‏نمایش پست‌ها با برچسب تحصن و اعتصاب،اعتراضات و تظاهرات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحصن و اعتصاب،اعتراضات و تظاهرات. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ تیر ۳, پنجشنبه

چشاندن مزه شیرین عدالت از مردم یاسوج آغاز شده

از همان فردای انتصابات، نیروهای انتظامی٬ مزه شیرین عدالت را به مردم معترض به نتایج آرا شورای شهر یاسوج چشاندن
مردی کنار در خانه ی ایستاده٬ یکی دیگر کنار دیوار 
مزدور موتورسوارِ نخست٬ با باتوم می‌زند تو سر آن دو
بدنبال او٬ دومین مزدورِ موتور سوار هم آنها را با باتوم میزند
دو مزدور موتورسوارِ دیگر هم از راه می‌رسند و آنها نیز آن دو را با باتوم می‌زنند
مردی که کنار دیوار بود و او نیز چماق خورده بود٬ به سوی کسی که کنار در خانه ایستاده بود می‌آید تا از حال او جویا شود
 مزدوری دیگر٬ دوان دوان به سوی آن دو می‌آید
مردی را که جویای حال دیگری بود را بازداشت می‌کند و کشان کشان با خود می‌برد 
اینگونه است چشاندن مزه شیرین عدالت به روش آخوندها: بازداشت ها و خشونت های بی دلیل و غیرقانونی٬ اعتراف گیری های اجباری٬  محکوم کردن به حبس های طولانی مدت بدون ارائه دليل و حق داشتن وکیل و ملاقاتی و...اعدام های بدون محاکمه و بدون مدرک جرم

با یادی از آن روزهایی که قالیباف نیز کف خیابان بود و مزه شیرین عدالت را به دانشجویان کوی دانشگاه می‌چشاند
قالیباف: کف خیابان وقتی راه افتادند به سمت بیت رهبری، بنده فرمانده نیروی هوایی بودم عکس بنده روی موتور هزار با چوب هست با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوب زن‌ها هستیم. افتخار هم می‌کنیم

۱۳۹۳ فروردین ۱۰, یکشنبه

ضرب و شتم امین احمدیان پس از بازداشت در مقابل سفارت پاکستان

از تاربرگ محمد نوری زاد
دیروز جمعه رفته بودم منزل دکتر ملکی که " امین احمدی" زنگ زد. پنجشنبه، همه ی ما را آزاد کردند الا همین امین احمدی را. که در بازداشتگاه تا خورده بود کتکش زده بودند. صرفاً بخاطر این که بعد از رفتن ما اعتراض کرده بود به طرز رفتار یکی از مأموران. همسر امین - بهاره هدایت - همین اکنون در زندان است. خود امین نیز مدتی در زندان بوده بی دلیل. امین به من گفت: به مأمور خاطی گفتم شما ستار بهشتی را همینجوری زدید و کشتید. که مأمور برگشت و با گستاخی گفت: مگر آب از آب تکان خورد؟
بدن کبود شده ی امین آنگونه است که خیال دارد از مأمور بزن بهادر نیروی انتظامی شکایت کند. و عجب طنز دنباله داری است این شکایت های بی سرانجام از یک قاضی و یک مأمور اطلاعات و یک سردار و یک مأمور آگاهی و یک دزد صاحب نام. 

۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

پلاکارد کارگران معترض اهوازی در مقابل احمدی‌نژاد:

«ما گرسنه ایم! ‎۲۲ ماه حقوق نگرفته‌ایم»
کلمه: روز گذشته محمود احمدی نژاد به همراه چند تن از وزیرانش به اهواز سفر کرد تا کارخانه تصفیه شکر شرکت کشت و صنعت نیشکر دهخدا را افتتاح کند. اما آنها با کارگرانی رو به رو شدند که به تعویق نزدیک به دو ساله در پرداخت حقوق خود اعتراض داشتند.
در عکس های منتشر شده در خبرگزاری ایرنا، ایسنا و فارس صرفا تصاویری از سفر رئیس دولت و این مراسم منتشر شده است. اما در گزارش تصویری خبرگزاری مهر، در کنار تصاویر افتتاح کارخانه، دو عکس از تجمع تعدادی از کارگران نیز به چشم می خورد که نسبت به عقب افتادن حقوق خود برای مدت ۲۲ ماه! اعتراض می کنند. بر روی یکی از پلاکاردهای این معترضین نوشته شده: «ما گرسنه ایم، ۲۲ ماه است حقوق نگرفته ایم». همچنین بر روی پلاکارد دیگری نیز نسبت به همکاری نکردن استانداری برای حل مشکل کارگران کارخانه قند اهواز اعتراض شده است.
 رییس جمهور تقلبی، چشمهای کورت رو باز کن!

