۱۴۰۲ آذر ۴, شنبه

میلاد جان٬ نیستی که ببینی صاحب هشتگ شدی...

میلاد زهره‌وند در تاریخ دوم آذر ۱۴۰۲ بدون اطلاع قبلی و بدون انجام آخرین ملاقات با خانواده در زندان مرکزی همدان اعدام شد.
هر چند که زمانیکه بازداشت و شکنجه می‌شدی و حکم اعدامت صادر شده بود ارزش خبری نداشتی ولی حالا یهویی شدی قهرمان قیام...
درسته فرزندت را هرگز ندیدی و توییتی در اینباره نشد ولی در عوض گزارشگر اسپرم‌پرستمان، چشممان را به دیدن شادیِ این یکی روشن کرد!
و لحظه‌های تلخ این روزها را با تصاویر دلپذیرش شیرین کرد!
این توییت بسیار بجای ممد پوری هم تقدیم به خانواده‌ی میلاد. کاربر انقلابی‌مون بالاخره پس از توییت‌های لحظه به لحظه‌ی اسراییل٬ فرصت کرده یه کمی هم به فکر شادیه مردم باشه. مخصوصن کسانی که زیر شکنجه هستند.
میلاد عزیز نیستی تا ببینی اکانت محبوب شاح‌زاده و سازنده فیلم‌های تبلیغاتی‌اش٬ فرمان حمله به همان کانال خبری را داد که خبر جانگداز کشته شدنت را به‌ گوشمان رساند.
میلاد جان٬ شانس آوردی که حتا از دید اسپرم‌پرستان هم خوشنام رفتی و مهمتر اینکه وقتی در زندان بودی٬ آنجلینا جولی باهات تماس نگرفته بود.
این صدای سهیلا حجاب از پادشاهی خواهان مبارز از داخل زندانه! ما هیچ شکی به این صدا و مبارز بودن ایشون نداریم! اما شما هم جناحان ایشون سوالی ندارید ازشون؟ حله؟
عزیز نازنین٬ نیستی تا ببینی همسرِ پسرِ شاهِ سابق که تا پارسال، پیش از آنکه کانال بسیار مشکوک و تفرقه‌انداز کوچه سرِ زبان‌ها بیندازدش، کسی حتا نامش را هم نمی‌دانست، بچه هایش را به دور از فرهنگ ایران و بزرگ کرده و حتی فارسی هم نمی‌توانند حرف بزنند، سرود ای‌ایران را بلد نیست بخواند و شاهکارش آب‌تنی جسورانه در دریای خزر، آنهم نه در سواحل ایران بود است، چگونه از خبر کشته شدنت سواستفاده می‌کند تا مبارزانِ اسیر در بند را مسخره کند.
قابل توجه کسانی که تصور می‌کردن حمله به نرگس محمدی از طرف سایبری‌های رژیم کلید خورده.
این بی‌همه‌چیز که با پول‌های دزدیده شده از مردم ایران توسط شوهر و خانواده‌ی شوهرش پروار شده٬ حتا برات استوری گذاشته. خبر آزادیت رو داده. تجسم و شعورش از آزادی در همین حده. 
امیدوارم این آزادی نصیب خودش هم بشه!
البته خود شاح‌زاده توییتی درباره تو نذاشت. فرصت نمی‌کنه این‌روزها! سخت درحال تصمیم‌گیری است!
حتا جیمز بی‌دین، مزدور سایبری هم که معلوم نیست تا حالا چند نفر رو لو داده هم برات دل‌ سوزوند و شهرک صد اکباتانش هم برامون تراپی گذاشت.
اسطوره‌ی چرخنده‌ها٬ هنوز فرصت نکرده یه توییت درباره‌ات بزنه! هنوز تو حال و هوای فوتباله!
خودشو «عضو» کوچکِ این شونصدتا تیم دیگه نمی‌دونه؟
میلاد نازنین، نیستی تا ببینی خامنه‌ای ضحاک با اذان روز بعد، یک نوجوان ۱۷ ساله را نیز کُشت.
اونم مثه تو کارگر بود... 

