۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

نگهداری و بردن سگ به خیابان ممنوع شد

٣٩ تن از ابله ترین و چاپلوس ترین نمایندگان مجلس که از محمد هم مسلمان تر هستند، بخاطر محکم کردن موقعیت (مالی) خود طرحی مسخره، احمقانه و غیر انسانی به مجلس بیکار و بیعار که از قرار هیچ کاری بجز مگس پراندن و چرت زدن ندارند، تقدیم کرده اند!
طرحی بسیار سنجیده، همانگونه که از نمایندگان با شعور مجلس انتظار میرفت! با تعمق و تفکر بسیار! با دور اندیشی در مورد عواقب و طرز اجرای آن!
طرحی بسیار ضروری برای شرایط حاد کشورمان: گرداندن حیواناتی مانند سگ در اماکن و معابر عمومی ممنوع و مرتکب شونده به ضبط حیوان و جزای نقدی محکوم می‌شود. دیده بان حقوق حیوانات: نماینگان مجلس طرحی تهیه کردند که در صورت تصویب نهایی آن گرداندن حیواناتی مانند سگ در اماکن و معابر عمومی ممنوع و مرتکب شونده به ضبط حیوان و جزای نقدی محکوم می‌شود. به گزارش باشگاه خبرنگاران، این طرح که در قالب الحاق یک ماده به قانون مجازات اسلامی ابتدای اسفند ماه سال گذشته در صحن علنی مجلس اعلام وصول شد؛ شامل یک ماده واحده و یک تبصره است. بر اساس ماده واحده آن، گرداندن حیوانات خطرناک یا حیواناتی که برای سلامت عمومی مضر بوده یا نجس العین می‌باشند، از قبیل سگ در اماکن و معابر عمومی و وسائط نقلیه ممنوع است و مرتکب شونده علاوه بر جزای نقدی از یک میلیون ریال تا پنج میلیون ریال به ضبط حیوان مذکور محکوم می‌شود. همچنین نگهداری حیوانات مذکور در آپارتمان‌ها ممنوع و در منازل مسکونی چنانچه موجب نارضایتی هر یک از ساکنان شود ممنوع است. نگهدارنده در مرتبه اول موظف است با اخطار دادسرا ظرف ۱۰ روز رفع مزاحمت کند. در مرتبه دوم و یا در صورت عدم رفع مزاحمت به جزای نقدی از پانصد هزار ریال تا پنج میلیون ریال محکوم و در هر صورت حیوانات مذکور ضبط خواهد شد. بر اساس تبصره این طرح، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی موظف می‌شود فهرست حیوانات نجس‌العین و خطرناک و مضر برای سلامت عمومی به جز سگ ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون را تهیه و اعلام کند. طراحان این طرح در مقدمه توجیهی تاکید کرده‌اند که تهیه این طرح اقدامی برای مقابله با روند فزاینده سگ گردانی در معابر و نگهداری آن در آپارتمان‌ها در شهرهای بزرگ بویژه تهران است.این نمایندگان که در بین آنان اسامی برخی از نمایندگان شاخص روحانی مجلس نیز دیده می‌شود، رواج سگ گردانی و نگهداری را معضلی فرهنگی اجتماعی و نوعی تقلید کورکورانه از فرهنگ مبتذل غربی دانسته‌اند. طراحان این طرح در مقدمه توجیهی آن خاطر نشان کردند که نگهداری از حیواناتی نظیر سگ مضرات بسیار زیاد بهداشتی دارد و برای سلامت عمومی جامعه نیز مضر است. این طرح که به صورت عادی از سوی طراحان به مجلس تقدیم شده‌ است، هم‌اکنون در کمیسیون‌های تخصصی مجلس در دست رسیدگی قرار دارد. کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس کمیسیون اصلی رسیدگی کننده به این طرح است و کمیسیون‌های فرهنگی، بهداشت و درمان و همچنین شورا‌ها و امور داخلی کشور به عنوان کمیسیون‌های فرعی این طرح را مورد بررسی قرار می‌دهند. اما منظور از ضبط حیوان چیست؟ یعنی سگ نجس‌العین و خطرناک و مضر برای سلامت عمومی را میکشند یا به یکی از "صدها" پناهگاه حمایت از سگهای خانگی موجود در کشور میفرستند؟!
"نگهداری حیوانات مذکور در آپارتمان‌ها ممنوع و در منازل مسکونی چنانچه موجب نارضایتی هر یک از ساکنان شود ممنوع است" منظور ساکنان منازل است یا همسایه ها؟ یعنی اگر تمام ساکنان راضی باشند، اشکال ندارد؟ و اگر منظور همسایه ها هستند که بهتر است چماق ها را حاضر کنید و خیال همه را راحت و بگویید سگها محارب هستند و همه را بکشید، چون همیشه در همسایگی یا چند خانه آنطرف تر یک چاپلوس خود شیرین و خود فروشی پیدا میشود که بخاطر اسلام اعلام نارضایتی کند!
اما صحبت از آپارتمان و منازل مسکونی شد، کپر ها و حلبی آباد ها هم شامل این طرح اسلامی میشوند؟! زیرا آنها هم سگ دارند ولی از فرهنگ مبتذل غربی بدور هستند، یعنی امکان آشنایی با فرهنگ مبتذل غربی را ندارند!
و بخاطر اینکه به فرهنگ مبتذل غربی اجازه نفوذ در فرهنگ اسلامی مان را ندهیم، سگ، سگ است و نجس‌العین و خطرناک و مضر برای سلامت عمومی است بنابراین این فرهنگ غیر اسلامی استفاده از کمک سگها را در هلال احمر و سگهای کاشف مواد مخدر، سگهای پلیس و غیره و غیره را هم باید ممنوع و ضبط کرد؟!
حکومت اسلامی است دیگر. یک عده دزد، جنایتکار پول پرست امور مملکت را بدست گرفته اند و برای نشان دادن قدرت خود، شب میخوابند و صبح برمیخیزند و از سر چاپلوسی مسابقه ی حماقت با یکدیر دارند!
 

