژیم جنایتکار اسلامی شکنجه و کشته شدند و هزاران زندانی سیاسی که  بهترين دوران زندگي خود را گوشه زندان‌های مخوف آخوندها سپري می کنند، به فراموشی سپرده خواهند شد( زبانم لال تا اعدام نفر بعدی)
 شیرکو معارفی زندانی سیاسی کُرد صبح دوشنبه ۱۳ آبان‌ماه در زندان سقز اعدام شد.
حکم اعدام شیرکو معارفی در حالی اجرا شد که نه وکیل و نه خانواده وی، در جریان اجرای حکم قرار نگرفته بودند. بنا به آخرین گزارش‌ها امروز صبح در زندان سقز جسد شیركو رؤیت شده‌ است.

جزئیات اجرای حکم اعدام زندانی سیاسی کُرد شیرکو معارفی: بی خبری تا دیدن طناب دار
یک فعال حقوق بشر کُرد در خصوص اعدام روز صبح دوشنبه شیرکو معارفی زندانی کرد در زندان سقز به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت  ساعت ۱۸ روز یک شنبه ۱۲ آبانماه بعد از آمارگیری در زندان، مسئول حفاظت زندان سقز، به نام نوروزی، دو زندانی  به نام های شیرکو معارفی و مطلب احمدیان را به بخش نگهبانی مرکزی به نام زیر هشت احضار کرده و به آنها اعلام کرده به دلیل کشیدن سیگار در بند سلامت، آنها را تنبیه خواهد کرد و بعد از اینکه توسط نیروهای یگان زندان و دو پاسبخش زندان به نامهای سید حیدر رضوی و هوشیار رزمگاه به آنها دست بند و پابند زده شد، آنها را به بخش موسوم به سوئیت (سلولهای انفرادی) منتقل کردند.
این فعال حقوق بشر در ادامه افزود: «با توجه به اینکه مسئول حفاظت زندان ادعا کرده بود به دلیل کشیدن سیگار آنها را به صورت تنبیهی به سوئیت منتقل خواهد کرد هیچگاه خود شیرکو و دیگر زندانیان سیاسی زندان سقز انتظار این را نداشتند که قرار است حکم اعدام او اجرا شود  و در واقع این بهانه‌ رئیس حفاظت به دلیل بی‌خیال کردن دیگر زندانیان نسبت به خطر اجرای حکم شیرکو بوده است. شیرکو معارفی زندانی محکوم به اعدام و مطلب احمدیان که دارای سی سال حبس است، تا ساعت ۵ و نیم بامداد با هم در سلول نگهداری شدند و در همین ساعت، آقای نوروزی مسئول حفاظت به سلول آنها مراجعه کرده و به شیرکو اعلام کرده که قصد انتقال او را به زندان مرکزی سنندج دارند و باید با آنها برود. شیرکو که به این قضیه مشکوک شده بود از نورزوی در مورد اجرای حکم سوال می‌کند. اما نوروزی اعلام کرده چیز مهمی نیست و تنها به صورت تنبهی موقتا به زندان مرکزی سنندج منتقل خواهی شد.
این فعال حقوق بشر همچنین گفت: «ساعت ۶ بامداد با حضور گروهی از وزارت اطلاعات ، رئیس زندان مهندسی عبدی‌نیا و رئیس حفاظت زندان نوروزی شیرکو به بخش انتظار، سالن ملاقات زندان منتقل شده و در این فضای بسته بدون حضور کارمندان زندان و تنها با حضور رئیس زندان و رئیس حفاظت و اکیپ مذکور حکم اعدام شیرکو معارفی اجرا شده است. شیرکو معارفی تا لحظه انتقال به محوطه‌ سربسته سالن ملاقات در جریان اجرای حکم خود قرار نداشت و تنها زمانی که طناب دار را مشاهده کرده فهمیده که حکم وی اجرا خواهد شد. بعد از چندین ساعت از اجرای حکم نیز مطلب احمدیان به داخل بند سلامت بازگردانده شد.»
حمد سعید شیخی، یکی از وکلای شیرکو معارفی، روز دوشنبه با تایید اعدام موکلش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «از خبرگزارهای متوجه اعدام شدن موکلم شدم بارها با خانواده اش تماس گرفتم تا بالاخره در ساعت ۴ عصر موفق شدم با یکی از اعضای خانواده اش صحبت کنم. او خبر را تایید کرد و گفت دارند می روند تا جنازه را بگیرند.»
شیرکو معارفی، ۳۳ ساله اهل بانه از فعالان سیاسی کرد در آبان سال ۱۳۸۷ در میان مرز ایران وعراق، در حالی‌که قصد داشت از کردستان عراق وارد ایران شود دستگیر شد. او در دادگاه بدوی انقلاب سقز به اتهامات «عضویت در حزب کومله، اقدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا» محکوم به اعدام شد و دادگاه تجدید نظر نیز این حکم را تایید کرد و در جریان اعاده دادرسی نیز حکم اعدام مجددا تایید شد.
پیش از این یکبار سایت های خبری در روز دهم اردبیهشت ۱۳۹۰ خبر از اعدام شیرکو معارفی داده بودند که احمد سعید شیخی، وکیل او آن را تکذیب کرد. آقای شیخی در گفتگوی قبلی خود با کمپین در سال ۱۳۹۰ اعلام کرده بود که امیدوار است حکم اعدام او لغو شود.
از آغاز ریاست جمهوری آخوند بنفش، این چندمین اعدام است؟

۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

رضا اسماعیلی دیگر زندانی سیاسی کرد در زندان سلماس اعدام شد

خبرگزاری هرانا - یک زندانی سیاسی کرد در سلماس به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) امروز صبح ۴ ابان ۱۳۹۲ در زندان شهرستان سلماس اعدام شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا اسماعیلی (مامدی) فرزند توفیق، ۳۴ ساله و اهل روستای دریک از توابع شهرستان سلماس که تیرماه سال ۸۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود؛ به اتهام «محاربه» از طریق «فعالیت تبلیغی و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) به اعدام محکوم شد بود.
بر پای همین گزارش، دولت ایران بدون ابلاغ به خانواده ووکیل این زندانی سیاسی پس از اعدام پیکر وی را در قبرستان این شهرستان به خاک سپرده، اما خانواده و بستگان وی همراه با شمار زیادی از شهروندان کرد پیکر او را خارج ساخته‌ وبه زادگاهش منتقل داده اند. همچنین در سراسر شهرستان سلماس و روستاهای حومه آن فضای امنیتی تشدید شده است.
شایان ذکر است که رضا اسماعیلی در تیرماه سال ۸۸ به جرم همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) زندانی و از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده بود.
قابل ذکر است، رضا اسماعیلی که مدتی طولانی را در بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات شهرستان سلماس سپری نموده بود، در زندان این شهرستان به سر ‌می برد.
شب گذشته حبیب الله گلپری پور دیگر زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه بدون اطلاع خانواده و وکیلش اعدام شده بود.

