‏نمایش پست‌ها با برچسب هنرمندان / آریا آرام نژاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هنرمندان / آریا آرام نژاد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

آریا آرام نژاد آزاد شد

کلمه: در حالی که قرار بود امروز آریا آرام نژاد برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان بازگردد، با دستور مراجع قضایی مرخصی نوروزی وی به آزادی دائم تبدیل شد.
به گزارش رسیده به کلمه، این هنرمند سبز که یک روز پیش از عید نوروز برای مرخصی دو هفته ای آزاد شده بود، صبح امروز در حالی که قرار بود با پایان زمان مرخصی به زندان بابل بازگردد، آزاد شد.
آهنگهای صد سال دیگه، دلتنگی ، برای لمس آزادی و ترانه تلخ از جمله موارد اتهامی جدید این هنرمند جوان بود. دیدار با سید محمد خاتمی و مادر سهراب اعرابی هم یکی دیگر از موارد اتهامی آریا آرام نژاد بود که منجر به به نه ماه حبس تعزیری برای این جوان هنرمند شده بود.
آبان ماه جاری، پنج مامور اداره اطلاعات استان مازندران با ورود به منزل این هنرمند جوان هوادار جنبش سبز در بابل، او را بازداشت کردند. این در حالی است که او در همین روز برای برای پیگیری پرونده خود در مرحله تجدیدنظر، به شهر ساری و دادگاه استان مازندران مراجعه کرده و در زمان هجوم ماموران، تازه از ساری برگشته بود.
دستگیری این فعال جنبش سبز با ضرب و شتم همراه بوده و ماموران در داخل منزل به آقای آرام نژاد دستبند زده بودند. آنها همچنین ضمن تفتیش منزل، بخشی از دست نوشته های آریا و مدارک کاری و همچنین کامپیوتر شخصی او را نیز توقیف کرده و با خود برده‌ بودند.
آریا آرام نژاد دو ماه پیش، از بند انفرادی بازداشتگاه شهید کچوئی اداره اطلاعات ساری به بند انفرادی زندان متی کلای شهرستان بابل منتقل شد.
آریا آرام نژاد، هنرمند جوان و آهنگ‌ساز نام‌آشنای هوادار جنبش سبز است که پس از عاشورای ۱۳۸۸ ترانه‌ای با عنوان «علی برخیز» منتشر کرد. او چندی بعد، در پی استقبال قابل توجه از این اثرش در فضای مجازی، در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد.
او پس از گذراندن ۳۵ روز انفرادی و زندان که تمام این مدت را در بند انفرادی زندانهای متی‌کلا شهرستان بابل و بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان ساری سپری کرده بود، به قید وثیقه آزاد و سپس در دادگاه انقلاب شهرستان بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد.
آریا ارام نژاد در یادداشت بسیار کوتاه پس از آزادی از زندان نوشته بود:
وقتی مهر خروج از زندان را بر کف دستهایم کوبیدند،
هنوز باورم نمیشد که قرار است جهان را از پشت دیوار های بلند و سیمهای خاردار به نظاره بنشینم،
قدمهایم که به آزادی رسید گوئی تپشهای قلبم از ایستایی و رخوت به ریتم منظمی از آواز و حرکت مبدل شد و من همان هنگام تمام کینه هایم از روزهای سخت گذشته را با عشق به سرزمینم پاک کردم …
روزهایی که گذشت بسان پلی بود برای متفاوت دیدن خود، همنوعان و دنیای پر غوغایی که در آن روزگار می گذارانم.
ارادتمند مهربانی هایی هستم که از ورای قفس هماره و عمیق جانم را لبریز می کرد، که ندیدن و نبودن هرگز بهانه ای برای از یاد بردن نیست.
برای لمس آزادی با صدای آریا آرام نژاد کاری از امید مرادی پور
یوتیوب
پی نوشت:
 آزاد نشد!!!!!!!!!
از وبلاگ رسمی آریا آرام نژاد
متاسفانه با خبر شدم که دادگاه انقلاب در اقدامی عجیب ، غیر موجه با استناد به ماده ٥٠٠ قانون مجازات اسلامی مجددا من را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد، در حالی که پیش از این تفهیم اتهام و تمامی جلسات دادگاه من با سر فصل اقدام علیه امنیت ملی برگزار شده بود و من تمامی دفاعیات خود را بر پایه همان اتهام انتصابی انجام داده بودم.
متاسفانه در زمان برگزاری دادگاه بارها به من و خانوده ام اعلام شده بود که از گرفتن وکیل خود داری کنیم و پرونده دوم من بسیار سبک بوده و با توجه به اینکه مورد خاصی در آن وجود ندارد احتمال تبرئه در آن بسیار بالاست، همچنین با توجه به جو سنگین بوجود آمده در شهر بابل عملا تلاشهای خانواده من برای متقاعد کردن وکلا برای قبول وکلات هم به سرانجامی نرسید و دستگاه قضایی در خلاء حضور وکیل با تغییر در سر فصل اتهام انتصابی بار دیگر من را به صرف ارائه آثار هنری به زندان محکوم کرد.
پیش از این در چند روز گذشته بارها مسئولین قضایی شهرستان در ملاقاتهای مختلف با من ضمن ابراز تاسف از وضعیت بوجود آمده برای من در ماه های اخیر، ابراز میداشتند که جای هنرمند زندان نیست !امااینک این رفتار دوگانه چگونه توجیه خواهد شد !؟
من به حکم صادره شده بشدت معترض هستم و قطعا از همه ظرفیتهای موجود قانونی برای احقاق حق آزادی ام استفاده خواهم کرد...
پی نوشت دوم ( امیدوارم آخرین باشد!!!)
آریا آرام نژاد با تکمیل دوران حبس آزاد شد
به گزارش کلمه، آریا آرام نژاد که اخیرا به سه ماه حبس تعزیری محکوم شده بود،صبح امروز در حالی  با زندان متی کلای بابل وداع کرد که طی سه سال گذشته بارها به زندان احضار شده بود و اینک بدون اینکه پرونده ای برایش گشوده باشد بدون هیچگونه وثیقه ای  زندان را ترک کرد، به خانه رفت  تا زندگی هنری خود را از سر بگیرد.
وی ماه گذشته پیش از عزیمت به زندان  آخرین سروده خود به نام قاصدک را تقدیم کودکان کار کرده بود.
سال گذشته این هنرمند جوان در یک اقدام بی سابقه بار دیگر به جرم ارائه آثار هنری و با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
هر چند او به حکم خود اعتراض کرد، اما  قاضی میری این حکم را به سه ماه تقلیل داد و در متن حکم این هنرمند سبز آمده است که من اقدام تبلیغی علیه گروه “مخالف” نظام! گویی تعجیل در تایپ این حکم موجب شده که چنین اشتباهی در متن حکم بوجود آید.
سال گذشته در زمان برگزاری دادگاه اول آرام نژاد بارها به او توصیه شده بود که از گرفتن وکیل خودداری کند اما در حالی که این هنرمند جوان بعد از گذراندن دوره محکومیت خود آزاد شده است بار دیگر در نبود وکیل مدافع به جرم ارائه آثار هنری به زندان محکوم شد.
پیش از این بارها مسئولان قضایی شهرستان با ابراز تاسف از وضعیت بوجود آمده گفته بودند که جای هنرمند زندان نیست و اینک بار دیگر برای آریا آرام نژاد حکم زندان تعزیری صادر شده است.
آهنگهای صد سال دیگه، دلتنگی ، برای لمس آزادی و ترانه تلخ از جمله موارد اتهامی جدید این هنرمند جوان بود. همچنین دیدار با سید محمد خاتمی و مادر سهراب اعرابی هم از موارد اتهامی آریا آرام نژاد بود که منجر به به نه ماه حبس تعزیری برای این جوان هنرمند شده بود.
 جرات نمی کنم بگم آزادیت فرخنده باد!!! می ترسم...