 

۱۳۹۱ مهر ۱۲, چهارشنبه

گزارش تفصیلی کلمه از تعطیلی امروز بازار تهران و راهپیمایی و ناآرامی‌های پس از آن

کلمه – زهره نقیبی
کمتر از ۲۴ ساعت پس از آنکه احمدی نژاد در یک نشست مطبوعاتی، بسیاری از نزدیک ترین افراد و نهادها به رهبری را به باد انتقاد گرفت، و در حالی که بازار آزاد معاملات ارز در پی رسیدن قیمت دلار به ۴۰۰۰ تومان تعطیل شده و تعیین قیمت و معامله به بازار سیاه واگذار شده بود؛ هزاران تن از بازاریان با تعطیلی کسب و کار خود به خیابان های آمدند و علیه دولت و سیاستهای کلان حاکمیت شعار دادند.
به گزارش کلمه، امروز بالاخره بازاریان تهران و مردمی که به آنها پیوستند، در واکنش به التهاب بی پایانی که گریبانگیر اقتصادی کشور شده، دست به حرکتی اعتراضی زدند و  از صبح امروز چهارشنبه در انتقاد به «بی ثباتی اقتصادی»، «سوء مدیریت دولت» و «افزایش شدید قیمت ارز» با راهپیمایی و اعتصاب وارد صحنه شدند. زمزمه های این اعتراض البته از حداقل چند روز قبل در شهر پیچیده بود، که امروز در پی رکوردزنی نرخ دلار که در بازار سیاه مرزهای ۴ هزار تومان را هم پشت سر گذاشت، با تعطیلی بازار و حضور کسبه و معترضان در خیابان ها عملی شد.
راهپیمایی اعتراضی امروز که به گفته بازاریان در سه دهه اخیر بی سابقه بود و در نهایت با سرکوب پلیس رو به رو شد و به خشونت انجامید، از دقایقی قبل از ساعت ۱۱ صبح از محوطه مقابل بازار طلافروشان آغاز شد. صدها نفر از کسبه و بازاریان اصناف مختلف که مغازه های خود را بسته بودند، در این نقطه تجمع کردند و با سر دادن شعار از دیگر بازاریان نیز خواستند که به آنها بپیوندند.
اصناف فعال در بازار طلا و پارچه، در دو سال اخیر چند بار تجربه تجمع و یک بار هم تجربه راهپیمایی را در اعتراض به مالیات بر ارزش افزوده، داشته اند. اما این بار وضعیت فرق می کرد. هم اتحادی عجیب و کم سابقه بین بازاریان ناراضی از شرایط اقتصادی به وجود آمده بود و هم سخنان عصبانی کننده و بی پروای او در مصاحبه مطبوعاتی دیروز و سیاست های خارجی و داخلی مجموعه حاکمیت، نارضایتی و آمادگی برای اعتراض را به شدت بالا برده بود.
برخی معتقدند که تحریکاتی هدایت شده نیز ممکن است در این میان وجود داشته باشد؛ هرچند چنین چیزی بر فرض وجود هم مشهود نبود؛ شعارها سمت و سویی کاملا ضد دولتی داشت و در مواردی به سیاست های کلان نظام در مسائل خارجی (سوریه و هسته ای) و همچنین شعار علیه شخص رهبری نیز کشیده شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، بخشی از جمعیتی در حدود ساعت ۱۱ در مقابل بازار تهران شکل گرفته بود، به سمت ابتدای خیابان ناصرخسرو حرکت کرد و مسیر خود را به سمت میدان امام خمینی (توپخانه) ادامه داد. با شروع راهپیمایی معترضان، در طول مسیر علاوه بر اصناف مختلف بازار و فروشندگان، مردم نیز به جمعیت پیوستند؛ به طوری که وقتی جمعیت به مقابل مدرسه دارالفنون رسید، شاهدان عینی تعداد حاضران را بالغ بر ۲۰ هزار نفر برآورد کردند.
اعتراض به سیاست های اقتصادی دولت و شخص احمدی نژاد، وجه مشترک شعارهای راهپیمایان بود که در مواردی به شعار علیه انرژی هسته ای، انتقاد از حمایت حاکمیت از سوریه، شعار علیه رهبری و …  نیز کشیده می شد. جمعیت که در طول مسیر به طور مستمر در حال بزرگ شدن بود، راهپیمایی را در مسیر میدان امام خمینی و خیابان فردوسی ادامه داد و معترضان در تمام طول مسیر در حال شعار دادن بودند.
