‏نمایش پست‌ها با برچسب حمایت از حیوانات / پناهگاه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حمایت از حیوانات / پناهگاه. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۱ مرداد ۱۰, دوشنبه

پناهگاهی برای افراد بی‌خانمان و سگ‌هایشان

در برزیل
یک شهر کوچک در جنوب برزیل، راهی برای جذب افراد بی‌خانمان به یکی از پناهگاه های خود در شب های سرد زمستان پیدا کرده است: آنها می‌توانند با حیوانات خانگی‌شان در پناهگاه بخوابند.
کانواس - شهری با جمعیت تخمینی ۳۴۸۰۰۰ در ایالت ریو گراند دو سول - برزیل متوجه شد که بسیاری از مردمی که در خیابان‌ها زندگی می‌کنند از ماندن در ۱۴ پناهگاه این شهر در شب های سرد زمستان که اکنون در حال توسعه است، اجتناب می کنند زیرا حیوانات خانگی آنها اجازه ورود به پناهگاه را ندارند.
فابیان تومازی بوربا، دبیر ویژه امور حیوانات این شهرستان گفت: "بسیاری اوقات آنها ترجیح می‌دهند در پناهگاه نمانند تا حیوانات خانگی خود را تنها رها نکنند."
بی‌خانمان‌ها و حیوانات خانگی‌شان اکنون می‌توانند زیر یک سقف در مدرسه (La Salle) سائوپائولو که می‌تواند روزانه ۱۵۰ نفر را در خود جای دهد، سرپناهی پیدا کنند.
ماچادو دی لیما که با سگ‌هایش در این پناهگاه می‌خوابد میگوید: «اگر نمی‌توانستم در پناهگاه با سگ‌هایم بمانم، آنها را می بردم تا با خودم در خیابان بخوابند.»
افراد بی خانمان یک بسته رفاهی حاوی اقلامی مانند صابون، حوله، مسواک و خمیر دندان دریافت می کنند. صبحانه و شام نیز فراهم می‌شود.
سگ‌ها توسط دام‌پزشک معاینه می‌شوند، از نظر وجود انگل بررسی می شوند، واکسینه و یا عقیم می‌شوند تا هیچ بیماری را منتقل نکنند.
بوربا می‌گوید: «چشم‌انداز این است که از انسان‌ها و همچنین حیوانات خانگی مراقبت کنیم.»
در ایران اسلام زده:
به سگ‌های پناهگاه گندک، شلیک می‌کنند و برای رد گم کردن جنایت شان، آنها را (بی‌جان و نیمه‌جان) مخفیانه با بولدوزر زیر خاک دفن می‌کنند. سگ‌هایی سالم که با دشواری، کمبود امکانات و هزینه‌های بسیار بالایی که از راه کمک‌های مالی حامیان حیوانات ایران تامین شده بود، واکسینه و عقیم شده بودند. 
البته در حکومت عدل اسلامی، برای افراد بی‌خانمان هم پناهگاه دارند ولی از آنجا که تفاوتی با شکنجه‌گاه و زندان‌هایشان ندارد 
بی‌خانمان‌ها ترجیح میدهند آزاد باشند و به اینگونه پناهگاه‌ها نروند
 زنان بی‌خانمان نیز از همان جایگاهی برخوردار هستند که توسط دین اسلام به آنها اعطا شده است

۱۳۹۰ مرداد ۳۰, یکشنبه

خانمی با ٧٠٠ گربه

این لقب جدید Lynea Lattanzio بنیانگزار خانه گربه ها در Kings، کالیفرنیا است.
پناهگاهی برای گربه ها، بدون قفس و بدون کشتار. قدم هر گربه ی کوچک و بزرگی در این خانه خوش است! گربه ها در این پناهگاه میمانند تا زمانی که کسی برای نگهداری از آنها پیدا شود اگر هم کسی پیدا نشد همانجا میمانند تا زمانی که مرگشان فرا رسد...
ماجرا از آنجا آغاز شد که Lynea Lattanzio پس از جریان طلاقی دشوار و طاقت فرسا تصمیم میگیرد به محلی آرام در کنار رودخانه اسباب کشی کند. بدین منظور زمینی حدود ٦ هکتار خرید. اغلب با خود فکر میکرد تک و تنها، بدون بچه در این خانه و زمین بزرگ چه میکنم؟
تا اینکه ٩ سال بعد پدرش از او خواست بجای دو گربه اش از نژاد مانسک که بتازگی در گذشته بودند، دو گربه مشابه پیدا کند. Lynea به درخواست پدرش به یکی از پناهگاه های گربه ها رفت و با ١٥ بچه گربه که بحال خود رها شده بودند و هیچ کدام هم از نژاد مانسک نبودند به خانه بازگشت! در پایان سال او ٩٦ گربه دیگر را نیز نجات داد و صاحب خانه کرد. Lynea راه خود را در زندگی پیدا کرده بود...
بسیار پیش میآید که مردم بجای تماس با پناهگاه، بچه گربه ای را درون جعبه ای میگذارند و دم در پناهگاه رها می سازند. هر چند اگر آنها را با هموطنان خودمان که گربه مادر و بچه هایش را درون گونی میکنند و سر آنرا هم محکم میبندند و از پنجره ماشین شان محکم در جاده و بیابان پرتاب میکنند، مقایسه کنیم، آنها فرشته هستند!!!
پس از آن Lynea از بازنشستگی بیرون آمد و با کار کردن در مطب یک دامپزشک محلی، تبدیل شد به یک تکنسین جراحی دامپزشکی. این تجربه کمک می کرد تا با افزایش دانش پزشکی خود در پرداخت هزینه های درمان گربه ها که مدام در حال افزایش بودند و تعداد آنها به ١٥٠ رسیده بود، صرفه جویی کند.
او مرسدس بنز و حلقه ازدواج الماس نشانش را که دیگر نیازی به آن نداشت را با شادی و غرور فروخت تا پول آنرا صرف ساختن پناهگاه کند.