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

مرگ تدریجی در جاسوئیچی‌های چینی

به گزارش «فردا»: این روز‌ها بازار دست فروش‌های چینی بسیار گرم شده است. جاسوئیچی‌های جدید چینی که در داخل آنها ماهی یا لاک پشت زنده حبس شده‌اند به سرعت در خیابان‌های چین به فروش می‌رسند. این جاسوئیچی‌ها با قیمت ۵ دلار در دستان فروشندگان، در اماکن عمومی و خیابان‌های چین به فروش می‌رسند. خریداران می‌توانند از بین ماهی‌های رنگارنگ یا لاک پشت‌های برزیلی هر کدام را که خواستند انتخاب کرده و حتی رنگ آب دلخواه محفظه نگهدارنده را نیزانتخاب کنند. فروشندگان به هنگام فروش به خریداران تضمین هم می‌دهند. آنها در هنگام فروش ادعا می‌کنند، آبهای رنگی درون محفظه‌ها حاوی مواد مغذی است و این موجودات تا سه ماه به راحتی می‌توانند در درون این محفظه‌ها به زندگی ادامه دهند.
یعنی عمر حیوان را هم از قبل تعیین میکنند: ٣ ماه!
در پی این سوء استفاده چینی‌ها، بسیاری از فعالان حقوق حیوانات در سراسر جهان از عدم وجود قانونی در چین برای جلوگیری از این اقدامات انتقادات فراوانی را داشته‌اند. کین ژیائونا – مسئول یکی از گروههای غیر دولتی حفاظت از حقوق حیوانات در این خصوص عقیده دارد «قرار دادن موجود زنده در داخل یک محفظه سرپوشیده برای کسب سود، سوء استفاده و غیر اخلاقی است». ولی بر اساس قوانین چین تنها حیوانات وحشی مشمول قانون حفاظت از حیوانات می‌شوند. جن ژیان- یکی از مدافعان حقوق حیوانات در چین- این اقدام را «مشمئز کننده» نامید. او همچنین افزود «چین با این اقدام اخیر خود آشکارا نشان داد که هیچ ارزشی برای حیات حیوانات و انسان‌ها قائل نیست و متاسفانه این کار‌ها در غیاب آموزش‌های لازم، همچنان در چین ادامه پیدا می‌کنند». ژیان با اشاره به رشد اقتصادی چین عقیده دارد که مردم چین این طور فکر می‌کنند که صاحبان دنیا هستند و هر اقدامی را می‌توانند انجام دهند. «به کرات در چین دیده شده است که حیوانات برای منافع اقتصادی کشته می‌شوند. این مُد جدید در چین گویای این است که ما می‌توانیم حیوانی را شکنجه کرده و شاهد مرگ تدریجی آن در مقابل چشمان خود باشیم. این واقعیت بخش دیگری از سوء استفاده چینی‌ها از کره زمین است».
هر چند که فرق چندانی نیست، بین زندگی دردناک و مرگ ماهی قرمز، سمندر و لاک پشت های سفره ی هفت سین بعضی هموطنان علاقه مند به زیبایی و ماهی ها و لاک پشت های جا سوئیچی های چینی ها...
اما در مورد این جمله: ولی بر اساس قوانین چین تنها حیوانات وحشی مشمول قانون حفاظت از حیوانات می‌شوند.

فکر میکنم این چند فیلم گویای قانون حفاظت از حیوانات وحشی چین باشد!

فیلم مزرعه ببرها فیلم مزرعه خرس ها با گفتاری از جکی چان هنرپیشه چینی

فیلم مزرعه خرس ها همراه با زیرنویس به چند زبان از جمله فارسی

هشدار! صحنه های این فیلم ها برای بعضی بسیار ناراحت کننده است.

۱۳۹۰ فروردین ۱۹, جمعه

فیلمی از مرگ دردناک گاوها پس از زلزله و سونامی در ژاپن

حیوانات دارای حسی بسیار قوی هستند که میتوانند پیش آمدن سونامی و زلزله را احساس کنند و به موقع خود را از خطر نجات دهند. اما اگر انسانهایی بخاطر منافع شخصی، خودخواهی و سرشت بیرحمشان حیوانات را به قل و زنجیر کشیده باشند و درون قفس به اسارت در آورده باشند، چه؟ گاوها را میان میله های آهنی به زنجیر کشیده اند، طوری که قدرت کوچکترین حرکتی را نداشته باشند و ناامیدانه در انتظار مرگ خویش بنشینند... و مزورانه در کتابهای کودکان، نقاشی ها و تصاویر گاو ها را حیواناتی آزاد و بیخیال در چمنزارها به تصویر در میآورند!
اگر این گاوها حق زندگی آزاد در چمنزارها را داشتند، بسیاری از آنها بدون نیاز به کمک انسانها خودشان را از مرگ نجات داده بودند...

۱۳۹۰ فروردین ۴, پنجشنبه

در ساعت زمین، زمین را در یابیم که فردا دیر است

شنبه ٦ فروردین ١٣٩٠ مردم بیش از ١٢٨ کشور جهان از جمله ایران از ساعت ٢٠:٣٠ چراغ هایشان را بمدت یک ساعت خاموش میکنند.
البته این یک حرکتی نمادین است در جهت کاهش اثرات گرمایش زمین و به این مفهوم نیست که فکر کنیم با خاموش کردن یک ساعت چراغ های منزلمان کره خاکی مان را از خطر نابودی نجات داده ایم و میتوانیم از فردا باز روز از نو روزی از نو:
- ماشین لباسشویی را ٤-٣ بار در روز روشن کنیم و لباسها را با درجه حرارت ٦٠ یا ٩٥ بشوییم.
- برای شستن چند بشقاب و لیوان ماشین ظرفشویی را برای دو ساعت روشن کنیم.
- برای خرید یا دیدار دوستانی که بفاصله دوری هم نیستند بجای استفاده از دوچرخه یا پیاده رفتن از خودرو استفاده کنیم.
- از جوراب تا لباس زیر مان را بدقت اطو کنیم.
- برای ذخیره محصولات غذایی ( برای روز مبادا!) دو عدد فریزر جدید بخریم.
- رادیو، تلویزیون و ضبط مان را شبانه روز روشن بگذاریم و غیره و غیره...
بلکه منظور این است که بفکر راههایی باشیم که در بلند مدت بتوانیم از مصرف انرژی بیهوده ای که صرف کارهای غیر ضروری میکنیم، پرهیز کنیم.
مهمترین کاری که میتوانیم در این راه انجام دهیم این است که به دیگران نگاه نکنیم و از خود شروع کنیم. کار کوچک فردی خود را دست کم نگیریم! اگر دیگران کاری نمی کنند یا بدلیل بی فرهنگی و ناآگاهی آنهاست و یا از سر خودخواهی و تنبلی که در هر صورت ما با آگاه سازی آنها کاری بسیار بزرگ انجام میدهیم.

۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

نامه سرگشاده مادر مهدی محمودیان برای مسئولین قضایی و امنیتی: من بی سواد هم فهمیدم که شما دین ندارید

جــرس: مادر مهدی محمودیان، روزنامه نگار زندانی و از افشاگرانِ اولیۀ بازداشتگاه کهریزک، طی نامه ای سرگشاده به مقامات قضایی و امنیتی کشور، ضمن ابراز تاسف از وضع موجود و اقدامات حاکمیت فعلی، گوشه ای فشارها و تهدیداتِ وارده از سوی حکومت علیه خانواده های زندانیان سیاسی را بازگو کرد.
به گزارش منابع خبری جرس، فاطمه الوندی در نامه خود به مقامات ارشد قضایی و امنیتی کشور می نویسد :
با سلام خدمت آقایانی که متاسفانه امروز مسئولیت قضا و امنیت کشور را بر عهده دارند.
نمی دانم این حرفها را خطاب به چه کسی می گویم چون دیگر به هیچ کدامتان ایمان ندارم.شما ها در این مدت با من پیرزن بیسواد و فرزندم کاری کردید که بدون نیاز به درس و دانشگاه و سر درآوردن از سیاست فهمیدم که به هیچ چیز معتقد نیستید نه خدا،نه دین و نه پیغمبر و هر کاری می کنید برای فریب مردم و حفظ ریاست و حکومت خودتان است و برای حفظ این چیزها هر کاری می کنید.مثلا به مردم می گویید قران بخوانید و دور هم جمع شوید و هیئت راه بیندازید و این کارها خیلی ثواب دارد.اما وقتی من و چند مادر و همسری که عزیزشان اسیر دستهای شماست برای دلگرمی و آرامشان قلبمان دور هم جمع می شویم و قران می خوانیم ما را تهدید می کنید که این کار را نکنیم و الا ما را دستگیر می کنید.
یا وقتی قرار شد این افراد منزل ما جمع شوند و با هم قران بخوانیم دیگر احترام به مهمان و اینکه پیامبر گفته اند که مهمان حبیب خداست را فراموش کردید و با تهدید من پیرزن را وادار کردید که شرمنده این مادر و همسران دلشکسته شوم و به آنها تلفن بزنم که به خانه من نیایید و الا به جرم خواندن قران دستگیرتان می کنند. آخ کاش می فهمیدید که چقدر خجالت کشیدم. بعد هم برای ترساندن بیشتر من پیرزن را به اطلاعاتتان احضار می کنید و البته با چرب زبانی سعی می کنید مرا بترسانید که مصاحبه نکنم و الا با من و پسر زندانی ام چه که نمی کنید.
حالا فهمیدید چرا می گویم دین ندارید؟ به دلیل همین کارهایتان من بیسواد فهمیدم که اگر از قرآن و دین دم می زنید فقط برای سرگرم کردن مردم و راحتتر حکومت کردن خودتان است و اگر ذره ای شک کنید که شاید در این جلسه ها حرفی زده شود که به میل شما نباشد دیگر کاری به قرآن و چیز دیگرش ندارید و آنرا تعطیل می کنید.حالا تازه دارم به معنای حرفهای پسر قهرمان و انسان دوستم که اسیر دستهای شماست پی می برم. حرفهایی که او هر وقت میگفت ما قبول نمی کردیم و حالا با اسارتش و شکنجه هایی که تا امروز تحمل کرده چشم و گوش همه ما را باز کرد و همه فهمیدیم که مهدی راست می گفت و او خیلی زودتر از ما این چیزها را فهمیده بود.