همزمان، از محوطه سبزه میدان، چهارراه گلوبندک و میدان ۱۵ خرداد نیز گزارش می رسید که گروه های دیگری از بازاریان کرکره ها را پایین کشیده اند و پلیس هم با وجود حضور در محل نتوانسته مردم را از این منطقه پراکنده کند. در برخی پاساژها نیز درهای اصلی بسته شده و فروشندگان و مردم در داخل مغازه ها و پاساژ گرفتار شده بودند. رفته رفته بخشهایی از این جمعیت نیز در مسیر ناصر خسرو و فردوسی به راه افتادند تا به راهپیمایی هزاران معترضی که حالا در خیابان فردوسی بودند، بپیوندند.
فعالان قدیمی بازار، اعتراض امروز را بی سابقه ترین مورد تعطیلی بازار تهران پس از انقلاب ارزیابی می کنند که صنف های مختلف فعال در بازار از جمله صنف پارچه و قماش، طلا و جواهرات، پوشاک، خشکبار، لوازم خانگی و … در آن شرکت داشته اند. انمعترض در حالی حرکت خود را از بازار به سمت ناصرخسرو ادامه دادند که در این محدوده جمعیت هزاران نفری آنها تمامی عرض و بخش قابل توجهی از طول خیابان ناصرخسرو را اشغال کرده بود؛ افراد موتورسوار در جلوی جمعیت حرکت می کردند و جمعیت در ادامه، با رسیدن به میدان توپخانه، باعث توقف حرکت خودروها شدند و بخش اعظمی از میدان را اشغال کردند.
از جمله شعارهایی که در تجمعات امروز سر داده شده، می توان به شعارهای «الله اکبر»، «مرگ بر سوریه»، «مرگ بر دیکتاتور»، «نصر من الله و فتح قریب/ مرگ بر این دولت مردم فریب»، «محمود خائن آواره گردی…»، «انرژی هسته ای نمی خوایم نمی خوایم»، «محمود حیاکن، سیاستو رها کن»، «سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن»، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»، «احمدی به هوش باش، ما مردمیم نه اوباش»، « دولت بی کفایت نمی خوایم نمی خوایم» و… اشاره کرد.
بر اساس این گزارش، حرکت راهپیمایان در ادامه به سمت چهارراه استانبول و میدان فردوسی ادامه یافت. با رسیدن مقابل بانک صادرات، جمعیت علیه مسئولان این بانک شعار دادند، آنها را “نزول خور” خطاب کردند و خواستار بسته شدن بانک ها شدند. دقایقی بعد، تمام شعب بانک های مختلف در این مسیر بسته شده بود.
همزمان با این حرکت اعتراضی، محمد کریمی اصفهانی دبیرکل جامعه اصناف و بازار تهران با ایسنا مصاحبه کرد و به تکذیب تعطیلی بازار پرداخت. اما چیزی نگذشت که خود او مجبور شد خبر “تعطیلی بازار تهران” را در گفت و گوهای بعدی تایید کند. او ادعا کرد این تعطیلی پس از آن صورت گرفته که “پیامک های ناشناسی به بازاریان ارسال شده است” و مدعی شد که “یک عده عناصر ناشناس از بیرون از بازار درپی برهم زدن اوضاع بازار هستند.” اظهاراتی مشابه اظهارنظرهای برخی مسئولان دیگر که درصددند بحران ارز را به خارج از مرزها مرتبط کنند.
کریمی اصفهانی در ادامه ادعای خود در مورد تعطیلی بازار تهران این را هم اضافه کرده  که “بازاریان برای حفظ امنیت بازار و اینکه اوضاع به هم نریزد ناچار شدند امروز مغازه های خود را ببندند.” وی البته توضیح نداد که در این صورت، چرا آنها از همان ابتدا علیه سیاستهای دولت و حاکمیت و سوء مدیریت های موجود شعار می دادند.
گزارش خبرنگار کلمه حاکی است که در نهایت با رسیدن جمعیت معترض به خیابان کوشک، اولین گروه از گارد ویژه و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن جمعیت از سمت میدان فردوسی وارد خیابان فردوسی شدند و چیزی نگذشت که مجبور شدند به شلیک گاز اشک آور متوسل شوند تا راهپیمایان را متفرق کنند، و در مقابل معترضان نیز به آتش زدن سطل آشغال ها و ایجاد دود برای خنثی کردن گاز اشک آور پرداختند.