پس از چند سال موفق به کسب جواز و عنوان شرکت غیرانتفاعی برای پناهگاهش شد. طولی نکشید که سیل کمکهای مالی مردمی و داوطلبان، به خانه گربه های Lynea سرازیر شد.
گربه های نجات داده شده آماده ی انتقال به پناهگاه در حال حاضر ١٩ سال از تاسیس آن میگذرد و در طی این دو دهه بیش از ١٨,٠٠٠ گربه و ٥,٠٠٠ سگ در آنجا زندگی کرده اند که اغلب از این طریق به خانواده ها سپرده شدند تا سرپرستی آنها را بعهده بگیرند. بیش از ٤٠,٠٠٠ حیوان بمنظور جلوگیری از ازدیاد جمعیت عقیم شدند. در حال حاضر حدود ٧٠٠ گربه، ١٥ سگ و چند بز در آنجا زندگی میکنند. از بز ها بعنوان چمن زن استفاده میشود! در این خانه هیچ قفسی در کار نیست و هیچ گربه ای کشته نمیشود مگر بخاطر رهایی از درد و رنج، آنهم از طریق مرگ ترحم آمیز.در وحله اول هدف این است تا برای گربه ها خانه ای پیدا شود و در غیر این صورت در پناهگاه میمانند تازمانی که مرگشان فرا رسد.
در دوران کودکی Lynea Lattanzio از مادرش درخواست نگهداری از یک گربه را کرده بود که با مخالفت مادرش روبرو شد و امروز صدها گربه ها از در و دیوار و سر و کولش بالا میروند!!!
در سال ٢٠٠٤ یک فرد نیکوکار در وصیت نامه اش قید کرده بود تا پس از مرگش مبلغ قابل توجهی به خانه گربه ها اهدا شود که با پول آن ٦ هکتار زمین همسایه خریداری شد و پیرامون زمین که اکنون ١٢ هکتار است نرده کشی شد.
از طرف دولت هیچگونه کمکی به آنها نمیشود ولی از سراسر جهان، از دانمارک تا استرالیا به این مرکز کمکهای مالی میشود و این کمک ها باعث شد تا Lynea بتواند پناهگاه را گسترش دهد و مکانهای جداگانه مختلف از جمله محل نگهداری گربه های سالخورده و گربه های مبتلا به بیماری ایدز را ایجاد کند.این گربه های بیمار هیچگونه نگرانی ندارند که بخاطر بیماریشان کشته شوند و در آرامش و آسودگی خاطر در آنجا زندگی میکنند.

یاد مردم زودباور و بعضی دامپزشکان نادان و بیسواد ایران خودمان میافتم که گربه ها را به جرم خیالی عامل نازایی و بیماری های عجیب و غریب از جمله مشمشه و موی گربه و نمیدونم چی چی میکشند!
این خانم Lynea هم از قرار معلوم ١٠٠ تا جون داره که با وجود تماس با هزاران سگ و گربه از من و شما سالم تره!!! مطمئن هستم اگر ایرانیان هم اجازه ایجاد چنین پناهگاه هایی را داشتند، خوبان بسیاری پیدا میشدند تا مانند Lynea و داوطلبانی که به او کمک میکنند در این راه اقدامی کنند...
ولی متاسفانه فعلا که رنگ سبز و داشتن سگ و گربه، آب بازی جوانان و شیشه پاک کنی با هدف کمک به کودکان کار و خیابانی، شنا در ماه رمضان و رقص کودکان، کلماتی مانند: در آغوش کشیدن خسرو و شیرین در شعر های ٩٠٠ سال پیش و مجسمه های اسب در میدان ها و غیره و غیره، همه و همه غیر اسلامی هستند و ممنوع!!!