۱۴۰۲ آبان ۳۰, سه‌شنبه

روایت سامان یاسین از اعدام مصنوعی هولناک است

او را با چشمبند و پابند و دستبند به جایی برده‌اند، سپس وقتی روی سکو بوده یکی گفته:
«-حاجی بندازم!؟
+ آره! اما چون جوونه!، گناه داره! سعی کن طناب را کج بندازی که موقع افتادن درجا گردنش بشکنه و خیلی زجر نکشه!»
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی در زندان قزل‌حصار، می‌گوید سامان یاسین (صیدی) در بند ۲۴۰ زندان اوین «اعدام مصنوعی» را تجربه کرده و دو روز بعد «حکم واقعی اعدام» به او ابلاغ شده است.
سامان صیدی، رپر معترض ایرانی که با نام هنری سامان یاسین فعالیت می‌کرد، اوایل مهر ۱۴۰۱ و در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و به محاربه متهم شد. ابتدا برای او حکم اعدام صادر شد اما این حکم بعد در دیوان عالی کشور نقض شد.
آقای حائری روز دوشنبه ۲۹ آبان‌ در نامه‌ای از زندان قزلحصار که نسخه‌ای از آن به دست رادیو فردا رسیده است، نوشت: این خواننده معترض به او گفته که مأموران زندان اوین آذرماه پارسال «ساعت سه بامداد و نزدیک به اذان صبح» با خارج کردن او از بند گفته‌اند: «اگر وصیتی داری بنویس.»
بر أساس این روایت، مأموران زندان آقای یاسین را با دست و چشم بسته پای چوبه دار برده و یکی از مأموران عنوان کرده که چون «جوان» است، «طناب را کج می‌اندازند تا درجا گردنش بشکند و زجر نکشد».
در انتها مأموران با دریافت یک تماس به سامان یاسین می‌گویند که یک فرصت دیگر برای «همکاری» به او داده شده و از اعدامش صرف نظر کرده‌اند.
احمدرضا حائری در نامه خود از زندان قرلحصار می‌گوید که دو روز بعد از این «اعدام مصنوعی»، «حکم واقعی اعدام» به آقای یاسین ابلاغ شده که «به‌دلیل شوک این خبر» همسر باردار او فرزندی را که یک‌ ماه به تولدش مانده بود، از دست می‌دهد.
آقای حائری در ادامه این نامه نوشته است: ابوالقاسم صلواتی در واکنش به کشته شدن فرزند سامان یاسین، به مادر این خواننده معترض گفته است:‌ «همون بهتر که بچه‌اش از بین رفت، این لیاقت پدر شدن نداره
شبکه حقوق بشر کردستان و پایگاه خبری هرانا روز یک‌شنبه اول مرداد ۱۴۰۲ گزارش دادند که این زندانی سیاسی، روز شنبه با دستور ابوالقاسم صلواتی، قاضی پرونده و بدون اطلاع خانواده و نزدیکان به این مرکز روان‌پزشکی منتقل شد.
یک هفته پس از انتشار خبر انتقال سامان یاسین (صیدی)، خواننده معترض، به مرکز روان‌پزشکی رازی شهرری، معروف به امین‌آباد، با دستور ابوالقاسم صلواتی، این خواننده خبر داد که به دنبال «تزریق داروی ناشناخته» در این مرکز، دچار وضعیت ناپایدار جسمی و روانی شده است.
سامان یاسین از داخل زندان به هه‌نگاو گفته که روز ۳۱ تیر به مرکز روان‌پزشکی امین‌آباد منتقل شده بود و با «خشونت و ضرب‌ و شتم» به او آمپولی تزریق شد که به بیهوشی ۲۴ ساعته‌اش انجامید.
او خبر داده بود که بعد از به هوش آمدن «دست و پایش به تخت بیمارستان قفل بوده» و به مدت دو روز مشکل بینایی داشته است.
سامان یاسین (صیدی) روز اول شهریور امسال در یک فایل صوتی برخی از «شکنجه‌های جسمی و روانی» تحمیل‌شده بر او، از جمله اعدام مصنوعی، شکستن بینی، حضور در سردخانه و انتقال به بیمارستان روانی طی ماه‌های گذشته را شرح داده بود.