مشاهدات افراد حاضر در صحنه حاکی است که آنها در برخورد با راهپیمایان و حتی مردم حاضر در صحنه از هیچ خشونتی فروگذار نکردند، به طوری که کار در موارد متعددی به درگیری معترضان با پلیس کشیده شد و افراد زیادی نیز دستگیر شدند. دهها ون پلیس و تعداد زیادی نیروی لباس شخصی که از سوی نیروهای دارای لباس فرم سپاه هدایت می شدند نیز به گارد ضد شورش نیروی انتظامی پیوستند و موبایل های مردم نیز که از این صحنه ها فیلم می گرفتند، به طور گسترده توقیف شد.
با این حال، سرهنگ خلیل هلالی رئیس پلیس اماکن نیروی انتظامی در مصاحبه ای با اظهارنظر در خصوص حوادث رخ داده در بازار تهران و تعطیلی آن، از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرده و گفته است: همیشه جمعیت شناوری در بازار حضور دارند. حضور چند نفر و تماشای اوضاع دلیل بر تجمع و تعطیلی نیست و خبری تاکنون در خصوص تعطیلی بازار نداشته ایم.
وی در عین حال به تهدید بازاریان پرداخت و گفت: بر اساس قانون هر واحد صنفی بر اساس نظر اتحادیه می تواند تا ۱۵ روز بسته باشد اما اگر فردی به منظور اخلال در نظام اقتصادی یک روز نیز مغازه خود را تعطیل کند مرتکب جرم شده و مرجع قضایی در صورت تشخیص اخلالگری با این افراد برخورد می کند.
رئیس پلیس اماکن نیروی انتظامی این خط و نشان را هم کشیده که پلیس نیز بر اساس قانون و پس از صدور حکم قضایی واحد صنفی متخلف را پلمپ می کند.
این در حالی است که دبیرکل تشکل محافظه کار اصناف و بازار ادعا کرده بود این بازاریان نبوده اند که مغازه ها را تعطیل کرده اند، بلکه افراد “اخلال گر” بوده اند. بدین ترتیب مشخص نیست پلیس چرا بازاریان را تهدید کرده است.
بر اساس گزارش خبرنگار کلمه، در پی راهپیمایی اعتراضی بازاریان و تعطیلی بازار از ظهر امروز، صرافی های سطح شهر نیز به خصوص در محدوده اطراف بازار، خیابان جمهوری و خیابان فردوسی به طور کامل کرکره ها را پایین کشیده و خرید و فروش را تعطیل کرده اند.
همچنین در خیابان های سعدی، جمهوری، فردوسی و منوچهری نیز درگیری های گسترده ای بین پلیس و معترضان گزارش شده و حضور پلیس و تجمع معترضان منجر به ایجاد ترافیک شدید در خیابان های اطراف و محدوده های مرکزی شهر شده است.
همچنین شاهدان عینی گفته اند که به دنبال برخورد خشونت آمیز نیروهای امنیتی و پلیس با راهپیمایی اعتراضی امروز، پمپ بنزین های ابتدای وصال در خیابان انقلاب و ابتدای خیابان فردوسی بالاتر از میدان فردوسی نیز تعطیل شده و از سویی اصناف خیابان جمهوری نیز در محدود فردوسی و خیابان های منتهی به آن نیز کرکره های مغازه های خود را پایین کشیدند.
بحران ارزی کشور که از هفته های قبل آغاز شد، ارزش ریال ایران را به سمت بی سابقه ترین سقوط طول تاریخ سوق داد و از سویی نرخ دلار را تا حدود ۴۰۰۰ تومان هم رساند. نوساناتی که حاصل آن ادامه و تشدید بحران اقتصادی در کشور شده که در عملا طی روزهای اخیر عملا خرید و فروش بسیاری از کالاها را غیرممکن کرده است.
محافظه کاران و متحدان نظامی و امنیتی آنها سعی دارند تمام تقصیرها را در این میان به گردن احمدی نژاد و دولت بیندازند، بدون اشاره به اینکه او را چگونه بر سر کار آورده و نگه داشته اند و هفت سال با تمام اختیارات و با حمایت های فراقانونی به ویژه از ناحیه رهبری، سیاست های بحران ساز او را تثبیت کرده اند.
حال آنکه در واقع در افکار عمومی، مجموعه حاکمیت فعلی با یک چشم نگریسته می شود و نقش رهبری و مجموعه متحدان نظامی و روحانی و سیاسی و قضایی دولت احمدی نژاد را در سوق یافتن کشور به شرایط بحرانی فعلی نمی توان محو کرد.
چند فیلم از تظاهرات و راهپیمایی در بازار تهران:
فیلم نخست - فیلم دوم - فیلم سوم - فیلم چهارم

۱۳۹۰ اسفند ۵, جمعه

بازداشت دانشجویی که در دانشگاه یاسوج لبهایش را دوخت

ندای سبز آزادی: یکی از دانشجویان دانشگاه یاسوج، در اعتراض به فشارهای وارده از سوی نیروهای امنیتی و حراستی، مقابل دانشکده علوم انسانی این دانشگاه اقدام به دوختن لب های خود کرد و همچنین پای خود را با غل و زنجیر بست. اما نیروهای امنیتی با حمله به او، وی را بازداشت کردند.
به گزارش دانشجونیوز، داریوش جلالی، دانشجوی رشته مهندسی مواد دانشگاه یاسوج و ورودی ۸۸ این دانشگاه که پیش از این چندین ماه در زندان بوده و با محرومیت های مختلف تحصیلی از سوی مسوولان دانشگاهی و اطلاعاتی مواجه شده است، در یک اقدام اعتراضی، پس از دوختن لب ها و بستن پاهای خود با غل و زنجیر، مقابل دانشکده انسانی اعتصاب کرد و خواستار احقاق حقوق خود و سایر دانشجویان شد.
بر اساس این گزارش، داریوش اجلالی که در بهمن سال ۸۸ از تحصیل معلق شده بود، در بهمن سال ١٣٨٩ چند روز پس از تظاهرات ٢۵ بهمن با یورش نیرو های امنیتی به منزلش دستگیر و بعد از شکنجه همراه با شوک الکتریکی به یکسال حبس محکوم شد اما پس از سه ماه به صورت مشروط آزاد شد.
وی پس از آزادی از زندان با تعلیق های پیاپی و همچنین فشار هایی از طرف حراست دانشگاه مواجه شد که منجر به اتخاذ این تصمیم از سوی وی شده است.
داریوش اجلالی در روز ٣٠ بهمن ١٣٩٠ با لب های دوخته و پاهای در غل و زنجیر در دانشگاه دولتی یاسوج مقابل دانشکده ی علوم انسانی اقدام به تحصن یک نفره کرده بود.
گفته می شود پس از این اقدام، نیرو های انتظامی و امنیتی به صورت وحشیانه ای وی را دستگیر کرده و پس از پاره کردن زنجیر و کشیدن او بر روی زمین او را از محیط دانشگاه خارج کردند. این گزارش می افزاید که هنوز از وضعیت او اطلاعی در دست نیست.

 فیلم
این دانشجوی محروم از تحصیل در بیانیه ای به شرح دلایل اعتراض خود پرداخته است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: "اما چرا بدین شیوه معترضم؟ چرا با دهان بسته؟ چرا با پای در زنجیر نشسته؟ دهان خود را دوخته ام، چرا که فریاد تظلم خواهی ام را کسی نشنید. پای خود بسته ام چرا که دویدنم به جایی نرسید. هر چه فریاد زدم کسی نشنید، گفتم شاید سکوتم را بشنوند, هر چه دویدم کسی ندید، گفتم شاید به غل نشستنم را ببینند."
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ویرانه ای به نام...
دریادلان بهانـه ساحل گرفتند دیوانگان قیافه عاقل گرفتند
کشتیم عاقبت دل نا اهل خویش را ما را به جرم جانی و قاتل گرفتند
یک عده تا قلمرو فریاد می دویدند یک عده آه درد مفاصل گرفتند
دیگر به اجابت نمی توان امید بست درهای باز معجزه را گِل گرفتند.
اینجا دانشگاه است؛ همو که باید در آن «دانش» عرضه شود. اینجا دانشگاه است؛ همو که باید در آن «علم» تولید شود. اینجا دانشگاه است؛ همو که مکتب «دانشجو» می گویندش. اینجا دانشگاه است؛ همو که سرای «عالمان» می خوانندش. اینجا دانشگاه است؛ همو که باید در آن معیار سنجش، «علم و دانش» باشد. همو که باید مأمنی امن برای دانش و جویندگانش باشد. اما اینجا...
اینجا دانشگاه یاسوج است؛ همانجا که طالبان دانش را به دارش می آویزند. اینجا دانشگاه یاسوج است؛ همانجا که به جای ارج به دانش طلبان، «طالبان»، مقربان و مطلوبان این دربارند. اینجا دانشگاه یاسوج است؛همانجا که نه به قدر «دانش ات»، بلکه به اندازه ی «کرنش ات» منزلت می یابی. اینجا دانشگاه یاسوج است؛ همانجا که عالمان در مضیقه اند و متهم و جاهلان در صدرند و مدعی! اینجا دانشگاه یاسوج است؛ همانجا که دل دانش بریان است و چشم دانشجو گریان است. اینجا دانشگاه یاسوج است؛ همانجا که عیب و نقص، عیان است و اما زبان و قلم ها نهان. آری اینجا دانشگاه یاسوج است سال یکهزار و سیصدو نود!
برادران و خواهران دانشجو! همه می دانیم که در چه جایی تحصیل می کنیم. همه می دانیم که در چه وضعیتی هستیم. همه می دانیم که غذای سلفمان چگونه است. و می دانیم به دانشجویان، که به قولی نخبگان این دیارند، چه نوع غذایی می دهند. همه می دانیم که در سرویس های بهداشتی اینجا، خبری از بهداشت نیست. همه می دانیم که سرویس ایاب و ذهابمان، تنها اسباب زحمت اند و مسبب ملال مان. همه می دانیم که در اینجا ساحت انسانیت چه قدر به تیغ توهین و جسارت خراشیده می شود. در اتوبوس ها برای تفکیک اجناس فرزندان آدم، هایل هایِ فلزیِ غیرقابلِ نفوذ نصب می کنند که اسب نرِ رمیده را چنین از مادیانِ ورپریده جدا نمی سازند!
همه می دانیم در اینجا هر شاخصی به کار آید جز «دانش» و «هنر» . همه می دانیم که آمار سرانه ی کتابخانه و اینترنت، در اینجا چقدر بغرنج است. همه می دانیم که در اینجا فضای سیاسی و فرهنگی چقدر محدود است. و «سرکوب» سکه ی دار الضرب مدیریت اینجاست. همه می دانیم که در این مدیریت بی سابقه ترین احکام محرومیت برای دانشجو در تاریخ این دانشگاه صادر شده است و ...
و خلاصه همه می دانیم که مسخرینِ بد منزلگهی هستیم. برادران و خواهران دانشجو! این همه را من و شما همه می دانیم اما شاید ندانید که چرا اینگونه اعتراض؟! چرا دهان بسته و پای به غل نشسته؟! چرا چنین می اعتراضم؟! پاسخ سؤالات در خود سؤال نهفته است. آری؛ اعتراض! از همین جا شروع کنم. دوستان من! من به این همه نارسایی ها معترضم. من به این همه اجحاف و ظلم معترضم. من به این توهین ها و تحقیرها معترضم. من به بی عدالتی و تبعیض معترضم. من چون آدمی زاده ام به نبود آزادی معترضم. من چون انسانم، به رفتار غیر انسانی معترضم. من چون دانشجوام، به صدارت بی دانشان معترضم. من چون می فهمم، «درد» می کشم. و این «درد» راز اعتراض من است.
اما چرا بدین شیوه معترضم؟ چرا با دهان بسته؟ چرا با پای در زنجیر نشسته؟ دهان خود را دوخته ام، چرا که فریاد تظلم خواهی ام را کسی نشنید. پای خود بسته ام چرا که دویدنم به جایی نرسید.
هر چه فریاد زدم کسی نشنید، گفتم شاید سکوتم را بشنوند.
هر چه دویدم کسی ندید، گفتم شاید به غل نشستنم را ببینند.
آری دوستان! من ترم شش هستم، ولی از این شش ترم، تنها سه ترمش را اجازه تحصیل داشتم. مرا به زندان انداختند و همه ی این احکام بدون طی کردن مراحل قانونی بود. و کنون باز به صورت غیرقانونی مرا محکوم به حکم تعلیق ساختند. وقتی بدون تفهیم اتهام، حکم می دهند. وقتی بدون توجه به اعتراضات، احکام را اجرا می کنند. وقتی همان قانون نیم بندِ حقوقِ دانشجویی را هم اجرا نمی کنند، شما برادران و خواهران بگویید: چه باید کرد؟ راهی پیش پای من بگذارید من دهان باز می کنم و زنجیر می درم و به همان راه می روم. من پا و دهانم بسته است، اما گوشهایم که می شنوند. در همین جریده قول می دهم اگر راه دیگر و بهتر به من گویید، حتما بدین اعتراض خود پایان می دهم. عزیزان! هیچ کس دوست ندارد که دهان خود به نخ بدوزد و پای خود به زمین! اما چه کنم که مقابل شمشیرهای آخته جوابی جز دهان دوخته ندارم. من آزادی خویش را امروز در دهان دوخته و پای بسته خود می جویم.
«من از آن روز که پای بست توام آزادم»
و این راه منتخب من است...
و اما سخنی نیز با مدیریت این دانشگاه.
همو که در فجر تصدی مدیریتش دماغ استادی می پخت ولی دمار از استادهای دانشگاه درآورد!
آقای ارژنگ!
من به خوبی از توان شما جهت برخورد با خویش آگاهم و می دانم که امروز در این دانشگاه، گاه، گاهِ توست و حکم از آنِ تو. اما چه کنیم برادر، که من و تو مخلوقیم. و به حکم مخلوق بودنمان مقیدیم. و به حکم تقیدمان در مقابل قانونِ مطلق هیچ کاره ایم. و قانون مطلق می گوید: "الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم"
پس ای اردوان، دوان دوان رو کنون که آبگینه شکستی!
که این گاه و دانشگاه تا ابد بر مرادِ تو نیست و این در همیشه بر این پاشنه نمی چرخد و روزِ «می گساران» نیز خواهد رسید.
در پایان باید بگویم من تا زمانی که به خواسته هایِ به حق خود و سایر دانشجویان، توجهی نشود، حتی اگر به زور و اجبار مرا از اینجا به بیرون برند، دست از اعتراض خویش نخواهم کشید.
خرم آن روز کزاین منزل ویران بروم راحتِ جان طلبم وز پی جانان بروم
داریوش جلالی
٣٠ بهمن ماه سال١٣٩٠

