۱۳۹۳ آذر ۲۶, چهارشنبه

بیش از۱۳۰ دانش‌آموز در حمله طالبان به مدرسه‌ای در پاکستان کشته شدند

خدایا شکرت بخاطر اسلام عزیز!
خداوند  مهربان، عادل، بخشنده و توانا شکرت که جان این کودکان را در آغاز زندگی شان گرفتی...
خدایا صدهزار بار شکرت٬ حتمن مصلحتی بود که می خواستی به آنها در سرآغاز کودکی ۷۰ تا حوری بهشتی و غلام و کنیز عطا کنی...
خداباوران٬ مسلمانان٬ از همه ی شما هم سپاسگزارم که با اعتقادتان به خدا و پیامبر و امامان٬ امکان چنین زندگی بهشتی را برای کودکان پاکستانی٬ افغانی٬ کنیایی٬ کوبانی٬ سوری٬ ایرانی و... فراهم کرده اید...
زیرا هر چه شمار خداباوران٬ به ویژه مسلمانان بیشتر باشد٬ لطف خداوند مهربان بیشتر شامل حال کودکان خواهد بود...
به امید روزی که اسلام عزیز پرتو اش را در سراسر جهان بگستراند... 

۱۳۹۳ آذر ۲۴, دوشنبه

در حاشیه اربعین حسینی

پیشمرگه‌های زن و مرد کرد ایرانی در نزدیکی شهر اربیل در عراق مشغول تمرین نظامی برای مبارزه با داعش هستند. 
ریاکاران و دزدان و مفتخورهای مزدور حکومت اسلامی هم به شهر کربلا در عراق رفتن تا یه عده بی همه چیز تر از خودشون رو ماساژ بدن!!!
شهرداری تهران در پی واگذاری مسئولیت یک هفته‌ای اداره شهر کربلا به محمدباقر قالیباف به مناسب اربعین٬ بیش از دو هزار نیرو برای ارائه خدمات به «زائران» گور حسین راهی عراق کرد.
ماساژ زنان و تعمیر کفش و لباس رایگان از جمله خدمات این شهرداری اعلام شده است.
همه اش هم از جیب مردم ایران...
خلایق هر چه لایق!!!
می گن حدود ۲۰ میلیون نفر در مراسم اربعین حسینی ( یه عربستانی زورگویی که ۱۰۰۰ سال پیش مرده) شرکت کردند!!!
حالا چند میلیون حیوان٬ برای پر کردن شکم این ۲۰ میلیون کشتند٬ بماند...
من حیرانم این همه «آدم؟!!!» چتوری تو شهر  کربلا که بزور ۲ میلیون نفر جمعیت داره جا شدن؟!!!
کجا خوابیدن و روی چی خوابیدن و...
با این همه آش و چای وکباب مفت٬ اگه تنگشون می گرفت٬ برای قضای حاجت کردن به کجا می رفتن؟!!
به گزارش خبرگزاری تسنیم٬ ۴۰ هزار نیروی امنیتی مسئولیت تامین امنیت مراسم اربعین را برعهده داشتند.
و به گزارش دروغ گزاری فارس٬ ۱۵۰ هزار نیروی ارتش، پلیس، امنیتی و مردمی ماموریت تأمین مناطق مختلف استان کربلا و اطراف آن را بر عهده داشتند.
این ۱۵۰ هزار نیروی ارتش، پلیس، امنیتی و مردمی و اون ۲۰ میلیون نفر بیشعور مرده پرست٬ عرضه ندارن برن چند هزار داعشی رو از بین ببرن؟!!!
خط پایان و برنده ی حماقت!!! اونوقت می گن حیوانات بیشعور هستند!!! 
امروز در نقش سیاهی لشکر طرفداران حکومت اسلامی٬ فردا هم می رن یه عکس بدون روسری می گیرن و به عنوان اعتراض به حجاب اجباری می زارن تو صفحه آزادی های یواشکی!!!
تا اسلام کفن نشود٬ این وطن وطن نشود!

