۱۴۰۱ فروردین ۱۳, شنبه

بزودی سراغ من هم می‌آیند

بعد سراغ بهاییان آمدند
سکوت کردم چون بهایی نبودم
بخش چهارم
فصل سوم- آنزمان که احزاب سیاسی مست و مدهوش شعارهای ضد آمریکایی خمینی بودند، شکنجه و کشتار٬ اخراج و مصادره اموال بهاییان در سکوت حمایت کننده انقلابیون و روشنفکران صورت می‌گرفت
در تاریخ ١٧ شهریور ۱۳۵۹ عزیز الله ذبیحیان٬ محمود حسن‌زاده، نورالله اختر خاوری، فریدون فریدانی، عبدالوهاب کاظم منشادی، جلال مستقیم و علی مطهری تیرباران شدند
هر کدام اصرار داشته که قبل از بقیه کشته شود
ویلیام سیرز٬ نویسنده و مجری آمریکایی برنامه‌های رادیو و تلویزیونی که به آیین بهایی ایمان آورده بود٬ در کتاب "فریادی از اعماق قلب" درباره اعدام هفت بهایی در یزد چنین نوشته بود:
حال شما را با یك تن دیگر از این متهمان به جاسوسی و خیانت آشنا می‌کنم.
جناب عبدالوهاب کاظمی، از منشاد، دهی نزدیک یزد. او آنقدر پیر است که سنش حدود ٨٥ تا ٩٠ حدس زده شده. بقدری خمیده و فرتوت که هنگام راه رفتن فکر می‌کردی که نوک انگشتانش به زمين می‌رسد. حال تصور کنید که وجود این به اصطلاح جاسوس صهیونیسم چه تهدید بزرگی برای آل عالم بوده!!!
صبح ٨ سپتامبر ١٩٨٠(١٧ شهریور ۱۳۵۹)  شایعه تیرباران شش بهائی یزد را پر کرد. ولی بلافاصله بهائیان یزد آنرا رد کردند. اعدام‌های گروهی بهائيان در یزد همیشه هفت نفره بوده. این مرسوم است.
… جناب کاظمی منشادی بازداشت بود و در راه یزد. خودش ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ولی نفر هفتم او بود. تمام قرآن و احادیث اسلام را بخوبی از حفظ ميدانست بطوریكه ""قرآن ناطق"" لقب داشت. او در طی راه برداشتها و استنباط‌های غلط همراهانش را تصحیح می‌کرد و احترام اعتقاد بهائيان را به اسلام ثابت می‌کرد.
بار دیگر با ضرب و شتم او را بازداشت و اینبار مستقيم به یزد بردند. وقتی همراهانش در زندان یزد شنيدند که او هم حكم اعدامش صادر شده باور نكردند. اعدام پیرمردی بالای ٨٠ سال ""حرام"" بود. ولی باور کنيد جوخه اعدام سه بار به شكم او شليك کرد و وقتی بر زمين افتاد تير خلاص را در مغزش خالی کردند... 
بهروز سنایی را تیرباران کردند زیرا حاضر نشد بگوید بهایی نیستم 
محمد حسين و شكرنساء معصومی٬ تنها بهاییان روستای نوکِ بیرجند را زنده زنده به آتش کشیدند
مهاجمین این دو قتل فجیع دستگیر شدند و با اینکه خود اقرار کردند اما با وثیقه آزاد شدند
نورانیه یارشاطر را به جرم بهایی بودن سر بریدند
هدایت الله دهقانی و مهدی انوری چون بهایی بودند به عنوان افراد فاسد و مفسد و محارب با خدا و رسول و امام زمان و به جرم همکاری با صهیونیست جهانی به اعدام محکوم شدند
هدایت الله دهقانی و مهدی انوری در روز ١٨ مرداد ۱۳۵۹ به همراه دو عضو دیگر محفل روحانی آباده، ابراهیم یزدانی و وجیه الله فروزان دستگیر شدند. دو روز در فرماندهی سپاه آباده بازداشت بودند، سپس به زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند. در روز ۲۴ بهمن ۱۳۵۹ ابراهیم یزدانی و وجیه الله فروزان آزاد شدند، ولی او و مهدی انوری در زندان باقی ماندند. سرانجام بعد از ماه‌ها شکنجه و آزار، در روز ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ تیرباران شدند. 
در روز ١٠ اردیبهشت‌ ۱۳۶۰ یدالله وحدت به همراه احسان الله مهدی زاده و ستار خوشخو تیرباران شدند. به حکم دادگاه انقلاب اسلامی شیراز٬ اموال آنها نیز مصادره شد.
قدسیه وحدت که به اتفاق همسرش٬ سرهنگ یدالله وحدت در روز ۱۵ خرداد ۱۳۵۹ بازداشت شده بود به زندان ابد محکوم شد. در زندان سکته کرده بود و پس از چهار سال آزاد شد.
به آنها گفتند آزاد هستید و هنگام خروج از زندان، از پشت به آنها شلیک کردند
در سپیده دم ٢٠ شهریور١٣۶٠ ماموران زندان به گشتاسب ثابت راسخ ( پس از بازداشت به شدت شکنجه شده بود) و چهار زندانی بهایی دیگر به نامهای عطاءالله روحانی، احمد رضوانی، عزت‌الله عاطفی افوسی و برادرش بهمن عاطفی افوسی گفتند که آزاد هستند که به منزل بروند. اندکی بعد از خروج آنها از زندانِ داران، ماموران از پشت به آنها شلیک کردند. مقامات در روستا شایع کردند که این افراد چون قصد داشتند از زندان فرار کنند، اعدام شدند. 
ادامه دارد...