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

هفده کارگر ایران خودرو کشته و مجروح شدند

خبرگزاری هرانا - بی‌احتیاطی‌ یک راننده کمپرسی حامل بار در ایران خودرو موجب کشته و زخمی شدن هفده تن از کارگران شد.
به گزارش ایکوپرس، در ساعت ۲۳:۳۰ مورخ ۸۹/۱۱/۵ یک دستگاه کمپرسی بنز حامل بار یکی از پیمانکاران در حال ورود از درب شماره ۹ ایران خودرو بود که بر اثر بی‌احتیاطی با تعدادی از کارکنان این شرکت برخورد می کند.
مسئولین ایران خودرو البته می‌گویند که تاکنون ۴ نفر در این حادثه کشته شده‌اند و آماری غیر از این کذب است اما منابع خبری کشته شدن ۸ نفر را تایید می‌کنند.


خبرگزاری هرانا - در پی حادثه مرگبار در شرکت ایران خودرو که بر اثر فشار کاری وارده بر یکی از کارگران بوقوع پیوست، و منجر به مرگ چند تن از كارگران آن شركت شد، فضای كارخانه همچنان به شدت ملتهب بوده و کارگران معترض در تحصن به سر می برند.
کارگران "فلزکار مکانیک" در این باره گزارش داده اند که كارگران معترض كه علت اصلی این حادثه را اضافه كاری اجباری می دانند، حاضر به ترك كارخانه نشده و همچنان در فضای كارخانه ایران خودرو متحصن هستند.
این در حالی است كه از دیروز، شش بهمن ماه، مسئولان كارخانه با اعلام عزای عمومی اقدام به تعطیلی كارخانه كرده كه این تعطیلی امروز هم ادامه دارد و به این ترتیب از ورود دیگر كارگران به كارخانه جلوگیری شده و مانع از پیوستن آنها به جمع متحصنین گشته اند.
همچنین هنوز اجساد كارگران كشته شده به خانواده هایشان تحویل نشده است. امروز قرار است تعداد ٢٧ نفر از نمایندگان منتخب كارگران در دیداری با وزیر صنایع، خواستار پاسخگویی وی باشند.
گفتنی است مسئولین کارخانه ایران خودرو یکی از کارگران شیفت شب کارخانه را که در قسمت حمل و نقل داخل کارخانه کار می کرد، با وجود بیماری شدید، در روز تعطیل (سه شنبه – اربعین) مجبور به کار کرده بودند و این کارگر پس از اینکه با وضعیت جسمانی بسیار سخت، چند سرویس را انجام داد، با خودرو به کارگرانی که برای زدن کارتِ ساعت در محلی جمع شده بودند، برخورد کرد که در نتیجه گروه زیادی کشته و زخمی شدند.
تجمع اعتراضی کارگران شرکت ایران خودرو نسبت به این مسئله و مطالبه آنها جهت پاسخ خواهی از مسئولین شرکت، با برخورد خشونت بار نیروهای امنیتیِ مستقر در محل مواجه شده بود.

۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

بازار تهران همچنان در اعتصاب

به گزارش منابع خبری جرس، پس از دوروز تعطیلی به بهانه گرمای هوا، بازار تهران در اولین روز كاری پس از تعطیلات باز هم در اعتصاب به سر می برد.
بنابر گزارشهای رسیده از تهران، اعتصاب بازار، امروز گسترده تر از هفته پیش شكل گرفته است و نقاطی چون چهار سوق بزرگ و كوچك ، بازار طلا فروشها، پارچه فروشها و بازار ساعت فروشها در اعتصابی كامل قرار دارند.
این در حالی است كه رسا نه های حكومتی خبر از توافق دولت و اصناف بازاری داده اند و دولت احمدی نژاد در یك اقدام منفعلانه مالیات ۷۰درصد ی وضع شده را به ١۵ درصد كاهش داده است.
یك شاهد عینی امروز از بازار تهران می گوید "بازار طلافروشها مثل روزهای تا سوعا و عاشورا بسته است و تمام مغازه ها با كر كره های پایین به اعتصاب پیوسته اند.
در این میان برخورد نیروی انتظامی با مغازه دارانی كه در گرو ه های سه چهار نفره در راسته های بازار ایستاده اند، بسیار تند است و ما موران از مغازه داران می خواهند تا مغازه هایشان را باز كنند؛ در غیر اینصورت نیروی انتظامی با شكستن قفل مغازه ها اقدام به شكستن اعتصاب می كند.
این گزارش ادامه می دهد از تجمع مردم و عكس و فیلم گرفتن با دوربین های موبایل هم جلو گیری می شود و بخشهای دیگر بازار هم در پی این اعتصابات، فعالیت اقتصادی چندانی ندارد.

اعتصابات بازار طلا فروشها و پارچه فروشها از سه شنبه هفته گذشته آغاز شد و دلیل آن اعتراض كسبه به وضع مالیاتی ۷۰ درصد بیشتر از سال گذشته بر اصناف بود.


۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

خبرگزاری هرانا - به دنبال انتشار فراخوان نهادها، تشکلات مدنی، احزاب و شخصیتهای سیاسی کرد مبنی بر اعتصاب عمومی به نشانه اعتراض به اعدام های نوزده اردی بهشت، و تلاش برای توقف روند اجرای حکم اعدام فعالین سیاسی و مدنی بازمانده، برای امروز پنج شنبه مورخ 23 اردی ماه بهشت ماه، اکثر شهرهای کردستان در اعتصاب هستند.

فیلمها - اعتصاب سراسری کردستان ۲۳ اردیبهشت

فیلمها - اعتصاب سراسری کردستان ۲۳ اردیبهشت