۱۳۹۰ خرداد ۱, یکشنبه

ترانه تلخ؛ بغضهای فروخورده

شعر جدید آریا آرام نژاد، خواننده جوان حامی جنبش سبز با نام "ترانه تلخ" منتشر شد.
به گزارش جرس، وی دراین شعر جدید سیاستهای اقتصادی و آسیب های اجتماعی را در قالب ترانه بیان کرده و از فشاری که به مردم وارد می شود انتقاد کرده است.
آرام نژاد می گوید: ترانه تلخ ، روایتی است از خودفریبی انسانهایی که از روی سادگی و روشن نگری ، بیشتر از کردار ، به شعارها دل می بندند این ترانه داستان زندگی من نیست. این ترانه برگرفته از بغضهای فروخورده پیرمردی است که تشنه عدالت بود..
آریا آرام‌نژاد که از خوانندگان جوان موسیقی ایران است، پس از انتخابات آهنگ "علی برخیز" وی با استقبال بسیاری مواجه شد.
در پی انتشار این آهنگ آرام‌نژاد ۲۶ بهمن ماه سال ۸۸، توسط اداره اطلاعات بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شد. و بازداشت وی ۴۴ روز به طول انجامید که تمام این مدت را در بند انفرادی زندان متی‌کلا شهرستان بابل سپری کرد.

وی در جلسه رسیدگی به اتهامات با قرائت متن دفاعیات خود به شرح شکنجه‌های روحی و جسمی که از سوی بازجویان و ماموران زندان بر او وارد شد پرداخت.
تهدید به اعدام، دو ماه بازداشت انفرادی در سلول سه متری، اجبار به عبور پابرهنه از روی خون یک مبتلا به ایدز در سلول مجاور، اخبار دروغ درباره همسر، فحاشی و درآوردن لباس‌ها، بخشی از برخوردهای ماموران اطلاعات و زندان متی‌کلای مازندران در مورد او بوده است.
آرام نژاد در این دفاعیات به قاضی پرونده خود گفته بود: نگرانی من از قضاوت شماست! بازجوهایم قاطعانه گفتند که شما مهره آنها هستید..

وی طی ابلاغ حکم مراجع قضایی به اتهام "اقدام عليه امنيت ملی " و "تبانی برای براندازی نظام در پی اجرای آهنگ علی برخيز" به ١٠ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

این حکم توسط مراجع قضایی و از طریق تماس تلفنی به وی ابلاغ شده است.

ترانه "يه روز خوب" با صدای آریا آرام نژاد

۱۳۸۹ مهر ۹, جمعه

آریا آرام نژاد: من رئیس جمهور را به رسمیت نمی شناسم ! آیا مسلمان نیستم ؟

نماهنگ علی‌ برخیز، آریا آرام نژاد، هنرمند در بند

ندای سبز آزادی: روز گذشته در جلسه رسیدگی به اتهامات آریا آرام‌نژاد، وی با قرائت متن دفاعیات خود به گوشه‌ای از آنچه بر وی در دوران بازداشت در زندان گذشته اشاره کرد و شرحی از شکنجه‌های روحی و جسمی که ازسوی بازجویان و ماموران زندان بر او وارد شده بود را بیان کرد.
تهدید به اعدام، دو ماه بازداشت انفرادی در سلول سه متری، اجبار به عبور پابرهنه از روی خون یک مبتلا به ایدز در سول مجاور، اخبار دروغ درباره همسر، فحاشی و درآوردن لباس‌ها و… بخشی از جنایات ماموران اطلاعات و زندان متی‌کلای مازندران در مورد این خواننده جوان بوده است.
آرام‌نژاد آهنگ‌ساز جوان بابلی بیست‌و‌ششم بهمن‌ماه سال گذشته و پس از خواندن آهنگ علی برخیز در شهرستان بابل دستگیر شد. او دو ماه از دوران بازداشت خود را در سلول انفرادی بوده است.
به گزارش تحول سبز، متن کامل دفاعیه آریا آرام نژاد به شرح زیر میباشد:
بنام داور بر حق
ریاست محترم دادگاه !
امروز در این دادگاه حضور یافته ام تا خداوند بزرگ شاهد و ناظر باشد میان ما و شما . شاهد و ناظر باشد به آنچه امروز بر ایران نازنین و فرزندان دلاورش می گذرد تا در روز موعود آنگاه که ما و شما در پیشگاهش به پاسخگویی اعمالمان حاضر می شویم ٬ سربلند و سرشکسته مان بیاد داشته باشد که این است عاقبت ! جزا و پاداش همیشگی فقط از جانب خداست . . . اگر امروز ملاک بر خوردهایتان فرامین حق می بود به جای ما می بایست آنانی در این دادگاه حضور می یافتند که آبروی ایران و اسلام را به حراج گذاشته اند . همانانی که ایران را برای ثرمایه هایش و اسلام را برای سرپوش نهادن بر چپاولگری و خودکامگی شان می خواهند .
ریاست محترم دادگاه !
بنده در ۲۶ بهمن ماه با هجوم ماموران اداره اطلاعات به خانه ام دستگیر شدم . ایجاد رعب و وحشت و برهم زدن اسباب و اثاثیه خانه را چاشنی کارشان کردند و حتی بر اطاق خوابمان نیز رحم نکردند . اینها به خاطر اجرای آهنگی بود که گویا به عقیده آقایان امنیت ملی را به خطر انداخته است !!!!! پس از آن مدت ۴۴ روز را در سلول افرادی زیر شکنجه روحی و روانی و جسمی گذرانده ام که شرح اندکی از آن را برای قضاوت در مورد انسانی بودن اعمال ماموران به عرض می رسانم :
۱- توهین و خرد کردن شخصیت به وسیله فحش و ناسزا و حتی مسخره کردن چهره و ظاهرم .
۲- ایجاد هراس و تهدید در مورد بازداشت همسرم که هیچ گونه فعالیت سیاسی و دخلی در فعالیت های من نداشته است .
۳- توهین به برادر جانبازم و تهدید به بازداشتش در صورت همکاری نکردن من .
۴- تهدید به مرگ توسط نگهبان اداره اطلاعات ( ایشان می گفت : من مامور اطلاعاتم بیرون از اینجا براحتی با یک گلوله ترا می کشم ٬ کسی هم نمی تواند مرا باز خواست کند )
۵- تهدید به اعدام ! از سوی مقامات بازداشتگاه متی کلا .
۶- نگهداری در سلول ۵/۱ در ۲ متر بدون کوچکترین امکانات بهداشتی به شکلی که پس از مدتی سراسر بدنم آکنده از جوشهای عفونی شده بود .
۷- سهل انگاری عمدی در دادن دارو های مربوط به بیماری قلبی ام .
۸- همجواری در کنار سلول کسی که مبتلا به بیماری ایدز بود و وادار نمودن برای عبور پا برهنه از روی خونهای که به واسطه خود زنی آن شخص در کف سلول ریخته بود .
۹-دادن اطلاعات توهین آمیز و غلط و انحرافی و القایی درباره همسرم .
۱۰ عریان کردن بدن به بهانه بازرسی در حالی که ماموری در دستش دوربین عکاسی بود ٬ وی در جواب اعتراض مکرر و امتنای من وقیحانه و با خنده می گفت : میترسی !
۱۱- ضرب و شتم بسیار شدید و غیر انسانی توسط مامور زندان متی کلا در جواب درخواست ملاقاتم با پزشک ٬ بگونه ای که تا مدتها آثارش روی بدنم قابل مشاهده بود .
۱۲- بستن دست و پایم با زنجیر به هم برای مدت طولانی در زندان متی کلا .
اینهای نمونه های کوچکی بود از آنچه که در مدت بازداشت بر من گذشت .
