۱۴۰۴ فروردین ۴, دوشنبه

«تفرقه بیانداز و حکومت کن»

خوب سطلی سپاهی‌ها به نرگس محمدی و توماج و مسیح علی‌نژاد و حسین رونقی و دیگر مبارزان٬ یه زنگ تفریح چند ساعته دادن و حالا نوبت کُرد و تُرک و عرب شده!!!
دستور کار جدید برای سطلی-سپاهی‌ها: تفرقه قومیتی!

پس از صداگذاری بسیار ناشیانه و مصنوعی شبکه عن‌و‌گه (من‌وتو) وابسته به رضا پهلوی با  شعار ما عاریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم!
بعضی‌ها گفتن منظورشون از عرب، آخوندها بوده. چرا نگفتن آخوند نمی‌پرستیم؟
بقول یکی از کاربران، پهلوی‌ها با آخوند مشکلی ندارن
بگذریم از اینکه بهرحال همین آخوندها٬ ایرانی هستن و گاهی هم هندی توشون پیدا می‌شه!
فقط چرا کسی جرات نمی‌کنه اصل جریان رو بگه؟! 
بگه محمد عربستانی و تخم و ترکه‌ی مفت‌خور و متجاوز و خونخوارش رو نمی‌پرستیم!!!
مثل تمام اونهایی که می‌گن ما با جمهوری اسلامی مخالفیم ولی عاشق اهل بیت هستیم!!!
بعد نوبت تفرقه انداختن بین کُرد و تُرک شد.
امثال پاسدار قاضی پور (دلقک زمان) با لشکرکشی خیابانی در ارومیە و بسیاری از دیکتاتورطلبان خارج کشور می‌کوشند بە اختلافاتی دامن بزنند کە برندە آن فقط جمهوری اسلامی است. اجازە ندهیم تمرکز بر دشمن اصلی و تلاش برای سرنگونی دیکتاتوری در تهران، خود با یکدیگر درگیر شویم.
ویدیوی فراخوان به نام مذهبی‌ها و به کام دیگرستیزان
در اورمیه، کردهای شهر در یک‌ مکان، تجمع نوروزی برگزار کردند. (عکس پایین). علیه هیچ ملت و فرهنگ و مذهبی هم شعار نژادپرستانه و دیگرستیزانه ندادند. شادی کردند و رقصیدند و تمام.
خبرگزاری آراز: صحنه‌ای زیبا و الهام‌بخش از همبستگی و اتحاد میان نیروهای امنیتی و مردم در دفاع از وطن و موجودیت ملی تورک، امروز در اورمیه رقم خورد.
این همبستگی نوید آن را می‌دهد که در آینده‌ای نزدیک، ملت و فرزندانش در صفی واحد، در برابر دشمنان (کُردها!) متجاوز و پروژه‌های ایرانشهری ایستادگی خواهند کرد.
البته که لاشی‌های همیشه در صحنه هم حضور داشتند!
نامش فرجاد درویشی است، ۲۳ سال سن داشت٬ اهل روستای بالو در ۵ کیلومتری ارومیه بود. در تاریخ ۲۹ شهریور ٬۱۴۰۲ در اعتراض‌های اورمیه با اصابت گلوله‌ی جنگی نیروهای امنیتی به سرش کشته شد.
عبدالله محمودپور، اهل روستای بالوی ارومیه٬ ۱۶ ساله. بخاطر فقر خانواده مجبور به ترک تحصیل شده بود و برای کمک خرج خانواده کار می‌کرد. سی‌ام شهریورماه ١٤٠١ از پشت مورد اصابت گلوله‌ی جنگی نیروهای امنیتی قرار می‌گیرد و ساعتی بعد جان‌می‌بازد.
دانش رهنما در تاریخ سی‌ام شهریورماه ١٤٠١ در جریان خیزش انقلابی بر اثر شلیک بسیجیان در روستای "بالو" ارومیه جان باخت.
او پدر یک دختر خردسال به نام جوآنا بود.
فرجاد درویشی از رفقای صمیمی دانش بود. دانش رهنما در حین نجات عبدالله محمودپور که هدف گلوله بسیجیان قرار گرفته بود، مورد شلیک بسیجیان قرار گرفت و سه گلوله به ناحیه پشت، شکم و پای وی اصابت کرده بود.
پویا شیدا، اهل و ساکن ارومیه٬ ۱۷سال بیشتر نداشت و شاگرد نانوایی بود. در تاریخ ۳۰ شهریور ماه ۱۴۰۱ با شلیک گلوله‌ی نیروهای امنیتی به قلبش جان‌باخت.
نسیم صدقی٬ ۲۳ ساله اهل شهرستان شاهین‌دژ. روز ۹ آبانماه ۱۴۰۲ در ارومیه بر اثر اصابت دو گلوله به وسط پیشانی و سینه‌اش توسط نیروهای نیروهای امنیتی کشته شد.
نیما شفیق‌دوست٬ دانش‌آموز معترض ۱۶ ساله٬ در روستای زین‌دشت از توابع سلماس متولد شد و به همراه خانواده‌اش در ارومیه زندگی می‌کرد. نیما در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران در شهر ارومیه با گلوله جنگی مجروح شد؛ اما از ترس بازداشت‌شدن در زیرزمین خانه‌ی پدری تحت مداوا قرار گرفت. پس از مدتی توسط نیروهای امنیتی، شناسایی و در خانه بازداشت شد. با وجود وضعیت وخیم جسمی‌اش باز هم ماموران از بردنش به بیمارستان خودداری کردند.
نیما در ۱۳ مهر ۱۴۰۱ و در ۱۶ سالگی، به‌دلیل شدت جراحات در بازداشتگاه کشته‌شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر