۱۴۰۴ بهمن ۱۶, پنجشنبه

یکی از آن هزاران...

نه یک فسوس و ده و صد که بی‌حساب افسوس
نه صد دریغ و هزاران که بیشمار دریغ
حمید مهدوی، آتش‌نشان، در همان مکانی که مجروح به دوشش بود، با تیراندازی از سمت کلانتری هفت‌تیر مشهد کشته شد.
قهرمانان:
دزموند داس یک مخالف جنگ بود که حاضر نشد سلاحی حمل کند؛ اما طی نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم با وجود شلیک‌های بی‌وقفهٔ دشمن، یک تنه جان بیش از ۷۵ نفر از هم‌رزمانش را نجات می‌دهد.
و در نتیجه موفق به دریافت مدال افتخار از دستان رئیس‌جمهور هری ترومن می‌شود.
حمید مهدوی، قهرمان ما هم بی‌سلاح بود ولی نه در جنگ که در تظاهرات اعتراضی کشته شد. او با فراخوان رضا پهلوی و به امید وعده‌ی دروغ او که «کمک در راه است» برای آزادی ایران به خیابان آمده بود. پس از اینکه جان چند نفر را نجات داد؛ در همان مکانی که مجروح به دوشش بود با گلوله جنگی کشته شد.
رضا پهلوی، رهبر خودخوانده، از او به عنوان «تلفات جنگی» یاد کرد...
و گفت: «من از مردم نخواستم با رژیم مبارزه کنند، آن‌ها از من کمک خواستند!!!.»
از سخنان پدر و رهبر خودخوانده آنلاین‌شاح اول پهلوی سوم آخرین برگ بازی خامنه‌ای:
...ولی در نتیجه‌ی آزاد شدن، خودم نمی‌خوام اولین قربانی آزادی باشم.
من الان آزادم. من یک فرد آزاد هستم. من به هیچ قیمتی حاضر نیستم این آزادی‌ای که دارم رو از دست بدم به هر دلیلی که می‌خواد باشه.
دخترش نکبتش هم مثل خودش بی‌شرف و دروغگوست!!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر