‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب ۱۴۰۱- قتل‌های حکومتی؛ ورژن دوم قتل‌های زنجیره‌ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انقلاب ۱۴۰۱- قتل‌های حکومتی؛ ورژن دوم قتل‌های زنجیره‌ای. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۲ دی ۳, یکشنبه

جمهوری اسلامی اشکان بلوچ را هم کشت

قتل‌های حکومتی؛ ورژن دوم قتل‌های زنجیره‌ای
قتل‌های حکومتی تحت عنوان‌های خودکشی٬ ایست قلبی٬ بیماری زمینه‌ای٬ سقوط از ارتفاع، سگ‌گزیدگی یا شلیک از سوی مخالفان.
می‌گن زیر فشار تهدید و شکنجه ۳بار اقدام به خودکشی کرده بود.
اشکان ورزشکار بود و مربی کینگ بوکسینگ٬ معلوم نیست چه داروهایی به زندانیان تزریق می‌کنند که حتا پس از آزادی دست به خودکشی می‌زنند.
 «فقط همین رو بدونید که سه روز از پا آویزونم کرده بودن»
اشکان خودکشی نکرد٬ به قتل رسید...
با یادی از راهکارِ جذابِ امید خلیلی، مجری جاکش شبکه عَن‌و‌گُه(من‌و‌تو):
به تازگی به این نتیجه رسیدیم که ما بریم خودمون رو تحویل بدیم!
ببینیم چند نفرمون رو می‌خوان بگیرن... این ترس از بازداشت رو بریزیم بیرون، زنداناشون رو پُر کنیم!
این خیلی راهکارِ جذابی می‌تونه باشه!

۱۴۰۲ شهریور ۱۰, جمعه

جواد روحی در زندان نوشهر کشته شد…

جاکش‌های بی‌شرف‌ مسلمان فرصت نمی‌دن. 
تا میام راجع به کشتار بلوچستان بنویسم٬ تو کُردستان اعدام می‌کنن.
تا بیام از کشتار ایذه بنویسم٬ می‌خونم خانواده‌های جان‌باختگان را بازداشت کرده‌اند.
تا میام از بچه‌های اکباتان بنویسم٬ می‌بینم جنگل‌های مریوان را عمدی آتش زدن.
تا بیام از اون آخوندک جاکش مفت‌خوری که نام دخترش را ایران گذاشته بنویسم٬ عکس‌های دریاچه‌ی خشک شده‌ی ارومیه رو می‌بینم.
تا میام از کشته شدن سوخت‌بر‌ها و کولبرها بنویسم٬ می‌خونم مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی که نزدیک به ۱۴ سال است بدون یک روز مرخصی در زندان به سر می‌بره٬ در پرونده‌ای جدید٬ با اتهام «نشر اکاذیب در فضای مجازی»، به دو سال حبس تعزیری جدید و ۱۵۰ میلیون ریال جریمه نقدی محکوم شده است.
خواستم از ۴۴مین سالگرد قتل‌عام قارنا و کشتار خاوران بنویسم که دیدم جواد روحی را در زندان کشتند...
جرم او رقصیدن بود اما زیر شکنجه‌های وحشیانه می‌خواستند او را وادار به اعتراف اجباری کنند که کتاب تخمی «غُرعَن» را سوزانده.
او به جرم سوزاندن قرآن و تخریب اموال عمومی در شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ۳ بار اعدام محکوم شده بود.
آتنا دائمی: جواد روحی ۳۵ ساله اهل آمل، با مدرک لیسانس حقوق… 
جواد برای دیدن همسر سابقش به نوشهر رفته بود که او را راضی به از سرگیری زندگی مشترک کند و به این دلیل چند روزی در نوشهر ماند و در پارک روبروی هتلی می‌خوابید.
۳۰ شهریور ۱۴۰۱ اعتراضات به قتل ژینا امینی در نوشهر برپا شد که جواد هم به میان جمعیت معترضان رفت و دور آتش رقصید و شال و روسری که زنان به او می‌دادند در آتش سوزاند… 
همان شب او را بازداشت کردند.
او در بازجویی‌ها بیش از چهل روز تحت شکنجه‌ و آزار بود. حبس در سردخانه، فریز کردن بیضه‌ها، شوک برقی، ضرب و شتم، شلاق و تهدید با اسلحه از شکنجه‌هایی بود که او در انفرادی تحمل کرده بود و‌ در اثر آن با مشکلات جسمانی متعددی مواجه شد…
او در نهایت به ۳ بار اعدام محکوم شد: 
«یک بار اعدام به اتهام افساد فى‌الارض و محاربه»
«یک بار اعدام به اتهام تخریب اموال و آتش‌زدن کیوسک راهنمایی و رانندگی»
«یک بار اعدام به اتهام ارتداد و توهین به مقدسات به واسطه‌ آتش زدن قرآن در کیوسک راهنمایی و رانندگی»
او علاوه بر سه حکم اعدام به ۹ سال و ۶ ماه حبس نیز محکوم شده بود… 
جواد حقوق خوانده بود و در دادگاه از خودش به خوبی دفاع کرده بود، در اتفاقی عجیب حتی وکیل تسخیری تمامی اتهامات او را رد کرده بود… 
کسانی در درون قوه قضاییه از وضعیت او و نگرانی خانواده اش سوءاستفاده کرده بودند و خانواده را تحت فشار گذاشته بودند که هیچ خبری از جواد به رسانه ها درز نکند و از طرفی به آنها گفته بودند سه میلیارد تومان بدهید که حکم اعدام جواد را لغو کنیم!
 خانواده را از پرداخت پول منصرف کردیم. وکلای جدید به پرونده ورود کردند و… 
بستگانش به شدت نگران بودند و میترسیدند…
هر بار عکس های سفر او به مشهد را برایم می‌فرستادند  که چطور ممکن است او که مدتی قبل از دستگیری برای زیارت به مشهد رفته بود را با اتهام سوزاندن قرآن به اعدام محکوم کنند… 
در نهایت هر سه حکم اعدام جواد در دیوان نقض شد اما از این موضوع ناراضی بودند که او را در زندان از طریق مسمومیت دارویی به قتل رساندند…
 جهت ثبت در تاریخ و به امید دستیابی به عدالت و مجازات آمران، عاملان و مجریانی که در کشته شدن جواد روحی توسط حکومت ایران نقش داشتند: 
امیر ارسلان بابویه رئیس زندان نوشهر
حمزه علیپور رییس دادگستری نوشهر 
و محمد رضا ابراهیمی دادستان نوشهر بخشی از عاملان قتل جواد روحی.
ماسکت رو بزار... شبکه دیوث عن‌وگُه (من‌و‌تو) در کمین است!
دست‌نوشته جواد روحی در زندان؛
بمیرد آنکه زندان را بنا کرد
ظلم برما نکرد بر مادران کرد، فدای اشک‌هایت مادرم...
شبکه دیوث منوتو را بایکوت کنید!
فاحشه‌های ولایی همیشه هم چادر چاقچوری نیستند!
هویت جواد روحی توسط شبکه‌ی منوتو افشا و سپس دستگیر شد. این شبکه رسما و عملا داره با همکاری با سازمان اطلاعات جمهوری اسلامی مردم رو به کشتن می‌ده. باید چند نفر دیگه کشته بشن تا بفهمیم نباید برای این شبکه ویدئو فرستاد؟

