۱۳۹۲ آبان ۲۱, سه‌شنبه

تاراج حیات‌وحش به سفارش رستوران‌ها

سبزپرس – گروه محیط طبیعی؛ محمدعلی الله قلی*: با نزدیک شدن زمستان، روزانه به شمار انواع پرندگان مهاجر آبزی و کنار آبزی و غیر آبزی که به منطقه فریدونکنار مهاجرت می‌کنند، افزوده می‌شود. فریدونکنار به دلیل قرار گرفتن در مسیر مهاجرت سالیانه پرندگان مهاجرغرب آسیا و بخش‌هایی از شمال اروپا، نقطه‌ای استراتژیک محسوب می‌شود. اما چند درصد از پرندگانی که به این نقطه مهاجرت می‌کنند، شانس بازگشت دارند؟ سرنوشت چند درصد از آنها، پخته شدن در دیگ رستوران‌ها و تابه‌های خانه‌ها و منقل کباب مسافران است؟
هر روز صبح در حالی که همه مشغول صرف صبحانه و شروع روز هستند، اینجا در بازار پرندگان شهر فریدونکنار، صدها پرنده وحشی حلال گوشت و حرام گوشت، عمدتا حمایت شده، مرده و زنده، به سادگی هرچه تمام به صورت کاملاً علنی خرید و فروش می‌شوند.
بخش کوچکی از صید روزانه «غاز خاکستری»؛ روزانه ٣٠٠ تا ٥٠٠ غاز خاکستری در این منطقه صید می‌شوند و در این بازار به فروش می‌رسند.
گاه بنا به درخواست مشتری‌ها، پرنده‌های مهاجر زنده موجود در بازار در کنار خیابان ذبح شده و پرکنده تحویل داده می‌شوند. گاه پرنده‌های از قبل ذبح شده‌اند و به فروش می‌رسند؛ و گاه مشتری ترجیح می‌دهد پرنده را به صورت زنده خریداری کند.
غاز خاکستری به همراه انواع اردک‌های وحشی
مشاهدات ما از این بازار این نکته را روشن کرد که تنها در چهار روز (از تاریخ ١٤ تا ١٧ آبان ماه) دست کم دو هزار غاز خاکستری مهاجر در این بازار خرید و فروش شده‌اند. درصد بالائی از این پرندگان صید شده به سفارش رستوران‌ها (چه در مازندران و چه رستوران های شناخته شده‌ای در تهران) هر روز صبح به این بازار آورده می‌شوند و معامله می‌شوند.
انواع اردک وحشی
در روزهای گذشته، قیمت هر غاز به دلیل فراوانی از ٧٠ هزار تومان در هفته‌های گذشته به شکل بی‌سابقه‌ای به ٣٠ هزار تومان تنزل پیدا کرده است.
«خودکا»
این نسل کشی حیات وحش (که می‌توان بر آن نام غارت سرمایه ملی طبیعت کشور را نهاد) اینجا در فریدونکنار و سرخرود مازندران به بهانه‌های مختلف در حالی صورت می‌گیرد که ظاهراً خواندن روزنامه و انجام جلسات و سمینارهای روزانه در سازمان حفاظت محیط زیست از الویت بیشتری برخوردار است. 
«فیلوش» و «اردک ارده‌ای» زنده در کنار اردک‌های سلاخی شده. (ارائه پرنده زنده برای مشتری‌هایی که مایل به خرید گوشت تازه تر و سلاخی در محل هستند.)
سود اصلی حاصل از این کشتار و خرید و فروش هر روزه، صرفا عاید عده محدودی از مردم محلی و البته رستوران‌های حامی این بازار می‌شود؛ اما تبعات جبران‌ناپذیر آن گریبان‌گیر طبیعت روبه اضمحلال را خواهد گرفت و سرنوشت اقتصاد وابسته به اکوتوریسم شمال ایران را در آینده‌ای نه چندان دور دستخوش تغییرات ناخوشایند خواهد کرد.
«کفچه نوک» صید شده در فریدونکنار برای تاکسیدرمی (فروش کنار پیاده رو بازار پرنده فریدونکنار)
کشتار به راه افتاده، تنها مربوط به بخشی از جمعیت پرندگان است که در آغازین روزهای فصل مهاجرت وارد سواحل شمالی کشور شده‌اند و انتظار می‌رود جمعیت‌های بیشتری از انواع پرندگان مهاجر هنوز در مسیر مهاجرت سالیانه خود به منطقه باشند.