۱۳۹۲ آبان ۴, شنبه

اعدام حبیب‌الله گلپری‌پور در زندان ارومیه

ندای سبز آزادی: برخی گزارشهای تائید نشده حمایت از اعدام حبیب‌الله گلپری‌پور،شهروند کرد زندانی در زندان ارومیه دارد.  براساس این گزارشها خانواده حبیب الله گلپری‌پور در حال حاضر با حضور مقابل استانداری سنندج خواهان تحویل جنازه فرزندشان شدند.
حبیب الله گلپری پور در مورخ ۵ مهرماه سال ۸۶ در خروجی شهر مهاباد توسط نیروهای حفاظت اطلاعات مهاباد بازداشت و  چندین ماه را در بازداشتگاهای امنیتی  شهرهای مهاباد، ارومیه و سنندج سپری کرد. این زندانی  در تاریخ ۲۴ اسفندماه به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و سازماندهی مادران صلح کُرد در شهر مهاباد از سوی شعبه‌ یک دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شد. این زندانی در اعتراض به حکم صادر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۸۹ به مدت ۱۵ روز اقدام به اعتصاب غذا کرد. بعد از اعتراض به حکم صادر پرونده به دیوانی عالی کشور ارسال و در آنجا نیز حکم بدوی عینا تائید شد.
این زندانی در اسفندماه سال ۹۰ با انتشار نامه ایی سرگشاده در خصوص شکنجه ها روحی و فیزیکی اعمال شده بر وی در زمان بازداشت در بازداشتگاهای وزارت اطلاعات در ارومیه و مهاباد نوشته بود «علی رغم بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه های فیزیکی و روحی من را تا حد مرگ پیش بردند که شکایت آن را همراه به مراتب و ارگان گوناگون دولتی ارسالی کرده ام ولی در این مملکت صدای ما از سلولهای زندانمان هم عبور نمی کند چه برسد به اینکه شنونده داشته باشد.»
رادیو زمانه: ناصر گلپری‌پور پدر این زندانی سیاسی کُرد ضمن تأیید این خبر به زمانه گفت، روز گذشته حبیب‌الله را به مکان نامعلومی منتقل کردند و امروز گفتند که اعدام شده است.
پدر حبیب‌الله گلپری‌پور گفت، تاکنون نهادهای حکومتی پاسخ مشخصی در مورد تحویل پیکر حبیب‌الله به آنان نداده‌اند.
گفته می‌شود این زندانی سیاسی کُرد در همه مراحل بازجویی، شرکت در عملیات مسلحانه را رد کرده و اداره اطلاعات تنها به‌دلیل داشتن کتاب و ارتباط با گروه مادران آشتی شهر مهاباد وی را به همکاری با پژاک متهم کرده بود.

بنا به گزارش‌های منتشر شده، گلپری‌پور طی این مدت در بازداشتگاه‌های شهرهای مهاباد، ارومیه، سنندج و سمنان زندانی بود و تحت شکنجه‌های روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته بود.
“به ما وعده تخفیف حکم داده بودند”

پدر زندانی سیاسی اعدام‌شده با تأکید بر اینکه آخرین ‌بار حدود یک ماه پیش با پسرش حبیب در زندان دیدار داشته است می‌گوید: “حبیب اصلاً فکرش را نمی‌کرد که اعدام شود. به ما وعده تخفیف در حکم‌ اعدام را داده بودند.”
او می‌افزاید: “کاش من آخرین پدری باشم که می‌بیند بچه‌اش، دخترش، پسرش، جگرگوشه‌اش را این‌طور می‌کُشند. کاش دیگر هیچ پدری، این‌طور مثل من دلش نسوزد. من تنها پدری نیستم که شاهد اعدام جگرگوشه‌اش‌ است. هزاران نفر مثل من در ایران هستند، اما امیدوارم آخرین پدری باشم که جگرش این‌طور می‌سوزد. کاش هیچ انسانی دیگر پای چوبه دار نرود. در کدام آیه قرآن نوشته شده است که انسانی را بکشید؟ آن هم با این‌همه نابرابری؟ برای چند جلد کتاب؟ در کدام قانون چنین چیزی نوشته شده است که شما با پسر من کردید؟”
تقدیم به کسانی که به روحانی رای دادند و دلشان خوش بود که با انتخاب یک آخوند دیگر به دموکراسی دست خواهند یافت!!!

۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه

نامه یک اعدامی: من خواستار صلح و گفت و گو بودم؛ به کدامین گناه باید کشته شوم؟

این نامه یک درخواست فوری از شما و همه کسانی است که برای شئونات انسانی اهمیت قایل‌اند، تا از همه راه‌هایی که سودمند می‌دانید استفاده کنید و جان بی‌گناهان را نجات دهید و در برابر وقوع جنایتی بایستید که قرار است در حق کسانی مرتکب شوند که شعار انسانیت، صلح و آزادی سر می‌دهند و به عنوان یک اصل اساسی در زندگی اجتماعی وسیاسیشان به آن پایبند‌اند....
کلمه: محمدعلی عموری‌نژاد، فعال دانشجویی اهل اهواز در بخشی از نامهٔ خود با عنوان «من به دنبال این پرسشم که چرا می‌خواهند مرا بکشند»، نوشته است: «در ایران شش ماه را در سلول‌های انفرادی اطلاعات اهواز تحت انواع شکنجه‌های جسمی و روحی به سر بردم. سپس مرا به زندان مرکزی کارون منتقل کردند و پس از دو سال در یک دادگاه فرمایشی و نا‌صالح به اعدام محکوم شدم. من از آن هنگام تاکنون به دنبال پاسخ این پرسش هستم که «چرا می‌خواهند مرا بکشند؟»
به گزارش کلمه، محمدعلی عموری‌نژاد، فعال دانشجویی اهل اهواز از زندان اهواز نامه‌ای را منتشر کرده و در آن از رفتار‌ها و برخوردهای فراقانونی نهادهای امنیتی با خود گفته است. وی در بخشی از این نامه نوشته است: “صلح” و “گفتگو”، رویایی است که طی یک دهه از عمرم همراهم بوده و به خاطر آن در زندان‌های عراق و ایران گرفتار شده و به یک زندانی بدون مرز تبدیل شده‌ام.
ماه گذشته، سیدضیاء نبوی عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروان، از اعضای فعال شورای دفاع از حق تحصیل و زندانی سیاسی با نگارش نامه‌ای در مورد عموری‌نژاد، وضعیت خطرناک وی را یادآور شده بود. نبوی در بخشی از نامه خود آورده بود: «راستش وقتی یک محکوم به اعدام در مورد مرگ حرف می‌زنه اصلا نمی‌دونم که در برابرش می‌بایست چی بگم! حس می‌کنم اصلا در موقعیت برابر و عادلانه‌ای برای گفت‌و‌گو نیستیم و این زبونم را بند می‌آره! تصور می‌کنم مفاهیمی که برای من ابزارهای سخن سرایی‌اند، در طرف مقابلم شبیه زخم‌هایی هستند که وجودش را می‌خراشند»
“محمدعلی عموری” متولد ۱٣۵۶، وبلاگ نویس و فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی – شیلات و آبزیان از دانشگاه صنعتی أصفهان و فعال دانشجویی و یکی از موسسان نشریه دانشجویی “التراث” در دانشگاه صنعتی اصفهان که به عربی و فارسی منتشر می شد. دبیر دبیرستان های رامشیر و طبق آنچه که برخی رسانه ها ذکر کرده اند، از موسسان موسسه فرهنگی “الحوار” به معنای ” گفتگو” که نام آن برگرفته از سیاست های اصلاح طلبانه دولت خاتمی درباره گفتگوی تمدن ها بود.
او از فعالان دانشجویی است و پس از موج برخورد با این فعالان، در سال ۲۰۰۷ به عراق پناهنده شد. عموری از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد ولی دولت عراق او را به دلیل ورود غیر قانونی از مرز دستگیر کرد به زندان محکوم شد که بعد از ۳ سال حبس در زندان های عماره و بصره علی رغم داشتن مدارک پناهندگی به مقامات دولت ایران در تاریخ ۱٣ ژانویه ۲۰۱۱ تحویل داده شد.
دیوان عالی کشور در تاریخ ۲۰ دی امسال، حکم اعدام محمد علی عموری و ۴ فعال عرب اهوازی را به اتهام محاربه تایید کرد. هادی راشدی (فوق لیسانس شیمی کاربردی و دبیر شیمی)، هاشم شعبانی (شاعر و دبیر ادبیات عرب و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اهواز)، جابر آلبوشوکه (فوق دیپلم کامپیوتر و سرباز وظیفه) و مختار آلبوشوکه (شاغل در یک شرکت سنگ شکن)، از موسسان و اعضای فعال الحوار، در حالی به اتهام محاربه و انجام عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی، از سوی شعبه ٣۲ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی رضا فرج اللهی به اعدام با چوبه دار محکوم شده اند که در جلسات متعدد دادرسی، اعلام کرده اند که پس از ماه ها شکنجه شدید، مجبور به انجام اعترافات دروغین درباره دست داشتن در عملیات مسلحانه و براندازی شده اند.
متن کامل نامه ی این فعال مدنی محکوم به اعدام که در اختیار کلمه قرار گرفته را با هم می خوانیم:
با سلام و درود نیکو
نامه‌ام را با واژه‌ای آغاز می‌کنم که از واقعیت‌های تلخ زندگی مان به دور است. این واژه مصداق خود را از دست داده و آن را نمی‌یابیم مگر در میان مفاهیمی که دیگر بوی هستی نمی‌دهد.
آری”سلام یا صلح” را می‌گویم که نام وبلاگ‌ام در شبکه جهانی اینترنت است و معنای عشق وآشتی را به عنوان اصلی اساسی برای هر نوع عمل انسانی در جامعه با خود دارد. من پس از پایان دوره دانشگاه همراه با شماری از فعالان فرهنگی شهر خلفیه (واقع در جنوب ایران) یک سازمان مردم نهاد (ان جی او) به نام سازمان “الحوار” یا گفتگو تشکیل دادیم که زیر نظر سازمان جوانان وابسته به نهاد ریاست جمهوری در دوره محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران قرار داشت. سازمان “الحوار” در عرصه توسعه انسانی و تقویت پایه علمی دانش آموزان شهرمان فعالیت می‌کرد که اساسا منطقه‌ای دور افتاده، فقیر و از کمترین امکانات آموزشی محروم است و از بیکاری و اعتیاد گسترده رنج می‌برد.
“صلح” و “گفتگو”، رویایی است که طی یک دهه از عمرم همراهم بوده و به خاطر آن در زندان‌های عراق و ایران گرفتار شده و به یک زندانی بدون مرز تبدیل شده‌ام. شاید تنها گناهی که مرتکب شده‌ام گفتن “نه” به همه کسانی است که مانع برپایی یک جامعه آزاد می‌شوند. جامعه‌ای که در آن، انسان بتواند تا ستیغ اندیشه پیشرفت کند و همه چهارچوب‌های مانع رشد و توسعه انسانی را کنار نهد.
من سفرم را آغاز کردم تا برای از میان برداشتن دیوارهایی که فرهنگ‌ها را از هم جدا می‌کند و مانع پیوندهای انسانی می‌شود، بکوشم. دیوارهایی که ظاهر فریبنده‌اش را با رنگ و روی دروغین و به واسطه مفاهیم آمیخته با نفرت بر ملت‌ها تحمیل می‌کند و کوشش فراوان دارد تا واژگان نویدگر عشق و صلح را از میان آدمیان بزداید.
من در دسامبر ۲۰۰۷ هنگامی که رهسپار دفتر ویژه پناهندگان سازمان ملل در عراق بودم دستگیر شدم. من و دو تن دیگر از دوستان‌ام به علت عبور غیر قانونی از مرز عراق، هر یک به پنج سال زندان محکوم شدیم که طی زندان، بلاهای فراوانی بر سرمان رفت که کلمات قادر به وصف آن‌ها نیست. در زندان مرکزی شهر “عماره” یکی از دوستانمان را از دست دادیم زیرا به علت سکته قلبی و نبود امکانات پزشکی در زندان در گذشت.
اما دوستانمان در سازمان‌های بین المللی حقوق بشر، پشت ما را خالی نکردند و چندین نامه حمایت آمیز از آنان دریافت کردیم. بر اثر مکاتبات آن‌ها بود که دفتر سازمان ملل، موضوع پناهندگی مرا پذیرفت. اما پس از سه سال و اندی زندان، مقام‌های عراقی مرا به اجبار به مقام‌های ایرانی تسلیم کردند. آنان به شکلی شگفت آمیز و بر خلاف همه معاهدات بین المللی مرا به ایران باز گرداندند.
در ایران شش ماه را در سلول‌های انفرادی اطلاعات اهواز تحت انواع شکنجه‌های جسمی و روحی به سر بردم. سپس مرا به زندان مرکزی کارون منتقل کردند و پس از دو سال در یک دادگاه فرمایشی و نا‌صالح به اعدام محکوم شدم. من از آن هنگام تاکنون به دنبال پاسخ این پرسش هستم که “چرا می‌خواهند مرا بکشند؟”
این نامه یک درخواست فوری از شما و همه کسانی است که برای شئونات انسانی اهمیت قایل‌اند، تا از همه راه‌هایی که سودمند می‌دانید استفاده کنید و جان بی‌گناهان را نجات دهید و در برابر وقوع جنایتی بایستید که قرار است در حق کسانی مرتکب شوند که شعار انسانیت، صلح و آزادی سر می‌دهند و به عنوان یک اصل اساسی در زندگی اجتماعی وسیاسیشان به آن پایبند‌اند.
شاید رویا‌ها تحقق نیابند اما می‌توانیم بذر امید را در دل نسل‌های آینده که خواهان تحقق آن هستند غرس کنیم.
من از صلح آغاز کردم و برای صلح زیستم و در ‌‌نهایت، صلح و سلام بر شما باد.
محمد علی عموری‌نژاد
بهمن ۱۳۹۱
زندان کارون

۱۳۹۱ خرداد ۳۱, چهارشنبه

خبر اعدام یک زندانی سیاسی عرب ایرانی دیگر به خانواده وی اعلام شد

تعداد اعدام شدگان به ٤ تن رسید

منابع محلی در تماس با العربیه اعلام کردند ماموران امنیتی خبر اعدام علی نعامی شریفی یکی دیگر از زندانیان سیاسی عرب را به خانواده وی در اهواز اعلام کردند.

پیش از اين اعلام شد که ماموران دستگاه اطلاعاتی ایران در تماس با خانواده چند تن از بازداشت شدگان عرب به آنها اعلام کردند دو برادر از خانواده حیدریان و یکی از عموزادگان آنها را اعدام کرده اند.
عباس حیدریان معروف به جاسم ، طه حیدریان معروف به جمشید و عبد الرحمن حیدریان معروف به ناصر، سه جوانی هستند که سال گذشته به اتهام محاربه و قتل یک مامور امنیتی بازداشت شده بودند.