کاش...
لطفا پیام این مادر را نشر و باز نشر کنید:
«سلام مردم! من مادر سامان صیدی هستم. به پسرم حکم اعدام دادن. 
پسر من آشوبگر نیست یک هنرمند است.
کجای دنیا دیدید بخاطر یک سطل آشغال جان یک انسان را بگیرند؟
من سر زبان ندارم، به دادم برسید...»
 

۱۴۰۲ آبان ۲۶, جمعه

کدام آبان؟

همین آبان؛ همین آبان ۱۴۰۲
همین آبانی که کاربران انقلابی، از تمامی اخبار جنگ اسرائیل و غزه نوشتند وعکس‌ها و فیلم‌های کشته‌شدگان اسرائیلی را منتشر کردند ولی دریغ از نوشتن حتا یک خط، از آنچه آبان ۱۴۰۲ بر مردم ایران گذشت...

کدام آبان؟
همین آبانی که میثم چندانی٬ زندانی سياسی بلوچ را پس از ۱۲ سال حبس و شکنجه، اعدام کردید.
میثم چندانی در حالی اعدام شد که فردی دیگر با هویت «شهمیر نقیبی» اهل سراوان که متهم اصلی پرونده بوده پس از بازداشت در حین انتقال از زندان زاهدان به زندان سراوان در ترمینال سراوان در حالی که محکوم به اعدام بوده موفق به فرار شده است و نیروهای امنیتی میثم را به جای او با پرونده سازی ساختگی و اخذ اعتراف اجباری تحت شکنجه محکوم به اعدام کرده‌اند.
میثم پس از تحمل شکنجه‌های روحی و جسمی دوره یک ساله خود در بازداشتگاه اداره اطلاعات زاهدان توسط نیروهای این بازداشتگاه از نوع تخت معجزه و ضرب و شتم و شلاق با کابل و لوله پلیکا قرار گرفته و دچار اختلالات روحی و روانی و الزایمر شده بود و تعادل اعصاب و روان خود را از دست داده بود. 
همین آبانی که ۳ زندانی سیاسی بلوچ را به طور مخفیانه و بدون اطلاع خانواده در زندان مرکزی زاهدان با طناب دار به قتل رساندید.
۲۲ آبان ۱۴۰۲، ۳ زندانی سیاسی بلوچ به نام‌های محمدکریم بارکزایی (اکسون) ۲۸ ساله، محمد براهویی انجمنی ۲۸ ساله و ادریس بیلرانی ۳۱ ساله که در سال ۱۳۹۹ توسط سرکوبگران بازداشت شده و تحت شکنجه‌های سرکوبگران اطلاعات سپاه مجبور به اعتراف اجباری علیه خود شده بودند٬ پس از ۱۸ ماه بلاتکلیفی در زندان، با اتهامات واهی "افساد فی الارض از طریق همکاری با گروه های مسلح مخالف نظام" هر یک به اعدام و ۱۵ سال حبس محکوم شده بودند.
به این سه زندانی سیاسی٬ وعده‌ی آزادی در ازای ترور مولوی عبدالحمید و مخالفین نظام داده شده بود. آنها قبول نکردند و اعدام شدند.
همین آبانی که مهدی بخشنده جوان تُرکمن را کشتید.
مهدی در ارتباط با پرونده هلاکت پاسدارِ جنایتکار، "نبی‌الله خطیری"، فرمانده گروهان هنگ مرزی، صبح روز چهارشنبه بیست‌وچهارم آبان ماه اعدام شد.
او طی مراحل دادگاهی از حق داشتن وکیل محروم بود.
همین آبانی که کیوان دهقان٬ زندانی کُرد را تنها سه روز پس از بازداشت، زیر شکنجه کُشتید.