«ابیا»، «خروس کولی» و «توکا» مرده نمونه‌هائی از صدها  پرنده که در هر شبانه روز در تورهای هوایی دائمی نصب شده در زمین‌های کشاورزی به دام افتاده و می‌میرند. (ساعت‌ها در دام ماندن این قبیل پرندگان، جذب و به تورافتادن انواع پرندگان شکاری و جغدها و مرگ آنها را نیز در پی خواهد داشت.)
افزایش بیش از یک هزار و ٥٠٠ مجوز جدید برای اسلحه‌های شکاری، علاوه بر اسلحه‌های مجاز قبلی، فشار مضاعف و قابل توجهی را بر حیات حیات وحش منطقه وارد خواهد آورد و در حال حاضر بیش از دوهزار و ٥٠٠ قبضه اسلحه شکاری در محدوده محمودآباد تا بابلسر دارای جواز هستند.
 نمونه ای از ده‌ها «فلامینگو» (ارسال شده به بازار ماهی فریدونکنار از منطقه «گلوگاه» میانکاله، «تالاب گمیشان» و بندر ترکمن) و «حواصیل خاکستری»
با افزایش بدون مطالعه این تعداد اسلحه شکاری مجاز و کمبود نیروی اجرائی سازمان حفاظت محیط زیست، تمایل مردم خصوصا قشر جوان شهرهای شمالی کشور به شکار هرآنچه در محیط اطراف قابل شکار است، بیشتر شده است. در حال حاضر شکار به شکل نگران کننده‌ای به عنوان یک تفریح و رقابت جدید در بین نسل جوان ساکن شمال کشور مشاهده می‌شود که بازتاب چنین پدیده‌ای را می‌توان در صفحات پدیدار شده در شبکه‌های اجتماعی مشاهده کرد.
«سنقر تالابی» (فروش در بازار پرنده و یا ورودی بازار ماهی فریدونکنار)
به عنوان مثال، دو صفحه «دوست داران شکار و سگ شکاری» و «شکارچیان مازندران» از صفحه‌های جدیدی هستند که به انتشار عکس‌های متعدد شکارچیان استان مازندران و تبلیغ برای تاکسیدرمی در شهرهای مختلف می‌پردازند.
عکس‌های شکار انواع مختلف پرندگان و پستانداران در مازندران و تشویق شکارچیان نوپا برای فعالیت بیشتر با اسلحه‌های عمدتا مجاز به سرعت در فضای اینترنت در حال انتشار و گسترش است.
«جغد شاخدار» (صید برای تاکسیدرمی؛ قیمت ١٥ هزار تومان)
نکته حایز اهمیت آن است که با ادامه سکوت و بی‌تفاوتی سازمان حفاظت از محیط زیست و انفعال ادارات حفاظت محیط زیست مازندران، این کشتار دامنه بسیار وسیع تری پیدا خواهد کرد.
«بوتیمار» زنده در حالی که بال‌ها به یکدیگر پیچیده شده‌اند و گردن از زیر به پشت پرنده خوابانیده شده است. بعد از گذشت مدت کوتاهی که پرنده در این وضعیت می‌ماند، در صورت نشکستن استخوان‌های بال، پرنده تا چند روزقادر به پرواز نخواهد بود.
انواع اردک وحشی
 پی‌نوشت:
تهیه عکس و حضور همه روزه در دو بازار ماهی و پرنده شهر فریدونکنار مخاطراتی را برای حامیان پرندگان مهاجر در پی داشته است و جا دارد در همین رابطه از همکاری دوستانی که برای توقف این نسل‌کشی پرندگان از هیچ تلاشی روی‌گردان نبوده و نیستند، بدین شکل تقدیر و تشکر شود.  خانم‌ها: النا ایرانی، نغمه امینی، بنفشه معصومی و آقایان: بهداد عقیلی، مهدی چلانی، علی صفات و ایمان ابراهیمی. همچنین سپاس ویژه از دوستانی که بی‌دریغ برای حفظ نسل پرندگان و اطلاع رسانی تلاش می‌کنند ولی بنا بر ملاحظاتی نمی‌توان نامی از ایشان برد.