به غیر از این سه زندانی که خبر اعدام آنها به خانواده هایشان اعلام شد علی نعامی شريفى و امیر معاوی نیز به همین اتهام در انتظار اعدام بودند، که بعد از ظهر روز دوشنبه خبر رسيد که علی نعامی شريفی نيز اعدام شد.
در پى پخش اين خبر از بعد از ظهر روز دوشنبه تا پاسى از شب اعتراضات در محلات مختلف شهر اهواز و نقاطى ديگر بالا گرفت.
فعالان عرب در جنوب غرب ايران اعدام شدگان را فعالانى فرهنگى و سياسى مى دانند و به تبليغات و مصاحبه هاى پخش شده باور ندارند.
همچنین طی ماه های گذشته خبرهاىی در مورد شکنجه چند زندانی سیاسی عرب که منجر به شکستگى هاى فک و لگن خاصره، لاغرى شديد و دچار شدن به فراموشى شده، منتشر شده است.
این احکام در حالی اجرا مى شود که طی روزهای گذشته پارلمان اتحادیه اروپا و چندین سازمان حقوق بشری از جمله سازمان عفو بین الملل و دیده بان حقوق بشر نسبت به احتمال اعدام آنها هشدار داده بودند و تاکید کرده بودند اعترافاتی که از این زندانیان گرفته شده زیر شکنجه و فشار صورت گرفته است. ليکن اعتراضات، اقدامات و تلاشهاى بين المللى، عملاً نتوانست جلوى اعدامها را بگيرد.
اکنون جوانان معترض اهوازى با سردادن شعار عليه ديکتاتوری و در دفاع از عدالت و آزادى خواهان توقف اعدام فعالان عرب شده اند.
بر اساس گزارش منابع محلی در حالى که بعضى از محلات شهر اهواز بويژه ملاشيه و دايره که زادگاه اين فعالان يا محل سکونت بسيارى از دوستان آنان اند، شاهد حضور گسترده نيروهاى انتظامى و امنيتى است، خشم عمومی در منطقه باعث وحشت مسئولان حکومتى شده و حتى از سخن گفتن با معترضان خوددارى مى کنند.
گزارش می افزاید وضع شهرستان اهواز و بعضى مناطق اطراف ناآرام مى باشد و خبر اعدام چهارمين جوان عرب ايرانى مردم بسيارى را در اين مناطق آشفته و عصبانى کرده است.
مسئولان ايرانى معمولا ً از تحويل دادن جنازه هاى اعداميان سياسى به خانواده هايشان خوددارى مى کنند. غالباً در چنين مواردى جنازه ها مخفيانه دفن مى شوند و از خانواده ها نيز تعهد گرفته مى شود که مراسم عزادارى و تجمع برگزار نکنند. اما مناطق و مردمى که اين افراد به آنها تعلق دارند بر اساس آداب و رسوم محلی مراسم ختم برگزار می کنند.
فعالان عرب ایرانی می گویند دستگاه های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی طی سالهای گدشته حمله وسیعی بر ضد فعالان حقوق بشری و دگراندیشان عرب آغاز کرده اند.
طى ماه های گذشته نيز خبر کشته شدن زير شکنجه دست کم سه عرب ايرانى به نام هاى ناصر آل بو شوکه، محمد کعبى و رضا مغامسى منتشر شده است. همچنین يک جوان ديگر به نام حسين مياحى در کوت عبدالله اهواز بعد از دستگيرى با تير ماموران کشته شد.

۱۳۹۱ فروردین ۲۸, دوشنبه

خواهر حمید قاسمی: شما را به خدا نگذارید برادرم را اعدام کنند، حمید حتی فعال سیاسی هم نیست

خواهر حمید قاسمی شال در گفتگو با مسیح علی نژاد از ارسال پرونده اعدام برادر زندانی خود به اجرای احکام زندان اوین خبر می دهد و می گوید: یک برادرم(البرزقاسمی) وقتی در اوین زندانی بود گفتند به دلیل سرطان درگذشت، حالا هم حکم اعدام برادرم حمید را به اجرای احکام اوین فرستاده اند، شما را به خدا کمک مان کنید، نگذارید این برادرم را از ما بگیرند. حمید هیچ کاری نکرده، حمید حتی فعال سیاسی هم نیست.

کلمه: حمید قاسمی شال را از ۲۴ خرداد ۸۷ به اتهام جاسوسی و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق زندانی و محکوم به اعدام محکوم کرده اند. این حکم به گفته ی خواهرش به اجرای احکام اوین ارسال شده است و پس از آن احتمال اجرای آن وجود دارد.
خانم قاسمی شرحی از از روند بازداشت برادرش حمید قاسمی و آنچه بر خانواده اش در این مدت گذشته است ارایه می دهد و در عین حال به تلاش های خانواده اش برای جلوگیری از اعدام برادرش نیز اشاره می کند.
او به نامه ای که به دادستان تهران فرستاده است اشاره می کند و می گوید: آقای جعفری دولت آبادی وقتی بر مسند کار آمده بود برای اینکه خودشان را خوب جلوه دهند ما موفق شدیم چند باری ایشان را ببینیم اما متاسفانه الان ایشان ستاره سهیل شده اند و ما حتی نمی توانم دیداری با ایشان داشته باشیم.
خانم قاسمی تصریح می کند: ما پرونده ی حمید را برای اعاده دادرسی به شهبه ۳۱ دیوان عالی فرستاده بودیم و آقای جعفری رییس شعبه دیوان می گوید من پرونده ی حمید را خواندم . خود آقای جعفری می گوید من می دانم حق این جوان نیست که اعدام شود و از بین برود، می گوید ایشان گناهی مرتکب نشده و با این چیزهایی که در پرونده آمده دلایل برای اعدام کافی نیست ولی چون قبلا پرونده در اینجا بررسی شده من نمی توانم حرفی بزنم.
وی ادامه می دهد: من به ایشان گفتم یعنی شما فردای قیامت باید برای یک روز اضافه ماندن حمید در آن سلول جواب خدا را بدهید ولی ایشان برای حفظ میز خودشان پرونده را رد کردند.
وی در پاسخ به این سوال که خود حمید با شنیدن ارسال حکم اعدام به اجرای احکام اوین چه وضعیت و شرایطی داشت می گوید: حمید آن روز که با او ملاقات داشتیم خیلی حالش خراب شد، واقعا دچار شوک شد. یعنی از یک طرف من خبر مرگ خواهرم را به او دادم، و از طرف دیگر آنها خبر حکم اعدام را به او دادند.
وی توضیح می دهد: مادرم هم در این ملاقات حضور داشتند، یعنی فکر کنید مادری که یک فرزندش را اصلا ندیده در اوین از دست داده، یک دختر چهل ساله اش به تازگی فوت کرده و امروز جلوی خودش حکم اعدام پسرش را به او ابلاغ کردند، ببینید مادر من چه حالی می تواند داشته باشد، من از همه ی دنیا می خواهیم کمک مان کنند، تو رو خدا نگذارید این برادرم را از ما بگیرند….
خواهر حمید قاسمی شال با تاثر و گریه ادامه می دهد: هر کاری هر کاری می تواند برای حمید انجام دهد. به خدا حمید هیچ کاری نکرده. برادرم در تمام نامه هایش هم اعلام کرده که به هیچ گروهی وابستگی سیاسی ندارد، حمید حتی فعال سیاسی هم نیست و حتی مدرکی هم علیه برادر وجود ندارد….
متن کامل این گفتگو


بشنوید

۱۳۹۰ بهمن ۱۰, دوشنبه

استمداد مادر زندانی سیاسی محکوم به اعــــدام برای نجات فرزندش

من آمنه قادری مادر زندانی سیاسی محکوم به اعدام زانیار مرادی هستم. از تمام مردم، سازمان امنستی اینترناشنال وسازمان های حقوق بشری، سیاسی و مدنی و آنهایی که برای حقوق بشر و آزادی و یکسانی تلاش میکنند تقاضا میکنم که برای جلو گیری از این حکم ناعادلانه نا انسانی که نسبت به زندانیان سیاسی و مدنی، بخصوص برای جلوگیری ازاجرای حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی اقدام کنند.
بخاطر اینکه آنان همچین جرمی را مرتکب نشده اند. مردم و خانواده قربانیان خودشان این مساله را به خوبی میدانند و امید وارم که با حمایت خودتان از این حکم جمهوری اسلامی جلوگیری کنید. با تشکر فراوان
 فیلم

دوشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۰

۱۳۹۰ بهمن ۶, پنجشنبه

حکم اعدام زانیار و لقمان مرادی به اجرای احکام فرستاده شده

خبرگزاری هرانا - گزارش‌ها حاکی از آن است که پرونده‌ی زانیار و لقمان مرادی، دو زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان رجایی شهر کرج که بنا بر رای قاضی صلواتی، رئیس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه از طریق قتل پسر امام جمعه‌ی شهر مریوان به اعدام محکوم شده بودند، پس از تایید حکم در دادگاه تجدید نظر و هم‌چنین دیوان عالی کشور، به اجرای احکام فرستاده شده است.
پدر زانیار مرادی در این خصوص به گزارشگر هرانا می‌گوید: "مسئولان چندی پیش با امام جمعه‌ی مریوان تماس گرفته و از وی خواسته بودند که در مراسم اجرای حکم اعدام شرکت کند اما خوشبختانه وی می‌داند که زانیار یا لقمان را خودشان به عنوان قاتل معرفی کردند و در واقع بی گناه‌اند و به همین خاطر از این درخواست سرپیچی کرده و همین امر پرونده را در همان روال قبلی نگه داشته است."