۱۳۹۳ آذر ۱۵, شنبه

علی طبرزدی فعال حقوق حیوانات بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – شامگاه روز پنجشنبه ۱۳ آذرماه، ماموران نیروی انتظامی به منزل علی طبرزدی فعال حقوق حیوانات مراجعه کرده و ضمن بازرسی منزل وی را بازداشت کردند؛ ماموران وسایل شخصی وی از قبیل کامپیو‌تر، مبایل و کتب را ضبط کردند.
یکی از نزدیکان وی به گزارشگر هرانا گفت: «ماموران دوساعت تمام در خانه بودند و خانه را بهم ریختند. ایشان حتی علت بازداشت علی را هم به ما نگفتند. ولی قرار شده فردا به زندان اوین مراجعه کنیم تا شاید بتوانیم آزادش کنیم.»

وی در خصوص علت بازداشت علی طبرزدی گفت: «وی قرار بود جمعه تجمعی در دفاع از حقوق حیوانات برگزار کند و این بازداشت هم در همین رابطه است…»


گفتنی است، علی طبرزدی پسر حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال سیاسی با سابقه است که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج نگهداری می‌شود.

۱۳۹۳ آذر ۱۱, سه‌شنبه

جشنواره گادهیمای؛ بزرگ‌ترین کشتارگاه حیوانات در جهان

جشن کشتار حیوانات مسلمانان (عید قربان) و جشن کشتار بوقلمون های مسیحیان (روز شکرگزاری) به خوبی و خوشی برگزار شد و میلیون ها حیوان کشته شد و خداوند شان راضی و خوشنود...
اینک هندوها در نپال؛ بیش از ۳۰۰٫۰۰۰ گاومیش٬ بز و پرنده را برای گادهیمای٬ الهه هندو٬ بی رحمانه کشتند تا به آن‌ها سعادت و خوشبختی ارزانی کند.
از اصول دین هندو: احترام به موجودات زنده، به‌ ویژه گاو، به عنوان نماد حاصلخیزی زمین."
در جشنواره گادهیمای٬ در سال ۲۰۰۹ بیش از ۲۵۰٫۰۰۰ حیوان کشته شد و هنوز مردم نپال به سعادت و خوشبختی نرسیده اند!!!
شیوا خدای آفریننده، نگهدار آسمان و زمین٬ نابودکننده اهریمنان، بخشاینده گناهان و بسیارکننده روزی٬ خودش یکی رو می خواد بیاد از میان امواج خروشان سیل نجاتش بده!!!
هر چند که امسال هم ۳۵۰٫۰۰۰ حیوان را بی رحمانه کشتند٬ ولی هنوز هم می توان کاری کرد که این کشتارها دیگر هرگز تکرار نشود...
 لطفن امضا کنید 
از طریق سایت انجمن شفقت در دامداری جهانی  (ciwf) 
از طریق سایت (PETA) بنیاد مردمی رعایت اصول اخلاقی در برابر حیوانات
از طریق سایت جامعه جهانی انسانی (HSI)

۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

وداع نقاش سرشناس با ایران و کار هنری

آیدین آغداشلو؛ هنرمندی که قدرش را نشناختیم
کلمه: وداع آیدین آغداشلو با نقاشی و هنر که در آخرین گفتارش بیان شد، تلخ بود اما آنچه تلخ‌تر بود، وداعش با خاک وطن بود و رفتن و گذشتنش از این دیار که سخت برای رسیدن به قله‌ هنرش ۶۰ سال کوشیده است. او بدون آنکه حتی خود را طلبکار بداند، چمدانش را بسته و می‌رود اما آیا هنر ایرانی بدهکار او نیست و جایگاه آغداشلو در منظر متولیان فرهنگ ایران سرزمین دیده پس از شش دهه شد؟
به گزارش «تابناک»؛ «امشب بهترین لباس هایی را که داشتم پوشیدم و برای اینکه به چشم هنرمند و دوست ۴۵ ساله ام بیایم، پیراهن آبی بر تن کردم. در تمام این سال ها و در بدترین و بهترین لحظه ها آیدین آغداشلو در کنارم بود و رنج های مرا دفن کرد و من غصه ها و حرف هایم را با او تقسیم کردم. او با صبوری گوش داد و گاهی آرامم کرد زیرا او فروتن و شکیباست و از مردم این سرزمین طلبکار نیست. آیدین می داند که سهمش از این جهان چقدر است. به همین دلیل هم نمی‌گوید که چرا مردم قدرش را نمی دانند. و من در تمام این ۶۸ سال زندگی ام نگران دو دست آیدین بودم و فکر می کردم که اگر این دو دست آسیب ببیند چه می شود؟»
این یادآوری‌های متفاوت را احمدرضا احمدی چندین سال پیش درباره رفیق سال‌های دیرینش، آیدین آغداشلو در مجلسی بر زبان آورد که کتابی از این نقاش، طراح و نویسنده برجسته ایران زمین رونمایی شده بود. احمدی به سادگی اشاره کرد، آیدین هیچ گاه طلبکار نبوده و هیچ‌گاه غوغای رسانه‌ای به راه نیانداخته که چرا به او نشان در شانش ندادند و یا چرا جایزه‌ای به بزرگی و اعتبار جایگاه هنری‌اش دریافت نکرده است و این یکی از تفاوت‌های کوچک این هنرمند خوش چهره با بسیاری از هنرمندان هم‌عصرش است.
آیدین آغداشلو، فرزند محمد بیک آغداشلو (حاجی اوف)، در سال ۱۳۱۹ در رشت، به دنیا آمد. یازده ساله بود که پدرش را از دست داد و پس از آن به همراه مادرش به تهران آمد و در سال ۱۳۳۲ وارد دبیرستان جم در محله قلهک شد و هم‌داستان عباس کیارستمی شد. سخت زندگی کرد و همین سختی او را در مسیری انداخت که در همان دوران آثاری متفاوت خلق کند.
آیدین درباره این دوران در گفت و گویی که میان او و کیارستمی برای مرور خاطرات آن سال‌ها گذشته بود، یادآور شده بود: «جایی داشتم می‌گفتم که همیشه گرسنه بودم. آن موقع درختی بود به نام «تَه» در خرابه‌ای نزدیک مدرسه‌مان که می‌رفتیم و میوه‌های آن را می‌خوردیم! میوه‌هایش کمی بزرگ‌تر از یک دانه لپه بود و کل میوه فقط هسته بود و قشر دورش به نازکی کاغذ! از درخت بالا می‌رفتیم و این میوه‌ها را می‌خوردیم و کیف می‌کردیم!»
اولین اثر نقاشی آیدین آغداشلو زمانی که او ۱۴ ساله بود به فروش رسید. ۲ سال بعد، او طراحی گرافیک را در موسسه تبلیغاتی آشنا آغاز کرد و چندی بعد در بخش تبلیغاتی روزنامه اطلاعات مشغول به کار شد. آغداشلو در ۱۹ سالگی به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۴۶، از ادامه تحصیل منصرف شد. اولین مقاله‌اش را در زمینه نقد هنری در مجله اندیشه و هنر انتشار داد و از آن پس نگارش نقد هنری و ادبی را ادامه داد.
آغداشلو چه سرنوشتی خواهد یافت؟