 خانم ابتکار، معاون رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست، جلوی چنین جنایاتی را گرفتن، نیازی به کنفرانس و سمینار و جلسه و از این مزخرفات وقت گیر ندارد! بجای این ژست حیوان دوستانه دروغین، همین فردا چهار تا مامور بفرستید و یک هفته پیگیرش باشید و مجرمین را مجازات کنید تا نتیجه اش را ببینید!!!
ولی خوب از قرار معلوم حکومت اسلامی تنها در اعدام زندانیان سیاسی و دیگر قربانیان این رژیم دزد و فاسد و جنایتکار، جدیت نشان می دهد و سرعت عمل دارد...

۱۳۹۲ آبان ۲۰, دوشنبه

شیرکو را هم کشتند

حالا تا یکی دو هفته ای خبر اعدام او را در خبرگزاری ها و تارنماها می بینیم و می خوانیم و بعد هم مانند هزاران هزار ایرانی آزاده ای که توسط رژیم جنایتکار اسلامی شکنجه و کشته شدند و هزاران زندانی سیاسی که  بهترين دوران زندگي خود را گوشه زندان‌های مخوف آخوندها سپري می کنند، به فراموشی سپرده خواهند شد( زبانم لال تا اعدام نفر بعدی)
 شیرکو معارفی زندانی سیاسی کُرد صبح دوشنبه ۱۳ آبان‌ماه در زندان سقز اعدام شد.
حکم اعدام شیرکو معارفی در حالی اجرا شد که نه وکیل و نه خانواده وی، در جریان اجرای حکم قرار نگرفته بودند. بنا به آخرین گزارش‌ها امروز صبح در زندان سقز جسد شیركو رؤیت شده‌ است.