وی تاکید می‌کند که حکم اعدام فرزندش از سوی دیوان عالی کشور تایید گشته و این موضوع از طریق مسئولان زندان و به طور شفاهی به فرزندش ابلاغ شده است.
اقبال مرادی در ادامه می‌گوید، زانیار ۳۰ ماه است که در زندان به سر می‌برد و در طی این مدت هیچ یک از اعضای خانواده موفق به ملاقات با وی نشدند. آنچنان که مسئولان زندان در پی مراجعت دیگر اقوام این زندانی سیاسی برای ملاقات، همراه با رفتاری ناخوشایند، عنوان کرده‌اند؛ دلیل این مهم "عدم حضور اقوام درجه یک زانیار مرادی در ایران است."
آقای مرادی در پاسخ به این پرسش گزارشگر هرانا که آیا وکیل زانیار مرادی نیز از روند پرونده مطلع است یا خیر می‌گوید: "وکلا که در ایران نمی‌توانند کاری انجام دهند و وکیلی مثل خانم ستوده هم که بتواند کاری بکند، متاسفانه جایش در زندان است. یک وکیلی هم (نام وی نزد هرانا محفوظ است) بر روی پرونده کار می‌کرد، اما به جای اینکه از موکل خودش دفاع کند، از خانواده‌ی امام جمعه دفاع می‌کرد و بیش‌تر به وکیل مقتول می‌ماند."
نکته‌ی جالب توجه این است که بنا به گفته‌ی خانواده‌ها، وکیل این دو زندانی سیاسی از سال گذشته که دادگاه تجدید نظر برگزار شده تاکنون، مراجعه‌ای به تهران جهت پیگیری وضعیت پرونده‌ی موکل‌هایش نداشته است.
وی می‌افزاید که از روند مثبت پرونده‌ی فرزندش قطع امید کرده و در حال حاضر نیز تنها درخواستش از نهادها و سازمان‌های حقوق بشری و افرادی که در حوزه‌ی حقوق زندانیان سیاسی فعالیت می‌کنند این است که، با تلاش‌هایشان جلوی اجرای احکام ناعادلانه را بگیرند.
او می گوید: "من به عنوان یک پدر اعلام می‌کنم که در این پرونده، زانیار و لقمان قربانی دشمنی نظام با من شده‌اند و این قتل توسط آن دسته از عوامل خودشان که دستشان در جنایاتِ منطقه باز بوده، انجام شده است."
پدر این زندانی سیاسی محکوم به اعدام در پایان و در پاسخ به سوال گزارشگر هرانا در خصوص ارائه‌ یا عدم ارائه‌ی درخواست عفو از سوی فرزندش می‌گوید: "من که با زانیار در ارتباط نیستم، وضعیت پرونده‌اش را هم از طریق دوستان و رسانه‌ها دنبال می‌کنم و تاکنون هم در این خصوص چیزی نشنیدم اما آنچه که مشخص می‌باشد این است که دغدغه‌ی یک زندانی قبل از هر چیز آزادی است و در رسیدن به این امر از هیچ تلاشی فروگذار نیست."
در همین خصوص یکی از نزدیکان لقمان مرادی نیز در مصاحبه‌ی کوتاهی با گزارشگر هرانا می‌گوید: "این پرونده روال عجیبی دارد. ما قبلاً فکر می‌کردیم که تمامی مراحل طبق روال طی می‌شود و احکام صادره هم، به طور رسمی به وکیل و خانواده‌ها ابلاغ می‌شود اما این طور نیست و قصد دارند که خودشان حکم را اجرا کنند به همین دلیل تمامی ابلاغ‌ها تاکنون شفاهی بوده. دو ماهی هم می‌شود که با امام جمعه‌ی مریوان تماس می‌گیرند و از وی می‌خواهند که بیاید و در مراسم اجرای حکم در تهران شرکت کند اما او گفته که من تردید دارم و هرگز چنین کاری انجام نمی‌دهم."
وی با بیان اینکه ما خودمان هم متعجب هستیم که چرا احکام به صورت کتبی ابلاغ نمی‌شوند و حتی در زندان یک سرباز عادی به لقمان گفته است که حکمت در دیوان عالی نیز تایید شده، می‌افزاید: "گویا تا زمانی که امام جمعه‌ی مریوان در مراسم اجرای حکم شرکت نکند، این حکم اجرا نخواهد شد."
این در حالیست که احکام اعدام صادره برای لقمان و زانیار مرادی از سوی دادگاه انقلاب است و دادگاه کیفریِ این دو زندانی سیاسی، که مقرر شده بود به صورت فوق العاده تشکیل شود، تاکنون برگزار نشده است.
لازم به ذکر است که خانواده‌ی لقمان مرادی نیز علی رغم اینکه در ایران زندگی می‌کنند، بیش از ۷ ماه است که با وی ملاقاتی نداشته‌اند و این در حالیست که طی این مدت دستکم ۱۰ بار از کردستان به البرز سفر کرده و به زندان رجایی شهر کرج مراجعه داشته‌اند.
پنجشنبه ٦ بهمن ١٣٩٠

۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه

اعدام یک زندانی سیاسی کرد در زندان مرکزی کرمان

خبرگزاری هرانا - صبح امروز یک زندانی اهل سلماس با اتهام محاربه که در زندان مرکزی کرمان و در تبعید زندانی بود به صورت مخفیانه اعدام شد.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی گزارش داده است عزیز خاک زاد ۲۹ساله، اهل سلماس در سال ۱۳۸۶ بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه و همکاری با گروه های معاند نظام به اعدام محکوم شده است.
این گزارش می افزاید وی با تلاش خانواده و وکیل اش در دادگاه دیگری به ۵ سال زندان و تبعید به زندان کرمان محکوم شد و علی رغم تقلیل حکم وی نامبرده بامداد امروز در زندان مذکور اعدام شده است.
در ادامه این گزارش آمده است شب گذشته بصورت ناگهانی او را از بند عمومی خارج و به سلولهای انفرادی منتقل کردند و صبح امروز حکم اعدام وی اجرا شد.
گزارشات حاکی از آن است که خانواده او صبح امروز از خبر اعدام وی مطلع شدند.
گفتنی است منابع حکومتی تاکنون اجرای حکم اعدام وی را اعلام نکرده اند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