چه رسد به دادن جواز برای ساختن پناهگاه گربه ها!

۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

پناهگاه حیوانات

لطفا پی نوشت مهمی که در پایان این مطلب آمده را نیز بخوانید
در حومه شهرستان کوچصفهان در استان گیلان مرد پر تلاشی زندگی می کند که تمام وقتش و نیمی از درآمدش را صرف کمک به حیوانات نموده است.
کوروش خزلی که دکترای فلسفه و حقوق دارد بعد از سالها زندگی و تحصیل در اروپا به ایران بازگشت ودر اداره محیط زیست مشغول به کار شده است.
رفتار نامناسب برخی انسانها با حیوانات او را بر آن داشت که به دفاع از حقوق حیوانات و مراقبت از آنها بپردازد . بدین جهت مکانی را برای نگهداری و مراقبت از حیوانات زخمی بنا نهاد و تا کنون دهها حیوان مصدوم اهلی و وحشی همچون عقاب جغد اسب و ...را بعد از مداوا به دامن طبیعت باز گردانده است.
عکسها از: علیرضا عزتی

برای مشاهده تصاویر بیشتر به این سایت بروید
 پی نوشت:
توضیحی در مورد پناهگاه حیوانات دکتر خزلی
این توضیح را بدهکار تمامی حامیان واقعی حیوانات در ایران هستم که در کمال یکرنگی و پاکدلی، شبانه روز، با امکانات اندک و محدود، در سخت ترین شرایط، بدون هیچگونه پشتیبانی، از خواب و خوراک، تفریح و مال و آسایش خود مایه می گذارند تا سرپناهی باشند برای حیوانات رنج کشیده ایران و مرهمی برای زخم هایشان...
متاسفانه بر خلاف آنچه در مورد ایشان آمده، آقای خزلی، نه تمام وقتش و نه نیمی از درآمدش را صرف کمک به حیوانات می کند!!!
اشتباه از بنده بود که با دیدن چند تصویر، به عکاس و نگارنده این مطلب در مورد جناب خزلی اعتماد کردم!
این ویلای ٨ هزار متری تنها چیزی که نیست، پناهگاه است!!! اینجا، باغ وحش خانگی جناب خزلی است!!! مانند بسیاری دیگر از باغ وحش های خانگی، محلی است، تنها برای نگهداری و نه مراقبت از حیوانات است!
متاسفانه از منابع موثق در ایران مطلع شدم که این حیوانات اسیر هم، اگر هنوز  بر اثر مراقبت های دلسوزانه ی!!!ایشان نمرده باشند، سرنوشتشان بهتر از صدها هزار حیوان ستمدیده ایران نیست.
و بر خلاف گزارش خبرگزاری مهر: "درب این مزرعه به روی همه حیواناتی که از روستاییان و محیط زیست گیلان رنجیده اند باز است." باز نیست!!!
٨ هزار متر زمین!!! در حالیکه در ایران یا همان گیلان، کسانی هستند که در خانه های کوچکشان از ده ها سگ و گربه مجروح و بیمار پرستاری میکنند یا کسانی که دربدر دنبال ٥٠٠ متر زمین هستند تا سر پناهی برای حیوانات ایجاد کنند که التبه اگر هم زمینش پیدا شود، جواز صادر نمیشود!!!
ایشان اگر واقعا حامی حیوانات بودند، ٥٠٠٠ متر از این ویلا را به خودشان!!!اختصاص می دادند و ٣٠٠٠ متر آن را پناهگاه میساختند و با کمک دیگر دوستداران حیوانات آنجا را می گرداندند و صد البته تصاویر حیوانات بیمار و مجروح را هم پیش از بهبودی و پس از بهبودی برای جلب اعتماد دیگران پخش می کردند!
بنده سرتاسر اینترنت را در مورد ایشان جستجو کردم و هیچ کجا صحبتی از پناه دادن حیوانات بیمار و بی سر پناه نبود! البته بجز تصاویر و مطلبی که (دوست؟!) خبرنگار مهر در باره ایشان نوشته بود!
و اینکه گاهی از ایشان به عنوان (کارشناس؟!) محیط زیست نام برده شده و در بعضی موارد نیز اظهار نظراتی کرده بودند.
برای ایشان بعنوان یک دوستدار حیوانات احترام قائل هستم ولی ایشان نه پناهگاهی دارند و نه کمکی به دیگر حامیان واقعی حیوانات میکنند، نه از حیوانات بیمار خیابانی مراقبت میکنند و نه حتی در سرمای زمستان گوشه ای از این ویلای ٨ هزار متری را به حیوانی  بیماری اختصاص می دهند تا دوران نقاهتش را بگذراند.
و فکر نمیکنم اگر سازمان محیط زیست گیلان، کله و پای مرغ در اختیار ایشان بگذارد و ایشان هم سر راه منزل، مقداری را بین سگهای خیابان تقسیم کنند و باقی را به سگهای خودشان دهند، دلیلی بر داشتن پناهگاه و حامی حیوانات بودن ایشان باشد!
خلاصه اینکه این دوستدار محیط زیست و حیوانات، حرفشان با عملشان یکی نیست!!!
حامیان واقعی حیوانات لطفا پوزش مرا بپذیرید!