جزئیات اجرای حکم اعدام زندانی سیاسی کُرد شیرکو معارفی: بی خبری تا دیدن طناب دار
یک فعال حقوق بشر کُرد در خصوص اعدام روز صبح دوشنبه شیرکو معارفی زندانی کرد در زندان سقز به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت  ساعت ۱۸ روز یک شنبه ۱۲ آبانماه بعد از آمارگیری در زندان، مسئول حفاظت زندان سقز، به نام نوروزی، دو زندانی  به نام های شیرکو معارفی و مطلب احمدیان را به بخش نگهبانی مرکزی به نام زیر هشت احضار کرده و به آنها اعلام کرده به دلیل کشیدن سیگار در بند سلامت، آنها را تنبیه خواهد کرد و بعد از اینکه توسط نیروهای یگان زندان و دو پاسبخش زندان به نامهای سید حیدر رضوی و هوشیار رزمگاه به آنها دست بند و پابند زده شد، آنها را به بخش موسوم به سوئیت (سلولهای انفرادی) منتقل کردند.
این فعال حقوق بشر در ادامه افزود: «با توجه به اینکه مسئول حفاظت زندان ادعا کرده بود به دلیل کشیدن سیگار آنها را به صورت تنبیهی به سوئیت منتقل خواهد کرد هیچگاه خود شیرکو و دیگر زندانیان سیاسی زندان سقز انتظار این را نداشتند که قرار است حکم اعدام او اجرا شود  و در واقع این بهانه‌ رئیس حفاظت به دلیل بی‌خیال کردن دیگر زندانیان نسبت به خطر اجرای حکم شیرکو بوده است. شیرکو معارفی زندانی محکوم به اعدام و مطلب احمدیان که دارای سی سال حبس است، تا ساعت ۵ و نیم بامداد با هم در سلول نگهداری شدند و در همین ساعت، آقای نوروزی مسئول حفاظت به سلول آنها مراجعه کرده و به شیرکو اعلام کرده که قصد انتقال او را به زندان مرکزی سنندج دارند و باید با آنها برود. شیرکو که به این قضیه مشکوک شده بود از نورزوی در مورد اجرای حکم سوال می‌کند. اما نوروزی اعلام کرده چیز مهمی نیست و تنها به صورت تنبهی موقتا به زندان مرکزی سنندج منتقل خواهی شد.
این فعال حقوق بشر همچنین گفت: «ساعت ۶ بامداد با حضور گروهی از وزارت اطلاعات ، رئیس زندان مهندسی عبدی‌نیا و رئیس حفاظت زندان نوروزی شیرکو به بخش انتظار، سالن ملاقات زندان منتقل شده و در این فضای بسته بدون حضور کارمندان زندان و تنها با حضور رئیس زندان و رئیس حفاظت و اکیپ مذکور حکم اعدام شیرکو معارفی اجرا شده است. شیرکو معارفی تا لحظه انتقال به محوطه‌ سربسته سالن ملاقات در جریان اجرای حکم خود قرار نداشت و تنها زمانی که طناب دار را مشاهده کرده فهمیده که حکم وی اجرا خواهد شد. بعد از چندین ساعت از اجرای حکم نیز مطلب احمدیان به داخل بند سلامت بازگردانده شد.»
حمد سعید شیخی، یکی از وکلای شیرکو معارفی، روز دوشنبه با تایید اعدام موکلش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «از خبرگزارهای متوجه اعدام شدن موکلم شدم بارها با خانواده اش تماس گرفتم تا بالاخره در ساعت ۴ عصر موفق شدم با یکی از اعضای خانواده اش صحبت کنم. او خبر را تایید کرد و گفت دارند می روند تا جنازه را بگیرند.»
شیرکو معارفی، ۳۳ ساله اهل بانه از فعالان سیاسی کرد در آبان سال ۱۳۸۷ در میان مرز ایران وعراق، در حالی‌که قصد داشت از کردستان عراق وارد ایران شود دستگیر شد. او در دادگاه بدوی انقلاب سقز به اتهامات «عضویت در حزب کومله، اقدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا» محکوم به اعدام شد و دادگاه تجدید نظر نیز این حکم را تایید کرد و در جریان اعاده دادرسی نیز حکم اعدام مجددا تایید شد.
پیش از این یکبار سایت های خبری در روز دهم اردبیهشت ۱۳۹۰ خبر از اعدام شیرکو معارفی داده بودند که احمد سعید شیخی، وکیل او آن را تکذیب کرد. آقای شیخی در گفتگوی قبلی خود با کمپین در سال ۱۳۹۰ اعلام کرده بود که امیدوار است حکم اعدام او لغو شود.
از آغاز ریاست جمهوری آخوند بنفش، این چندمین اعدام است؟

۱۳۹۲ آبان ۵, یکشنبه

رضا اسماعیلی دیگر زندانی سیاسی کرد در زندان سلماس اعدام شد

خبرگزاری هرانا - یک زندانی سیاسی کرد در سلماس به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) امروز صبح ۴ ابان ۱۳۹۲ در زندان شهرستان سلماس اعدام شده است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا اسماعیلی (مامدی) فرزند توفیق، ۳۴ ساله و اهل روستای دریک از توابع شهرستان سلماس که تیرماه سال ۸۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود؛ به اتهام «محاربه» از طریق «فعالیت تبلیغی و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) به اعدام محکوم شد بود.
بر پای همین گزارش، دولت ایران بدون ابلاغ به خانواده ووکیل این زندانی سیاسی پس از اعدام پیکر وی را در قبرستان این شهرستان به خاک سپرده، اما خانواده و بستگان وی همراه با شمار زیادی از شهروندان کرد پیکر او را خارج ساخته‌ وبه زادگاهش منتقل داده اند. همچنین در سراسر شهرستان سلماس و روستاهای حومه آن فضای امنیتی تشدید شده است.
شایان ذکر است که رضا اسماعیلی در تیرماه سال ۸۸ به جرم همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) زندانی و از سوی دادگاه انقلاب خوی به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شده بود.
قابل ذکر است، رضا اسماعیلی که مدتی طولانی را در بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات شهرستان سلماس سپری نموده بود، در زندان این شهرستان به سر ‌می برد.
شب گذشته حبیب الله گلپری پور دیگر زندانی سیاسی کرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه بدون اطلاع خانواده و وکیلش اعدام شده بود.