آقای دادستانی که وقتی از شما سئوال می کنم مگر بچه ندارید که حال مرا بفهمید؟ می گویید "بچه دارم، خوبشم دارم" و با کبر و غرور می گویی خواستی جلوی بچه ات را بگیری تا نه بچه ات به این روز بیفتد نه خودت. حالا من بدون کبر و غرور به شما می گویم که آقا این حرف را به کسی می گویند که بچه اش دزد و قاچاق چی و قاتل است نه بچه من و هزاران نفر بهتر از او که همه دکتر و مهندس و معلم و دانشجو و روزنامه نگار یا بقول ما بیسوادها همه آدم حسابی هستند. در ضمن آقای دادستان شما که خیلی اهل تربیت کردن هستید خبر دارید بعضی از زندانیان شما که دانشجو هستند و قرار شده بود طبق قانون درسشان را بخوانند و بروند امتحانشان را بدهند، جلوی این کارشان را شما یا دوستانتان گرفته اید؟ خبر دارید پسر من و بعضی دیگر از زندانیهای شما حتی کتاب و روزنامه هم ندارند؟ خب من و پدر کارگر و بیسواد مهدی و صدها پدر و مادر کارگر و بیسواد دیگر که با هر سختی که شده و بهر امید فرزندانمان را به مدرسه و دانشگاه فرستادیم بی عرضه بودیم آیا شما روش تربیتی تان این است که این بچه را از درس و مشق و کتاب و قلم جدا کنید؟ البته بعید میدانم اینطور باشد چون هر وقت به دادسرا آمدم و کاری داشتم می گفتند کارمندان تان -چه زن و چه مرد که چندان هم از من جوانتر نیستند- رفته اند دانشگاه یا امتحان دارند. خب شما که کارمندان میانسالتان را هر طور شده به دانشگاه می فرستید تا شاید حقوق بازنشستگیشان افزایش یابد، بعید است فکر تحصیل و درس و کتاب بچه های ما نباشید.مگر اینکه فکر کنید این جوانهایی که امروز در زندان شما هستند جای آنها را تنگ کرده بودند و برای رفع این مشکل فعلا جلوی درس و کتاب آنها را گرفته اید. حالا فهمیدید چرا می گویم نه به دین اعتقاد دارید نه قران، نه پیغمبر، چون اگر اینطور بود سفارش خدا و پیغمبرش برای کسب علم و دانش را زیر پا نمی گذاشتید و با این جوانها اینطور رفتار نمی کردید.
آقایان اطلاعاتی و همه کسانی که بچه های ما اسیر زندانهای شما هستند و همه آنهایی که از تقلب و دروغ بیزارید از این دسته گل تازه تان در زندان رجایی شهر خبر دارید؟ می دانید وقتی بچه های ما حاضر به اعتراف به کار نکرده نمی شوند عوامل شما در یک فرصت مناسب یک موبایل با عکسها و فیلمهای غیراخلاقی در وسایل آنها می گذارند تا با این کار باعث بردن آبروی آنها و وادار کردن آنها به اعترافهای دروغین شوند؟ دیگر نمی گویم دین ندارید از شما می پرسم آیا عمروعاص را می شناسید؟
خیلی حرف برای گفتن دارم اما گفتم شاید با همین حرفها سر عقل بیایید و کمی رفتارهایتان را اصلاح کنید و برای فرزند من و بقیه زندانیها که مادر پیر و زن جوان و فرزند کوچک دارند شرایطی فراهم کنید که بتوانند به سر خانه و زندگی شان برگردنند اما اگر باز هم به این روشهای غیر دینی و غیر اخلاقی خود در برخورد با پسر من و دیگر زندانیها ادامه دهید من باز هم از این نامه ها برایتان می نویسم. چون غیر از این دیگر کاری از دستم برنمی آید که برای پسرم که اسیر دستهای شماست انجام دهم.
فاطمه الوندی: اول فروردین هزار و سیصد و نود

۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

سگ باز مانده از زلزله و سونامی ژاپن از دوست مجروحش محافظت میکند

تقدیم به کسانی که اعتقاد دارند حیوانات احساس ندارند.
خبرنگاران موفق شدند با دامپزشکان گروه نجات حیوانات تماس بگیرند و هم اکنون این دو سگ در پناهگاه حیوانات بسر میبرند.
یادم میآید زمانی که سونامی در سریلانکا اتفاق افتاد، ساعاتی بعد از وقوع سونامی فیلمی از تلویزیون پخش شد که خبرنگاری با گردش گری در مورد این فاجعه مصاحبه میکرد. گردش گر در حالی که بر روی صندلی راحتی در کنار دریا لم داده بود میگفت: من خیال ندارم مسافرتم را به خودم کوفت کنم و میخوام از تعطیلاتم لذت ببرم! و این در حالی بود که جنازه های قربانیان به فاصله یک متری او شناور بودند، شاید هم بعضی هنوز نفسی میکشیدند و اگر...

۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

سال ۱۳۹۰، سال آگاهی تا رهایی

باز می آید بهار رفته از خانه
باز می آید بهار زندگی افروز


سایتهای سبز: سال ۱۳۹۰، سال آگاهی تا رهایی
سایتهای کلمه، سحام، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا با انتشار بیانیه ای مشترک کردند.متن بیانیه مشترک سایتهای سبز بشرح زیرست:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان و همراهان راه سبز امید، سلام بر شمادرود بر صبر و استقامتتان در پیمودن این مسیر صعب اما نورانی.
سالی که گذشت، سالی نه در شعار که به رسم عمل، به صبر و استقامت نامی و ماندگار شد. سال گذشته را با آگاهی از راه سخت پیش رو آغاز کردیم. هر ایرانی در جبهه‌ای همراهان سبز خود را یاری می‌کرد. از برادران و خواهران مقاوم و سرفراز در‌بند، تا آن مادر سالخورده که دعای خود را بدرقه‌ی راهمان کرد؛ یا جوانی که با نیتی پاک، دستبند سبز خود را برای ما به امانت گذاشت و به خیابان رفت و به خیل شهیدان راه وطن پیوست.آری! در سال ١٣٨٩ همه دست در دست هم، نشان صبر و استقامت را بر تارک زمان حک کردیم. آن‌قدر مصمم و متحد در چشمان استبداد چشم دوختیم و در برابرش ایستادیم که تاریک‌اندیشان به خیال خام و باطل خود رهبران سبزاندیش را از ما جدا کردند تا شاید دستان اتحاد ما را از هم جدا و صفوف در‌هم‌فشرده‌مان را متفرق کنند. اما تجربه بیست و پنجم بهمن این سال نشان داد که جنبش سبز حق‌طلبی ملت ایران از بین رفتنی نیست و راه سبز امیدی که از ٢٥ خرداد ٨٨ آغاز شده بود، همچنان با همه‌ی فراز و نشیب‌ها ادامه دارد. اکنون سال ۱۳۹۰ پیش روی ماست و جز با تکیه بر راهبرد همیشگی آگاهی‌بخشی، به همراه امید و ایستادگی تا رهایی از سیطره استبداد و نیل به آزادی و عدالت و صلح و کرامت انسانی، نمی‌توان پایداری در این راه سبز امید را تضمین کرد.
ما رسانه‌های سبز ایران به پاسداشت اتحادمان و به تأسی از همراهان جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سال آینده را سال «آگاهی تا رهایی» پیشنهاد می‌کنیم. صد سال پایداری و استقامت در راه مبارزه با استبداد در ایران به ما آموخته است که آگاهی چشم اسفندیار دیو استبداد و تمامیت خواهی است. امروز نیز گسترش آگاهی‌ها ارزشمندترین سرمایه‌ی ما برای حضوری پردوام در راه سبز امید است.
سال جدید را سالی سبز و پر از صلح و آزادی برای کشورمان آرزو می‌کنیم. اللهم حول حالنا الی احسن الحال
امضا: سایتهای کلمه، سحام، جنبش راه سبز (جرس)، نوروز، میزان خبر، تحول سبز، امروز، ندای سبز آزادی، ادوار نیوز، تغییر، خط سبز، رأی ما کجاست، روزنامه نگاران زندانی، ندای آزادی و شبکه تلویزیونی رسا