۱۳۸۹ مهر ۲, جمعه

لحظه ی دیدار نزدیک است!

بالاخره طلسم شکسته شد!
با پیام و حرکتی که وبلاگ گربه ایرانی آغاز کرده است شاید بتوانیم افتخار داشتن تاریخ، فرهنگ و تمدن ٢٥٠٠ ساله را تکمیل کنیم!!! مسئله ای که با وجود داشتن ٢٥٠٠ سال فرهنگ و تمدن از اغلب کشورها عقب مانده تر هستیم: مهربانی در حق حیوانات! این وبلاگ از همه ی هواداران حقوق حیوانات و حیوان دوستان دعوت جدی کرده تا دست بدست یکدیگر دهیم و اولین پناهگاه گربه های بیمار، مجروح و بچه گربه های بدون مادر را در ایران راه اندازی کنند( البته بچه گربه ها همینجوری بی مادر نشده اند، مردم و شهرداری با کشتن مادرانشان آنها را بی مادر کرده اند)!
و صد البته از آنجا که سطح تفکر و بینش مردم ایران هنوز به آن مرحله نرسیده که برای دیگر موجودات هم حق زندگی قائل باشند در کنار این اهداف، عقیم سازی گربه های خیابانی هم در لیست آرمانها میباشد. و این کار بزرگ و انسانی فقط و فقط با همکاری و کمکهای مالی شما انجام پذیر است، مانند دیگر کشور های جهان که معمولا این گونه کارها کمتر از کمکهای مالی دولت بر خوردار هستند و اغلب انسانهای نیکو کار هستند که به برپایی اینگونه سازمان ها و نهاد های کمک میکنند.
این هم حساب سر انگشتی یکی از کامنت گذاران وبلاگ گربه ایرانی:
کشور ما حدود ٧١ میلیون جمعیت دارد به اضافه ی ١٠٠ها هزار ایرانیه خارج از کشور که اغلب هم دستشان به دهانشان میرسد!اگر فقط ٢٠٠٠٠ نفر از این همه ایرانیهای داخل و خارج نفری ١٠ یورو یا دلار و به پول خودمان ١٠٠٠٠ تومن (پول بلیط یک بار سینما یا دو تا پیتزا در خارج یا یک کیلو گوشت در کشور خودمان!!!) بدهند میشود ٢٠٠ میلیون حالا حسابش رو بکن با این پول چه کارها که نمیشود کرد!همانگونه که میبینی مشکل فقط بزرگ منشی و دست و دلبازی است.و از آنجا که من اطمینان دارم ٢٠٠٠٠ ایرانی شریف راحت پیدا میشوند، کافی است که در ایران، آمریکا, اروپا،استرالیا و... چند حساب بانکی به این منظور باز کنید تا سیل کمک ها سرازیر شود!
روزانه کوهی از زباله بدست ما انسانها دور ریخته میشود ولی اگر چند سگ و گربه برای ادامه زندگی از پس مانده های غذای ما رفع گرسنگی کنند از سر تنگ نظری آنها را مسئول آلودگی و نا زیبایی شهر میدانیم!!! فکر نمیکنید اگر شیشه، کاغذ و پلاستیک موجود در زباله هایتان را بازیافت کنید و پس مانده های غدایی را بجای دور ریختن، در گوشه ای برای سگها و گربه های خیابانی بگذارید که مجبور نباشند برای پیدا کردن یک لقمه نان در کیسه های زباله کاوش کنند، کمتر شاهد اینگونه صحنه ها خواهیم شد؟

اینجا راه دوری نیست،اینجا کشور مسلمان، دوست و همسایه ترکیه است که مردم آن برای حیوانات خیابانی حق زندگی قائل هستند و بدون لگد زدن و آتش زدن گربه ها همزیستی مسالمت آمیزی با هم دارند.
صحنه ای که در ایران کیمیاست!!
در پایان اگر کمک مالی نمیکنید، تنگ نظری را کنار بگذارید و همین امشب پس مانده ی چلو خورش یا نان بیات تان را گوشه ای دور از خیابان برای سگ و گربه های گرسنه ی خیابانی بگذارید.