گرامیداشت یاد معلم جانباخته فرزاد کمانگر

جــرس: در آستانه سالگرد اعدام فرزاد کمانگر، معلم و زندانیِ سیاسی کُرد، کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز(شاخه کردستان)، جهت گرامیداشت یاد وی بیانیه ای صادر کرده و خواستار ادای احترامِ معلمان سراسر کشور در سالروز اعدام آن معلم جانباخته شد.
به گزارش رسیده به جرس، کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز– شاخه کردستان، در ابتدای بیانیه خود با انتشار بخشی از رنجنامه فرزاد کمانگر که آنرا قبل از اعدام نگاشته بود، به نقل از وی آورده است "امروز که قرار است زندگی را از من بگیرند با عشق به همنوعانم، تصمیم گرفته ام اعضای بدنم را به بیمارانی که مرگ من می تواند به آنها زندگی ببخشد هدیه کنم. قلبم در سینه کودکی بتپد تا فردایی نه چندان دور، معلم روستایی کوچک شود و هر روز صبح، بچه ها با لبخندی زیبا به پیشوازش بیایند و او را شریک همه شادی ها و بازی های خود بنمایند شاید آن زمان، کودکان، طعم فقر و گرسنگی را ندانند و در دنیای آنها، واژه های زندان، شکنجه، ستم و نابرابری، معنایی نداشته باشد.فرزاد کمانگر- بند امنیتی ٢٠٩ زندان اوین
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: رنج نامه فرزاد کمانگر، گویای نگرش خشونت ورزان و ناقضان حق حیات نسبت به دگراندیشی و تغییر طلبی است. سال گذشته و در چنین روزی، پس از سه سال تحمل ناجوانمردانه ترین شکنجه ها، دایه سلطنه، فرزندش و شاگردان فرزاد، معلمشان را از دست دادند، اما، کردستان در این روز، بار دیگر چوبه های اعدام را شرمسار کرد تا بگوید فریاد آزادی خواهی و حق طلبی را با هیچ طناب داری نمی توان حلق آویز و خفه نمود. به همین مناسبت، کمیته اطلاع رسانی جنبش سبز – شاخه کردستان، ضمن تبریک به خانواده این معلم شهید و مردم کردستان و ایران، با اعلام حمایت از بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید و کانون صنفی معلمان استان کردستان، خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی اعضای در بند کانون صنفی معلمان است. این کمیته یادآور می شود جنبش سبز ایران، خواسته های معلمان را به عنوان اصلی ترین مطالبات خود پیگیری می نماید و خواهان تغییرات اساسی و بنیادی در حوزه آموزش کشور است. لذا، از تمامی معلمان می خواهد جهت ادای احترام به همکاران فقید و دربند خود، کلاس های درس روز ١٩ اردیبهشت ماه را با دو دقیقه سکوت شروع نمایند تا به وظیفه انسانی و اخلاقی خود در قبال نسل بیدار، آگاه و پرسشگر آینده عمل کرده باشیم.

هرانا؛ نامه و صدای منتشر نشده‌ای از فرزاد کمانگر
اواخر شهریورماه ۸۶، شعبه ۳۰ دادگاه انقلاب تهران در خصوص رسیدگی به پرونده‌ام عدم صلاحیت اعلام کرده بود، بنابراین به سنندج منتقل شدم و نزدیک دوماه در آنجا ماندم. مسئول بازداشتگاه آدمی حدودا ۵۰ ساله و بیماری روانی بود که از آزار زندانیان لذت می‌برد.

بار‌ها بدون هیچ دلیلی به کمک دو نگهبان دیگر مرا مورد ضرب وشتم قرار می‌داد. روزی به علت شدت ضربات مشت و لگد صورتم کبود و خونین شده بود و فک و دندان‌هایم آسیب دید، ‌‌‌‌ همان شب صدای عروسی را در اطراف بازداشتگاه می‌شنیدم و این مطلب زائیده حال و هوای‌‌‌‌ همان شب است که زنده یاد نادر محمدی نیز در سلول همجوار من بود.



فرهاد هافرهاد رفت و قصه شیرین او بماند

با یاد تیشه ها که دل بیستون شکافت

با یاد تیشه ای که سرکوهکن شکست

با یاد خسروی که به نامردی ربود

عشق رعیتی ز رعایای خویشتن
با آن شگفتها که نظامی سروده بود

کنون منم

پیکر تراش پیکر فرهادهای روز

کنون منم نگارگر تیشه ها و تاج

دستانسرای شعله براورنگ آبنوس

از پیش چشم من صف فرهادهای روز

پرچم به کف گرفته سوی راه می روند

عشاق تلخ کام شهیدان بیستون

با تیشه ها به بارگه شاه می روند

۱۳۸۹ بهمن ۹, شنبه

زهرا بهرامی، شهروند ایرانی – هلندی اعدام شد

زهرا بهرامی، شهروند ایرانی –هلندی ۴۵ ساله، در تاریخ ۶ دی ماه به خاطر شرکت در تجمع اعتراضی نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شد و بعد از بازداشت به سلول‌های بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و نزدیک به ۱۰ ماه در آن‌جا زیر فشارهای بازجویی برای اخذ اعتراف‌های تلویزیونی و قبول اتهاماتی سنگین قرار گرفت و امروز شنبه نهم بهمن ماه در ایران اعدام شد.
به گفته‌ی سایت دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در پی تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست ،‌ پرونده زهرا بهرامی به دادگاه انقلاب ارسال و جلسه دادگاه با حضور نماینده دادستان و وکیل وی تشکیل و پس از رسیدگی،‌ نامبرده به اتهام «نگه داری ۴۵۰ گرم کوکائین» و «مشارکت در فروش ۱۵۰ گرم کوکائین» به اعدام و مصادره اموال و پرداخت چهارده میلیون ریال جزای نقدی و تحمل هفتاد ضربه شلاق محکوم شد که رای صادره مورد تایید دادستان کل کشور نیز قرار گرفت.
بر پایه گفته‌ی وکیل وی، ژینوس شریف رازی، زهرا بهرامی در اعترافات خود در دوران بازجویی و سلول انفرادی داشتن مواد مخدر را قبول کرده بود اما در دادگاه اذعان داشته است که آن اعتراف‌ها به خاطر شکنجه‌های صورت گرفته بوده و تمامی آن‌ها را رد کرده بود.
پس از اعتراض‌های بین‌المللی رامین مهمان‌پرست سخنگوی وزارت خارجه دولت ایران، اتهامات بهرامی را داشتن مواد مخدر ذکر کرد، اما بنفشه نائب‌پور دختر وی که در ایران زنده‌گی می‌کند، این اتهام‌ها را رد کرده و و گفت که هیچ‌کدام از اتهام‌های مادرش با هم سنخیت ندارند.

از قرار امام چهاردهم جرات نوشتن نامه های مشابه امام خونخوار سیزدهم را ندارد و تصمیم گرفته زندانیان سیاسی را تحت نام قاچاقچی مواد مخدر اعدام کند.
جمهوری اسلامی بقدری بیشرف و دروغگو است که اگر بگوید ماست سفید است من باور نمیکنم، حالا بگو توی خانه اش ٤٥٠ گرم کوکائین پیدا کردید، من میگم حتی اگر راست باشد آن پاسدارهای بیشرف تو خانه اش گذاشته اند.
بگو در دادگاه اعتراف کرده، من میگم یک دهم شکنجه هایی که در زندان های ایران اعمال میشود را با جلاد زاده، مجتبی خامنه ای بکنید، اعتراف که هیچ، حاضر میشود حلقه طناب دار را گردن باباش بندازد!
راستی جرم ایشان به خاطر عضویت در گروه "انجمن پادشاهی ایران" به کجا رسید؟!هنوز در دست بررسی است؟!

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

حسین خضری، صبح امروز در زندان مرکزی ارومیه اعدام شد.