و اما بنده پس از حوادث عاشورا که منجر به کشته شدن تعدادی از هموطنان عزیزمان گردید و پس از دیدن تصاویر تکان دهنده و جانسوزش ٬ احساس وظیفه کردم که ضمن محکوم کردن این عمل غیر انسانی ـ رسالت هنری ام را به بجای آورم ٬ لذا دست به انتشار ترانه و آهنگی زدم که به ” علی برخیز” معروف گردید . محتوای این آهنگ اشاره دارد به سو استفاده عده ای دغل باز از نام خدا و قرآن و ائمه برای رسیدن به مقاصدی شیطانی و استمداد خواستم از ائمه برای برچیدن و خشکاندن ریشه های دروغ و نیرنگ و ریا . عجبا که امروز گوبا توسل به دین و ایمان نیز در کشور ما جرم محسوب می شود ! امام حسین ع برای احیای امر به معروف و نهی از منکر شهید شد انگاه توقع از ما شیعیان و پیروانش چیست ؟ اینکه بیاییم و فقط بر سر و سینه بزنیم ؟! و یا در برابر ظلم و ستم اعلام انزجار کنیم ! من رئیس جمهور را به رسمیت نمی سناسم ! آیا مسلمان نیستم ؟ بنده در روز عاشورا فریاد الله اکبر سر دادم و به خاطر فریاد زدن نام خدا بزرگ به خود می بالم . قطعا کافر و لا مذهب خواهد بود کسی که مرا به جرم فریاد زدن نام خدا به زندان بیاندازد !
آنانی که امروز دم از مسلمانی می زنند خود ساده ترین دستورات دین را زیر پا می گذارند و به سادگی به یک جامعه هفتاد میلیونی دروغ می گویند و هر روز با وعده های دورغین و پوشالیشان – با حرکتهای مزورانه و سرشار از ریا در خیال خامشان به اسلام و ایران عظمت می دهند ! در اینجا باید اعلام کنم که اسلام و ایران بسیار عظیم تر از آنند که نیاز به مدافعان اینچنینی داشته باشد !
باید روشن شود که نقش قانون اساسی ما چیست ؟ قانون به من اجازه انتقاد می دهد . قانون به من اجازه تجمع بدون حمل سلاح میدهد . قانون به من آزادی بیان و عقیده می دهد و من به بواسطه همین قانون که پدران ما به آن رای داده اند آزادم که نسبت به سرنوشت کشورم و ملتم بی تفاوت نباشم . جالب است که امروز به جای آنکه مدال شجاعت و افتخار بگیرم باید در دادگاه حاضر شوم !
ریاست محترم دادگاه !
متاسفانه در گزارش اداره اطلاعات به جنابعالی آمده است که شعری بسیار توهین آمیز خطاب به معاویه در وبلاگ قرار داده ام ! آیا وزارت اطلاعات تبدیل به وکیل مدافع یزید و معاویه گردیده است ؟ در بخش دیگری آمده است : بنده این آهنگ را در تقابل با نظام و ولی فقیه ساخته ام که البته مذحک ترین بخش این گزارش نیز بوده است ! خطاب آهنگ کاملا روشن است ! خطاب آن به کسانی است که به هتک حرمت برادران مسلمان پرداخته اند ! اما گویا اداره اطلاعات سعی وافری دارد که همه اعتراضات را به مفام دیگری حواله دهد ! که این جز پاک کردن صورت مسئله نیست . . .
این توهم خود بزرگ بینی که مانند افیون به جان صاحبان دو روزه قدرت افتاده است ٬ این سیاست های سرکوب فله ای و ایجاد رعب از کدام اقتدار ابدی صادر می شود که سکوت را رضایت تابیر می کند و در کنار سهمیه بندی خیابان و اکسیژن ٬ وقیحانه ـ نه ـ حتی بی اجازه به حریم خانه ـ نه – بلکه به زور به خلوت باورها تجاوز می کنند و هیچ گونه اظهار نظر انتقادی را بر نمی تابند . این دایگان منفعت طلب مهربان تر از مادر ! که خود را نه تنها حافظ بلکه صاحب این خاک و این نظام می دانند ٬ هرگونه تفاوت را دشمنی دانسته و به خواست خود زیر پا گذاشتن قانون و حقوق شهروندان را مجاز می شمارند ! کسانی که با سنجاق کردن بی هویتی خود به جمهوری اسلامی و اعمال خفت بارشان تیشه های زهر آگین که ریشه های این نظام می زنند . کمی به خود آمدن کمی چشم بصیرت داشتن و غره نشدن به میزها را برادرانه توصیه میکنم که فرداها برای جبران اشتباهات امروزها بسیار دیر است !
ریاست محترم دادگاه !
نگرانی بنده امروز از قضاوت شماست ! زیرا بازجوهایم قاطعانه گفتند که شما مهره آنها می باشید و هر آنچه آنها بخواهند شما اجرا می کنید ! امیدوارم که خداوند به شما حقیقت را آشکار نماید تا خدایی ناکرده در دنیای دیگر مجبور به پاسخگویی آنچه دیگران از شما خواسته اند نباشید !
در پایان ضمن رد تمامی اتهامات وارده و غیر قابل قبول دانستن آنها از دادگاه محترم تقاضای اعلام حکم برائت دارم .