۱۳۹۲ آبان ۴, شنبه

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

بازگشت حجاج

اعدام حبیب‌الله گلپری‌پور در زندان ارومیه

ندای سبز آزادی: برخی گزارشهای تائید نشده حمایت از اعدام حبیب‌الله گلپری‌پور،شهروند کرد زندانی در زندان ارومیه دارد.  براساس این گزارشها خانواده حبیب الله گلپری‌پور در حال حاضر با حضور مقابل استانداری سنندج خواهان تحویل جنازه فرزندشان شدند.
حبیب الله گلپری پور در مورخ ۵ مهرماه سال ۸۶ در خروجی شهر مهاباد توسط نیروهای حفاظت اطلاعات مهاباد بازداشت و  چندین ماه را در بازداشتگاهای امنیتی  شهرهای مهاباد، ارومیه و سنندج سپری کرد. این زندانی  در تاریخ ۲۴ اسفندماه به اتهام عضویت در حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و سازماندهی مادران صلح کُرد در شهر مهاباد از سوی شعبه‌ یک دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شد. این زندانی در اعتراض به حکم صادر در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۸۹ به مدت ۱۵ روز اقدام به اعتصاب غذا کرد. بعد از اعتراض به حکم صادر پرونده به دیوانی عالی کشور ارسال و در آنجا نیز حکم بدوی عینا تائید شد.
این زندانی در اسفندماه سال ۹۰ با انتشار نامه ایی سرگشاده در خصوص شکنجه ها روحی و فیزیکی اعمال شده بر وی در زمان بازداشت در بازداشتگاهای وزارت اطلاعات در ارومیه و مهاباد نوشته بود «علی رغم بازداشتهای طولانی مدت و شکنجه های فیزیکی و روحی من را تا حد مرگ پیش بردند که شکایت آن را همراه به مراتب و ارگان گوناگون دولتی ارسالی کرده ام ولی در این مملکت صدای ما از سلولهای زندانمان هم عبور نمی کند چه برسد به اینکه شنونده داشته باشد.»
رادیو زمانه: ناصر گلپری‌پور پدر این زندانی سیاسی کُرد ضمن تأیید این خبر به زمانه گفت، روز گذشته حبیب‌الله را به مکان نامعلومی منتقل کردند و امروز گفتند که اعدام شده است.
پدر حبیب‌الله گلپری‌پور گفت، تاکنون نهادهای حکومتی پاسخ مشخصی در مورد تحویل پیکر حبیب‌الله به آنان نداده‌اند.
گفته می‌شود این زندانی سیاسی کُرد در همه مراحل بازجویی، شرکت در عملیات مسلحانه را رد کرده و اداره اطلاعات تنها به‌دلیل داشتن کتاب و ارتباط با گروه مادران آشتی شهر مهاباد وی را به همکاری با پژاک متهم کرده بود.

بنا به گزارش‌های منتشر شده، گلپری‌پور طی این مدت در بازداشتگاه‌های شهرهای مهاباد، ارومیه، سنندج و سمنان زندانی بود و تحت شکنجه‌های روحی و جسمی شدیدی قرار گرفته بود.
“به ما وعده تخفیف حکم داده بودند”