این هنرمند تاثیرگذار از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ در هنرستان هنرهای زیبای پسران و دانشکده هنرهای تزئینی به تدریس مشغول بود و در طی همین سال‌ها در انجمن ایران و آمریکا در تهران یک نمایشگاه انفرادی نقاشی برگزار کرد. آغداشلو مجموعه‌ای از کتاب‌ها و نسخه‌های خطی را که جمع آوری کرده بود در موزه نگارستان به نمایش گذاشت و چندی بعد برنامه ای با عنوان شیوه‌های دیدن برای تلویزیون ملی ایران ساخت.
او به نگارش، طراحی و اجرای فیلمنامه‌ای به نام رنگین کمان پرداخت که شامل نقاشی‌های متحرک بود و نویسندگی و اجرای دو فیلم مستند درباره خوشنویسی و کاشی‌کاری در معماری کهن ایرانی را بر عهده گرفت. آغداشلو در تأسیس موزه رضا عباسی در سال ۱۳۵۶ نقش مؤثرى داشت و به سرپرستى آن منصوب شد. مشارکت در تاسیس و برنامه‌ریزی موزه هنرهای معاصر تهران، موزه کرمان و موزه خرم آباد از دیگر فعالیت‌های او در این زمینه است.
او یک سال پس از انقلاب اسلامی کار گرافیک را از سر گرفت و از سال ۱۳۵۹ در دانشکده هنر دانشگاه الزهرا، دانشگاه آزاد و دانشگاه کرمان تدریس کرد و در ضمن به ایراد بیش از ۲۰۰ سخنرانی در ایران و خارج از کشور پرداخت. آغداشلو از سال ۱۳۵۹ نقاشی را در سطح وسیعی آغاز کرد و از آن پس در بیش از ۳۰ نمایشگاه گروهی شرکت کرد. سال ۱۳۶۰ کلاس‌های نقاشی کارگاه آزاد «هنرکده آزاد» توسط آیدین آغداشلو تاسیس شد.
آغداشلو در زمینه نوشتن و ساخت فیلم مستند درباره هنر ایران نیز فعالیتش را ادامه داد و مجموعه ۱۳ قسمتی با عنوان به سوی سیمرغ را درباره تاریخ نقاشی ایران تا قرن چهاردهم هجری برای صدا و سیما ساخت. او تا سال ۱۳۸۵ چندین کتاب منتشر کرد که از آن جمله می‌توان به تک چهره ها، این دو حرف، آقا لطفعلی صورتگر شیرازی و سال‌های آتش و برف اشاره کرد.
او پس از این راه پرفراز و نشیب در قله نشسته و یکی از معدود برجستگان هنرهای تجسمی ایران است که مردم به چهره می‌شناسندش و به همین سان او را می‌ستایند و شاید همین قدرشانی مردم است که سال‌ها آیدین را در این دیار نگه داشته است اما حال این پیرمرد موسپید با این کوله بار تجربه، قصد ترک وطن را به دیاری دیگر دارد و بدین سان دیگر فرصتی پیش نخواهد آمد تا چهره جذاب این هنرمند شاخص را در تهران مشاهده کرد و پیش از رفتن، قلم را بر زمین خواهد گذاشت و دیگر اثری تا اطلاع ثانوی خلق نخواهد کرد.
اینکه او قصد ندارد اثری خلق کند، تلخ‌ترین واقعه‌ای است که در این سال‌ها در هنرهای تجسمی رخ داده اما رفتن آیدین از ایران از آن هم تلخ‌تر است و یک نهیب به همه مسئولان فرهنگی این مملکت از صدر تا ذیل است. برای آغداشلو پس ۶۰ سال نقاشی، حتی یک نوبت نمایش آثارش در موزه هنرهای معاصر نیز فراهم نشد، چه رسد به قدردانی منزلتش و جایگاه هنری‌اش که در سراسر جهان خریدار دارد و این اتفاقی است که هنرمندان جوانی را مایوس خواهد کرد و با خود خواهند گفت: «اگر آیدین آغداشلو چنین سرنوشتی می‌یابد، ما چه سرنوشتی خواهیم یافت؟»
باید همچون احمدرضا احمدی نگران دست‌های آغداشلو بود که پس از نمایش کارنامه اعمالش، به سنجاب‌ها و گنجشک‌های بوم و بر دیگری دانه داد. او رفتنش از این دیار و توقف قلمش بر بوم نقاشی -هر دو تا زمان نامشخص- را نه اتفاقی شگرف که به برخواستن گنجشک از قله تعبیر می‌کند اما بعید نیست که حتی لرزش برخاستن یک گنجشک، بهمنی را روی سر ساکنان دامنه کوهستان روان کند و یا حداقل نوای خوش الحانش در این کوهستان نپیچد و ساکنان این گوشه از دنیا را غمگین‌تر سازد.