همین آبانی که از سر ترس و عجز و استیصال٬ اسرین محمدی٬ خواهر جاویدنام شهریار محمدی را با همکاری مزدور مغازه داری به نام آرام به جرم چاپ بنر برای سالگرد برادرش ربودید.
همین آبانی که زهرا سعیدیان‌جو٬ دختر شجاع ایران را در سالگرد برادر جاویدنامش میلاد سعیدیان‌جو٬ رای چندمین بار ربودید.  
همین آبانی که مزدوران نیروهای نظامی٬ نوجوان ۱۸ ساله‌ی بلوچ٬ متین نارویی اهل ایرانشهر را بدون هشدار قبلی و ایست با شلیک مسقیم به سرش کشتند.
همین آبانی که شاهپور بامری و جواد بامری را کشتید.
در پی تیراندازی مزدوران نیروی مرصاد در روز ۱۶ آبان ۱۴۰۲ به یک خودرو در منطقه دشت شوره جازموریان در منطقه رودبار زمین، محور دلگان به زهکلوت، این دو شهروند بلوچ با اصابت گلوله جان خود را از دست دادند. این شهروندان در حالی از سوی نیروهای نظامی به رگبار بسته شدند که هیچگونه اقلام قاچاق در خودروی خود نداشتند
شاهپور بامری ۳۴ ساله، فرزند چراغ، متاهل دارای سه فرزند، اهل دلگان و ساکن زهکلوت 
و جواد بامری ۳۵ ساله، فرزند نجات، متاهل و دارای دو فرزند و اهل روستای چاه‌کیجی از توابع شهر دلگان بودند.
همین آبانی که زرخاتون مزارزهی، مادر بلوچ را اعدام کردید.
«زرخاتون مزارزهی» متولد ۱۳۵۶، اهل سراوان ساکن شهرستان خاش بود. دارای یک دختر و سرپرست خانواده. همسرش پیش از این درگذشته بود.
همین آبانی که مسعودجلالی(سابکی) ۲۴ ساله را کشتید.
همین آبانی که هر روزش٬ یک سوختبرِ بلوچ یا کولبرِ کُرد را کشتید.
همین آبانی که محمدطارق شه‌بخش٬ جوان سوختبر بلوچ را کشتید.
محمد طارق بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی و واژگونی خودرو در محور بم به نرماشیر در روز ۱۱ آبانماه ۱۴۰۲، که در حالت کما در بخش ویژه بیمارستان بسر می‌برد٬ در بیمارستانی در کرمان پس از شش روز جان خود را از دست داد.
محمد طارق تنها ۲۰ سال داشت.
ویدئوی از زندگی سخت و مشقت بار نوجوان سوختبر بلوچ، محمدطارق شه‌بخش
همین آبانی که وحید خارکوهی سوختبرِ بلوچ را کُشتید.
شامگاه جمعه ۱۹ آبان ۱۴۰۲، در پی تیراندازی بدون هشدار ماموران نظامی حوزه بیرجند به سمت یک خودروی سوختبر که منجر به واژگونی آن شد وحید خارکوهی سوختبر ۲۹ ساله بلوچ اهل زاهدان جان خود را از دست داد.
همین آبانی که یادگار رحیمی را کشتید.
۲۳ آبان ٬۱۴۰۲ کولبر یادگار رحیمی اهل بانه در پی شلیک نیروهای مسلح در مرزهنگه‌ژال با شلیک مستقیم جانباخت.
همین آبانی که جلال حیدریان٬ کولبر ۲۸ ساله را کشتید.
نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲، به روی گروهی از کولبران کُرد در منطقه مرزی «هنگه‌ژال» آتش گشودند و جلال حیدریان را کشتند.
شما خودتونم می‌دونید با آبان نابود شدید، و این آبان ادامه داره...

۱۴۰۲ آبان ۲۵, پنجشنبه

کدام آبان؟

«از دفتر رهبر به موبایل مادرم زنگ زدند. چون مادرم سواد نداشت، گوشی را به من داد. گفتند از دفتر رهبری تماس می‌گیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چه‌جوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند کدام آبان؟ گفتم آبان خونین ۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی می‌شود. همین. »
همون آبانی که محمد حشم‌دار را از بالای مسجد به گلویش شلیک کردید و کشتید.
محمد حشم‌دار متولد ۳۰ شهریور سال ۱۳۶۵ بود. او متاهل بود و با همسر، مادر و برادر ۲۵ ساله‌اش «ضرغام» که سندروم داون دارد، در بهبهان زندگی می‌کرد و نان‌آورِ خانواده بود.
همون آبانی که در بهبهان دخترک ۱۳ساله‌ای را با شلیک گلوله کشتید و خانواده‌اش را تهدید کردید تا ماجرای مرگ او را پنهان کنند. بدون مراسم تشییع پیکرش و مجلس ترحیمی...
از او نه نامی٬ نه تصویری و نه نشانی برای ما باقی گذاشته‌اید...
همون آبانی که فرزاد انصاری‌فر را از پشت٬ با شلیک گلوله به سرش کشتید.
امین انصاری‌فر٬ پدر جانبازش را که هنوز هم زخم‌های زیادی از جنگ بر تنش به یادگار دارد را به جرم دادخواهی بازداشت کردید.
آرمان انصاری‌فر٬ برادرش را بازداشت کردید.
عموهایش٬ محمدحسین و احمدرضا انصاری‌فر را بازداشت کردید.
فرزانه خواهرش را بازداشت کردید 
و خانه‌ و ماشینش را به آتش کشیدید.
فرزاد فرزند اول خانواده بود و به سرامیک‌کاری اشتغال داشت.
ساعت یک ظهر روز بیست و پنجم آبان ماه٬ فرزاد از سرکار به خانه آمد، لباس کارش را عوض کرد و آبی به دست و روی خسته‌اش زد و راهی کوچه شد تا هم سروگوشی آب بدهد و هم دو برادر کوچک‌ترش را برگرداند خانه. او نگران برادرهایش بود.
فرزاد برادرهای کوچک‌ترش را برای ایمن بودنشان به خانه می‌فرستد و خودش می‌ایستد تا ببیند اوضاع‌واحوال شهر چطور است؛ اما هرگز برنمی‌گردد...
همون آبانی که برادران دشتی‌نیا را کُشتید.
۲۵ آبان ۹۸ در تظاهرات بهبهان٬ به چشم مهرداد گلوله شلیک کردند محمود دوید به سمت برادرش که قلب او را هم هدف گرفتند. هردو کنار هم جان باختند...
محمود، ۲۹ ساله و پدر دو فرزند بود.
مهرداد ۲۶ سالش بود و با برادرش در میدان تره‌بار کار می‌کرد.
همون آبانی که محمدحسین قنواتی را دو روز قبل از تولد ۲۶سالگی‌اش در روز ۲۵آبان۹۸ در شهر بهبهان، به ضرب چهار گلوله کشتید.
نیروهای امنیتی دو گلوله به سمت راست سینه‌اش، یک گلوله به ران پای چپش و یک گلوله به شکمش شلیک کرده بودند.
«داداش این آخرین تصویری من و وحید باهمه، حلالمون کن دوست داریم» 
محمدحسین قنواتی ۲۶ ساله که می‌خواست به سفر برود این ویدیو را ضبط کرد و برای برادرش فرستاد؛ اما پیش از سفر در اعتراضات آبان ۹۸ با ۵ گلوله در قلبش کشته شد.
همون آبانی که برادر محمدحسین٬ محسن را بخاطر شرکت در مراسم سالگرد برادر کشته شده‌اش بازداشت کردید.
اتهام او توهین به روحانیت، توهین به نهادهای انقلابی مثل سپاه(قاتلان برادرش) از طریق صفحه اینستاگرام خود بود.
همون آبانی که احسان عبدالله‌نژاد را کشتید.
احسان ۲۸ سال داشت و آرایشگر بود. روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در جریان اعتراضات شهر بهبهان به ضرب ۴ گلوله کشته شد. دو گلوله به پا و برای اطمینان از کشته شدنش دو گلوله هم به سینه‌اش شلیک کردند... 
در اعتراضات بهبهان، دست‌کم ۱۰ نفر جان‌باخته‌اند که تنها مشخصات ۷ نفر از آن‌ها اعلام شده است. 
از فرزاد تضمی‌پور هیچ تصویری نیست. به احتمال زیاد خانواده‌اش را تهدید به سکوت کرده‌اند.
شما خودتونم می‌دونید با آبان نابود شدید