پدر زندانی سیاسی اعدام‌شده با تأکید بر اینکه آخرین ‌بار حدود یک ماه پیش با پسرش حبیب در زندان دیدار داشته است می‌گوید: “حبیب اصلاً فکرش را نمی‌کرد که اعدام شود. به ما وعده تخفیف در حکم‌ اعدام را داده بودند.”
او می‌افزاید: “کاش من آخرین پدری باشم که می‌بیند بچه‌اش، دخترش، پسرش، جگرگوشه‌اش را این‌طور می‌کُشند. کاش دیگر هیچ پدری، این‌طور مثل من دلش نسوزد. من تنها پدری نیستم که شاهد اعدام جگرگوشه‌اش‌ است. هزاران نفر مثل من در ایران هستند، اما امیدوارم آخرین پدری باشم که جگرش این‌طور می‌سوزد. کاش هیچ انسانی دیگر پای چوبه دار نرود. در کدام آیه قرآن نوشته شده است که انسانی را بکشید؟ آن هم با این‌همه نابرابری؟ برای چند جلد کتاب؟ در کدام قانون چنین چیزی نوشته شده است که شما با پسر من کردید؟”
تقدیم به کسانی که به روحانی رای دادند و دلشان خوش بود که با انتخاب یک آخوند دیگر به دموکراسی دست خواهند یافت!!!

انسان ها

یک زن بیشعور و مردی که حاضر نیست بخاطر نجات جان یک سگ، از یک شانه تخم مرغ بگذرد!
فیلم آن را در اینجا تماشا کنید

۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

لطفن کمک کنید

 
نترسید! درخواست کمک مالی نیست و هیچ خرجی براتون نداره!!!
این درخواست کمک را در صفحه دیده بان گربه های ایران دیدم و به یه بیست سی تایی از صفحه های ریز و درشت مثلا حامی حیوانات سر زدم و دیدم بجز یکی دو نفر، کسی این پست را به اشتراک نگذاشته... این هم از اتحاد و همکاری دوستداران حیوانات در ایران!!!
دیدم منکه کاری از دستم بر نمی آد، دست کم بزارمش اینجا شاید چند نفری ببینند و کاری کنند...

دیده بان گربه های ایران - از شب جمعه تامی من غیبش زد... هر چی رفتم روی پشت بام پیداش نکردم. تا اینکه امروز صبح دیدم خانه بغلی صدای گربه از جائی میاد رفتم دیدم یک تله کوچک ناجور گذاشتن و یک گربه بدبخت توش گیر کرده.
مرد شکم گنده جوان خیلی ثروتمند آمد و گفت میخواد همه اینها را تک تک ببره. کلی باهاش صحبت کردم از آن ادمهای بی انصافی که فکر میکنه صاحب زمین و زمانه. بعدم حرف بیماریزا بودن و برنامه میزبان ناخوانده کانال من و تو و شروور های همیشگی ایرانیان.
بالاخره از زیر زبانش کشیدیم که تامی را برده در زعفرانیه خیابانی باسم ماکوئی یا ماکوئی پور ولش کرده.

آیا بین دوستان کسی ساکن زعفرانیه هست؟ این خیابان را میشناسید.
طفلکی تامی گربه ای نیست که بتونه از پس خودش بر بیاد

 اگر ساکن آن منطقه هستید در پیدا کردنش بمن کمک کنید.
عکس زیر تامی و جری هستند. تامی گربه عقبی ست.. جری طفلکی که چند ماه قبل از بین رفت
البته یک کار دیگه هم از دست من برمیآد!!! اونم اینکه از ته دل آرزو کنم و فکرم را متمرکز کنم روی این جوان بی شرف و ثروتمند تا به چنان دردی دچار شود که نه تنها تمام ثروتش را در این راه بدهد بلکه کلیه و کبدش را هم مجبور شود بفروشد!!!
پیشاپیش هم پاسخ کسانی را بدم که شاید بپرسند:" بخاطر یک گربه؟!!!" بله!!! بخاطر یک گربه و درد و اندوه و نگرانی و دلشوره نگهدارنده اش، زیرا ارزش این گربه، صد برابر چنین بی رحم هایی است که فکر می کنند شهر و کشور و این کره خاکی مان تنها به انسانهای نفرت انگیزی مانند این پست فطرت تعلق دارد...