من شاخه ای ز جنگل سَروَم
از ضربه تبر
بر پیکر سلاله من یادگارهاست
با من مگو سخن ز شکستن !
هرگز شکستگی به بَر ما شگفت نیست
بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاهِ نیاز، باز
آن هیمه ام که شعله برانگیزد
آن ریشه ام که جنگل از آن خیزد
سیاوش کسرایی بنا به اطلاع ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران"هرانا"، دوازدهم دی ماه سال جاری تیم ویژه ای از تهران برای اعدام حسین خضری به زندان مرکزی ارومیه آمده بودند تا شبانه وی را اعدام کنند، اما مسئولان به دلایل نامعلوم اجرای این حکم را به تعویق انداختند.
حسین خضری متولد ١٣٦١ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه و همچنین تایید شعبه ١٠ دادگاه تجدید نظر استان اذرباییجان غربی و تایید این حکم از سوی شعبه ٣١ دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شده است.
وی از سیزده روز پیش به سلولهای انفرادی زندان ارومیه منتقل و پس از پیگیری های خانواده اش با برادرش برای آخرین بار ملاقات کرده و سپس مجددا به سلول انفرادی منتقل شد.
حسین خضری در حالی بامداد امروز در زندان ارومیه اعدام شد که وکیل و خانواده ی این زندانی از اجرای حکم اعدام وی اطلاع نداشتند و این حکم به صورت مخفیانه در زندان ارومیه به اجرا در آمده است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی در خبری اتهامات حسین خضری را "شرکت در عملیات مسلحانه و کشتن یکی از ماموران نیروی انتظامی در پاسگاه مرزی گل شیخان شهرستان ارومیه در سال ١٣٨٣" عنوان کرده است.
حسین خضری پیش تر تمامی این اتهامات را رد کرده بود و در ملاقات با خانواده اش از تلاش ماموران وزارت اطلاعات برای اخذ اعترافات تلوزیونی دروغین از وی خبر داده بود.
شایان ذکر است که برادر این زندانی سیاسی شب گذشته در گفتگو با هرانا احتمال داده بود که مسئولان آقای خضری را مخفیانه اعدام می کنند.
مسئولان طی مدتی که حسین خضری از بندش خارج شده بود، هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت و محل نگهداری وی به خانواده اش نداده بوند.
وی در تاریخ ١٠/٥/٨٧/ در شهرستان کرمانشاه توسط نیروهای سپاه نبی اکرم آن شهرستان دستگیرشد و مدت ٤٩ روز را در اختیار نیروهای سپاه نبی اکرم کرمانشاه بود. حسین خضری در طی این زمان متحمل شکنجه های روحی و جسمی متعددی در زمان بازجویی ها شده بود.
وی در رنجنامه ای که در اختیار خبرگزاری هرانا قرار داد شکنجه های جسمی خود را به قرار زیر اعلام کرد:

١- کتک زدن به مدت چندین ساعت در هر روز
٢- ایجاد فشار روحی و روانی در حین بازجویی
٣- تهدید بازجویی هایم مبنی بر آنکه اگر آن مواردی که ما میگوییم قبول نکنی به برادر و داماد خانواده شما میتوانیم برچسب فعالیت های غیرقانونی علیه نظام بزنیم
٤- ضربه زدن با لگد به اندام های تناسلی من و خونریزی و تورم آن نواحی از بدنم به مدت چهارده روز
٥- پارگی پای راستم تقریبا به اندازه ٨سانتیمتر به علت ضربه محکم پای بازجو که هنوز قابل مشاهده است
٦- وارد کردن ضربات متعدد به تمامی بدنم با باتوم
لینک های مرتبط با حسین خضری:

۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

تایید حکم اعدام جعفر کاظمی

آنجا که خامنه ای جلاد میخواهد حکم خمینی خونخوار را پس از ٢٢ سال تکمیل کند.
دور نیست روزی که ما هم لیست خود را تکمیل کنیم!
جرس: وکیل مدافع جعفر کاظمی به کمپین بین المللی حقوق بشر درایران گفت که حکم اعدام موکلش جعفرکاظمی در دادگاه تجدیدنظر تایید شده و درخواست اعاده دارسی وی نیز توسط شعبه ۳۱ دیوان عالی رد شده است. این حکم توسط دادگاه تجدید نظر شعبه ۳۶ استان تهران به ریاست حجت الاسلام زرگر تایید شده است.
جعفر کاظمی، ۴۶ ساله، لیتوگراف کتب درسی و جزوات دانشگاه امیر کبیر، روز ۲۷ شهریور در میدان هفت تیر دستگیر و به سلول انفرادی بند ۲۰۹ منتقل و پس از ۷۴ روز به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. جعفر کاظمی پیش از این نیز از سال ۱۳۶۰ تا اواخر سال ۱۳۶۹ زندانی بوده است. رودابه اکبری،همسر جعفر کاظمی، طی نامه‌ای از دبیر کل سازمان ملل برای متوقف کردن حکم اعدام همسرش کمک خواسته است. وی ابتدا در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شده بود.
خانم غنوی پیرامون اتهام موکل اش گفت: "جعفر کاظمی، متهم به محاربه از طریق هواداری گروه مجاهدین است اگرچه در هیچ یک از بازجویی ها اتهامات وارده را نپذیرفته است."
وی افزود: "اتهام محاربه از جمله جرائمی است که قانونگذار باید شرایط فقهی را به سبب این که ریشه فقهی دارد لحاظ کند؛ از جمله این که اقدام مسلحانه هست که اکثر علمای شیعه معتقدند محارب به کسی می گویند که دست به سلاح ببرد. در مورد موکل من این طور نبوده، ایشان صرفا در اجتماعات بعد از انتخابات حضور داشته است و احتمال دارد شعارهایی داده باشد اما به عنوان وکیل معتقد هستم بحث محاربه در مورد ایشان اصلا مصداق پیدا نمی کند."
نسیم غنوی در خصوص دفاعیات مطرح شده در دادگاه گفت: "متأسفانه نه دادگاه بدوی به دفاعیات ما توجه کرد نه تجدید نظر و دیوان هم همین طور و بحث محاربه را در مورد ایشان صادق دانستند."

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

انتقال حسین خضری به مکان نامعلوم/ احتمال اجرای حکم اعدام حسین خضری

صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان می کنند
دست خون آلود را درپیش چشم خلق پنهان میکنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند
خبرگزاری هرانا – ساعاتی پیش ماموران اداره اطلاعات ارومیه با مراجعه به زندان مرکزی ارومیه حسین خضری را به مکان نامعلومی منتقل کردند.
بنا به گزارش خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران"هرانا" حسین خضری زندانی سیاسی محکوم به اعدام ساعاتی پیش همراه با ماموران اداره اطلاعات به مکان نامعلومی منتقل شد.
اواخر آبان ماه خبرگزاری هرانا در گزارشی اعلام کرد: شعبه ٩ اجرای احکام دادگاه ارومیه جهت اجرای حکم این زندانی، پرونده وی را به دادستان استان ارسال کرده است که در صورت موافقت دادستانی اجرای حکم اعدام حسین خضری قریب الوقوع خواهد بود.
حسین خضری زندانی محکوم به اعدام پیشتر در نامه ای به افکار عمومی و سازمان ها و نهاد های حقوق بشری که از سوی این خبرگزاری منتشر شد، خواهان پیگیری طرح شکایت خود از دستگاه اطلاعاتی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دستگاه قضایی شده بود.
وی در بخشی از نامه خود می گوید به مدت ٤٩ روز در سلول های انفرادی سپاه و در بازداشتگاهی مخفی که زیر نظر سازمان زندان های نیست به شدت شکنجه و وادار به اعتراف غیر واقعی شده است.

۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

علی صارمی و علی اکبر سیادت اعدام شدند

آیا اگر ملتی بگوید این حکومت را نمی خواهیم، حق آن ملت یک قبرستان شهید است؟
ضحاک زمانه - خمینی - بهشت زهرا ،بهمن ۱۳۵۷
خبرگزاری هرانا -علی صارمی و علی اکبر سیادت دو زندانی سیاسی و امنیتی بامداد امروز در زندان اوین اعدام شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، بامداد امروز سه شنبه ٧ دی ماه سال ٨٩ علي صارمي که به دلیل عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران به محاربه متهم شده بود به همراه یک زندانی امنیتی دیگر به نام علی اکبر سیادت به اتهام جاسوسی برای دولت اسرائیل؛ در زندان اوین اعدام شدند.
علی صارمی از زندانیان سیاسی دهه ٦٠ اولین باز در سال ١٣٦١ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به سه سال حبس تعزیری به مدت ٥ سال تعلیق محکوم شد.
نامبرده مجددا در سال ٦٨ به همین اتهام دستگیر و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد که پس از اعتراض در دیوان به ده سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی سپس در سال ٨٤ به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش سال حبس محکوم که این حکم در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تقلیل یافت.
علی صارمی سر انجام در شهریور ٨٦ به دلیل شرکت در مراسم یاد بود جانباختگان ٦٧ در خاوران و انجام سخنرانی در آن مراسم، دستگیر و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد.
این در حالی است که جعفری دولت آبادی داستان عمومی و انقلاب تهران پس از اعتراضات به نتیجه انتخابات وی را از بازداشت شدگان پس از انتخابات معرفی کرد.
هم چنین علی اکبر سیادت، زندانی امنیتی که چندی پیش دادستان تهران بدون اعلام هویت وی صدور حکم اعدامش را در رسانه ها اعلام کرد نیز در مهر ماه ٨٧ بازداشت و پس از چندی به اتهام جاسوسی برای دولت اسرائیل به اعدام محکوم می شود.
پرونده علی صارمی ، زندانی سیاسی اعدام شده به روایت خود (فایل صوتی)

ممانعت مسئولین زندان از برگزاری مراسم برای علی صارمی
پیام تسلیت همبندیان علی صارمی
علی صارمی جاودانه شد

بازداشت خانواده ی علی صارمی و دیگر تجمع کنندگان در مقابل زندان اوین
چو ضحاک بر تخت شد شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمدبر این روزگاری دراز
نهان گشت آئین فرزانگان
پراکنده شد نام دیوانگان
هنر خوار شد، جادوی ارجمند
نهان راستی ، آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن جز براز

۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

تعویق اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی

خبرگزاری هرانا – بنا بر وعده داده شده به خانواده و تجمع کنندگان مقابل زندان سنندج خانواده حبیب الله لطیفی با وی در زندان دیدار کردند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خانواده این زندانی که از ساعت ٥ بامداد مجددا در مقابل زندان در انتظار ریاست زندان برای اجرای نمودن وعده خود بسر می بردند در ساعت ٩ صبح موفق به دیدار حبیب الله لطیفی در زندان شدند.
الاهه لطیفی در گفتگویی کوتاه با هرانا ضمن تشکر و تبریک به مردم ایران خبر تعویق حکم اعدام این زندانی سیاسی را تائید کرده است.

حبیب الله لطیفی دانشجوی رشته صنایع دانشگاه ایلام در اول آبان سال ٨٦ بازداشت و در اواخر سال ٨٧ از سوی دادگاه انقلاب به اتهام محاربه و افساد فی الارض به اعدام محکوم شده بود.
خبرگزاری هرانا – در پی یورش نیروهای اطلاعاتی و امنیتی به منزل حبیب الله لطیفی دست کم بیست تن از شهروندان بازداشت شدند.
خبرگزاری هرانا – از روز گذشته تا کنون کلیه تلفن های عمومی زندان مرکزی سنندج قطع شده است و نگرانی در خصوص اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی افزایش یافته است.

۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

حبیب الله لطیفی روز یک شنبه اعدام می‌شود

هرآنگه که تشنه شدستی به خون
بیالودی آن خنجر آبگون
زمانه به خون تو تشنه شود
براندام تو موی دشنه شود
دانشجونیوز: حکم اعدام حبیب الله لطیفی آنگونه که وکیل اش تایید کرده، قرار است در روزیکشنبه ٥ دی ماه به اجرا گذاشته شود. وی در پس برگزاری یک محکمه ناعادلانه به اعدام محکوم شده بود.
حبیب الله لطیفی ،دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد ایلام، از تاریخ ٢٦ دی ماه سلول سال گذشته به سلول انفرادی منتقل شد که نگرانی ها در مورد اجرای حکم اعدام اش را افزایش داده بود. معلوم نیست وی چه مدت در انفرادی نگه داشته شده است.
وکیل وی اکنون توسط مقامات جمهوری اسلامی اطلاع یافته که بنابرقوانین جمهوری اسلامی قرار است اعدام وی در روزیکشنبه ٥ دی ماه در زندان شهر سنندج به اجرا در آید. اعدام ها عمدتا در روزهای تعطیل اجرا می شوند. معلوم نیست که آیا خانواده وی تا کنون در جریان برنامه تعیین شده برای اعدام وی قرار گرفته اند یا نه.
حبیب الله لطیفی در آبان ١٣٨٦ در سنندج بازداشت شد و در پی برگزاری یک محکمه ناعادلانه در دادگاه انقلاب سنندج مورخ ١٣ تیر ١٣٨٧ به اعدام محکوم شد. وی به اتهام عضویت در گروه پژاک و بنابر ادعاهای مقامات دادستانی به علت فعالیت هایش در این ارتباط به محاربه با خدا محکوم شد. دادگاه اش در پشت درب های بسته برگزار شد و وکیل اش حق حضور و دفاع از وی را در جلسه دادگاه نداشت. خانواده وی نیز از حضور در دادگاه بازماندند.
حکم اعدام نامبرده توسط دادگاه تجدیدنظر سنندج در ٣٠ بهمن ١٣٨٧ تایید شد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

با قطع تلفن ها، فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی در اوین اعدام شدند


خبرگزاری هرانا - مسولان زندان اوین با قطع تلفن های این زندان از دو روز گذشته اقدام به اجرای حکم اعدام زندانیان سیاسی فرزاد كمانگر فرزند باقي، علي حيدريان فرزند احد، فرهاد وكيلي فرزند محمد سعيد، شيرين علم‌هولي فرزند خدر و مهدي اسلاميان فرزند محمد نمودند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا این احکام در حالی به اجرا درآمد که پرونده سه تن از متهمان این پرونده در مرحله بازنگری (اعمال ماده ۱۸) قرار داشت و همچنین هیچ یک از وکلا و خانواده ها در جریان اجرای این احکام قرار نگرفتند.گزارشات تکمیلی در این رابطه منتشر خواهد شد.

۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

انتشار اسامی بازداشت شدگان سال 1388

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

با توجه به گستردگی نقض حقوق بشر در ایران به خصوص در سال ١٣٨٨ ، رقم بازداشت شدگان توسط نهادهای امنیتی حکومت که اکثر آنان در وقایع پس از انتخابات در ایران (خردادماه) در اعتراضات خیابانی بازداشت شده اند ، تعداد بی سابقه ١٨ هزار تن ارزیابی می شود.علیرغم محدودیت همیشگی مدافعان حقوق بشر و دیده بانان جامعه مدنی در ایران که خاصه پس از انتخابات دوره دهم در ایران تشدید شده است، مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تلاش نمود تا هویت بازداشت شدگان امنیتی در ایران را مستند و جمع آوری نماید که این مهم تحت عنوان "اسامی بازداشت شدگان ١٣٨٨ " که هویت ٢٥٦٠ تن از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران است را منتشر می نماید.این لیست تنها افرادی را در برمیگرد که در طول یکسال اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده ا ند و هویت آنان احراز شده است، زندانیان، محکومان و امثالهم در لیستی جدا ارائه خواهد شد.
برای دانلود این گزارش لطفا
اینجا را کلیک کنید