برخی از منابع:
خانه اسناد بهایی ستیزی در ایران
بنیاد عبدالرحمن برومند
صفحه‌ی فیس‌بوک گلشن عشق
صفحه‌ی فیس‌بوک شهدا و مشاهیر بهایی
مهوش ندیمی- زنده سوزاندن یک زن و شوهر روستایی
کتاب "فریادی از اعماق قلب" نوشته ویلیام سیرز
 بی‌بی‌سی فارسی- درگذشت احسان یارشاطر؛ مردی که زبان فارسی وطنش بود
کیهان لندن- احسان یارشاطر، اسطوره‌ای که به ابدیت پیوست

۱۴۰۱ فروردین ۱۲, جمعه

بزودی سراغ من هم می‌آیند

 بعد سراغ بهاییان آمدند
سکوت کردم چون بهایی نبودم
بخش چهارم
فصل دوم: ربوده و ناپدیدشدگان
فرمان «شب و مه» هیتلر: «افرادی که امنیت آلمان را به خطر می‌اندازند» باید به شیوه‌ای به‌شدت محتاطانه، «در پوشش تاریکی شب و مه» دستگیر شوند. این افراد بدون هیچ رد و نشانی ناپدید شدند و دیگر هیچ‌کس از محل نگهداری یا سرنوشت آنها خبری پیدا نکرد. 
در سی مرداد ٬۱۳۵۹ همه اعضای محفل ملی بهائیان به اضافه‌ دو نفر دیگر از همکاران آن ها در جریان جلسه‌ محفل با هجوم افراد سپاه پاسداران انقلاب و بدون رعایت تشریفات قانونی بازداشت می‌شوند. عبدالحسین تسلیمی، هوشنگ محمودی، ابراهیم رحمانی، حسین نجی، منوچهر قائم مقامی، عطاالله مقربی، یوسف قدیمی، بهیه نادری، کامبیز صادق زاده، یوسف عباسیان و حشمت الله روحانی یازده نفری بودند که در جریان این هجوم ربوده شدند و دیگر هرگز هیچکدام از خانواده و دوستانشان ‌آن‌ها را ندیدند.
در ملاقاتی در تاریخ نوزدهم شهریور ۱۳۵۹، رفسنجانی تأیید کرد که دستور دستگیری یازده بهایی صادر شده بود، اما گفت که اعضای خانواده زندانیان نمی‌توانند تا تکمیل مراحل بازپرسی با آن‌ها ملاقات کنند. با این وجود، در تاریخ هفدهم مهر ۱۳۵۹، رفسنجانی حرفش را عوض کرد و مدعی شد که دولت هیچ عضو محفل روحانی را بازداشت نکرده‌است و در عوض قضیه ناپدید شدن بهاییان را به‌طور غیرقابل قبولی به یک گروه مستقل نسبت داد.
محمد موحد؛ آخوندی 
که پس از بهائی شدن ناپدید شد
پس از انقلاب، محمد موحد را به اتهام بهائی‌شدن به کمیته احضار کردند. این احضارها و بازجویی‌های سخت چندین بار ادامه یافت. آخرین بار او را در ۲۴ اردیبهشت‌ماه احضار و مورد بازجویی قرار دادند. تا این‌که سرانجام او را در سوم خردادماه سال ۱۳۵۸ در خیابان ربودند و دیگر هیچ‌گاه از سرنوشت او خبری نشد.
علی‌مراد داوودی؛ استاد فلسفه، مترجم، پژوهشگر و نویسنده را به جرم بهایی بودن٬ در پارک ربودند و دیگر هیچگاه بازنگشت 
روحی روشنی؛ منشی محفل روحانی بهائیان تهران را ربودند و دیگر هیچ‌گاه از سرنوشت او خبری نشد.
پس از انقلاب او را به دلیل باور مذهبی‌اش از کار بی‌کار کردند. او منشی محفل روحانی بهائیان تهران بود.
برخی از منابع
بنیاد عبدالرحمن برومند
خانه اسناد بهایی ستیزی در ایران
بی‌بی‌سی فارسی-  محفلی‌ که ناپدید شد
رادیو فردا- محافل بهایی در ایران؛ آنان که دزدیده شدند و آنان که تیرباران شدند
ایران وایر-  دکتر حسین نجی؛ از صحبت با احمد خمینی و دیدار با بنی‌صدر تا ربوده شدن
رادیو زمانه- علی‌مراد داودی، یکی از نخستین قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای
زندگی نامه محمد موحد با صدای خودش
توانا- محمد موحد؛ آخوندی که بهائی شد
توانا- روحی روشنی؛ متفکر بهائی ربوده‌شده و قربانی انقلاب ۵۷
فیلم- به یاد روحی روشنی