۱۴۰۲ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

قتل‌های زنجیره‌ای؛ ورژن دوم

قتل‌های حکومتی تحت عنوان‌های خودکشی٬ ایست قلبی٬ بیماری زمینه‌ای٬ سقوط از ارتفاع، سگ‌گزیدگی یا شلیک از سوی مخالفان.
منصوره سگوند، ۱۹ ساله، اهل لرستان و دانشجوی رشته حقوق دانشگاه پیام نور آبدانان بود که مدتی به صورت افتخاری با نیروی انتظامی همکاری می‌کرد. 
در پی سرکوب و کشتار مردم در اعتراضات ۱۴۰۱ از این همکاری انصراف داده و در صفحه اینستاگرام خود با مبارزات مردم همراهی کرده بود.
او با انتشار تصویری از خود با چادر فرم نیروهای زن شاغل در «نیروی انتظامی» در صفحه اینستاگرام خود نوشته بود: «من منصوره سگوند اهل لرستان، در پلیس افتخاری نیروی انتظامی خرم‌آباد مشغول به کار بوده‌ام. زین پس هیچگونه همکاری با نیروهای مسلح نخواهم داشت و با افتخار در کنار هموطنانم خواهم ماند.»
او در یکی از استوری‌هایش نوشته بود: «به عنوان کسی که در داخل بدنه نیروهای نظامی فعالیت داشته‌ام، تا جایی که تونستم سعی کردم واقعیت رو به کسایی که ناآگاه هستن بفهمونم. ما جنایت را با چشم خود دیده بودیم و واقعیت‌ها رو گفتیم. این انقلاب نزدیکتر از آن چیزی که فکرش را بکنید رخ خواهد داد.»
او که برای مدتی بازداشت بود در آخرین استوری اینستاگرامش با هشتگ تهدید نوشته: «ما را از مرگ می‌ترسانند انگار ما زنده‌ایم. تا ابد یک روز جانم فدای وطن، پاینده ایران.»
او پیشتر در پیامی به یکی از دوستانش اعلام کرده بوده: «مدام از طرف اطلاعات به مرگ تهدید میشم. اگر بلایی سرم اومد می‌خوام همه بدونن من خودکشی نکردم.»
او به طور مستمر، تهدید به مرگ می‌شده است و روز ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ تنها ساعتی پس از افشای این تهدیدها، بدون هیچ بیماری زمینه‌ای اعلام شد، منصوره سگوند، ایست قلبی کرده و جان باخته است.
منصوره سگوند همچنین در پست‌های خود از خاندان پهلوی حمایت کرده بود و در یکی از استوری‌های اینستاگرام با انتشار ویدئویی از محمدرضا پهلوی، با استفاده از هشتگ «من وکالت می‌دهم» به رضا پهلوی وکالت داده بود.
بدرود دختر ایران...
همان‌ سیه‌دلانِ پلید و ریاکاری که به او آموخته بودند که خدایی هست توانا و دانا٬ بخشنده و مهربان و پیامبری فرستاده که عادل است؛ او را بی‌رحمانه کشتند.
فقط نوزده سال داشت...