۱۴۰۲ بهمن ۴, چهارشنبه

من هم در همراهی با ۶۱ زن زندانی سیاسی اعتصاب غذا می‌کنم.

و پول غذایی رو که اون روز نمی‌خورم، برای کمک به آسیب دیدگان داخلی انقلاب زن‌_زندگی_آزادی به حساب گوفاندمی نورمال لایف واریز می‌کنم.
صفحه اینستاگرام نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل اعلام کرد که ۶۱ زن زندانی سیاسی-عقیدتی اوین در اعتراض به اعدام‌های اخیر و برای توقف اعدام روز پنجشنبه پنجم بهمن ماه اعتصاب غذای عمومی می‌کنند. 
الهام امیدواری با ارائه ایده جالب پرداخت پول غذای روز «پنجشنبه» به آسیب دیدگان جنبش، به اعتصاب غذای ۶۱ زن زندانی سیاسی اوین پیوست.
در پی قتل  محمد قبادلو و  فرهاد سلیمی دو زندانی سیاسی، فردا پنجشنبه پنجم بهمن،  توماج صالحی نیز همراه با ۶۱ زندانی سیاسی و عقیدتی در بند زنان زندان اوین، در اعتراض به این قتل‌ها و توقف آن‌ها اعتصاب غذا خواهد کرد.
زینب جلالیان قدیمی‌ترین زندانی کُرد با وجود بیماری‌های متعدد٬ در اعتراض بە اعدامهای جمهوری اسلامی بە کمپین اعتصاب غذا پیوست.
جوانا طیمسی: همسر من بە عنوان یک آزادیخواە و مخالف رژیم جمهوری اسلامی امروز اعتصاب غذایم را همراە با ٦١ زندانی زن در زندان اوین و همچنین توماج صالحی اعلام میکنم؛ غرب باید با جمهوری اسلامی مماشات نکنند و باید با اعمال فشار بر مقامات و قرار دادن سپاە پاسداران در لیست تروریستی اعدام هارا متوقف کنند.
اکنون نە تنها همسر من محسن مظلوم بلکە صدها زندانی در صف اعدام در سراسر ایران هستند این قتل های حکومتی و غیر انسانی باید پایان یابد.
حسن همایون: من هم در حمایت از همسرم سعیده شفیعی و ۶۰ تن از زن‌های زندانی اوین فردا پنج‌شنبه ۵ بهمن غذا و آب نمی‌خورم و از اعتصاب غذای زن‌های زندانی حمایت می‌کنم. پیوستن به اعتصاب غذا، انتظاری‌ست که زن‌های زندانی دست‌کم از بستگان‌ و دوستان‌شان دارند.
سعیده شفیعی به عنوان روزنامه‌نگار اقتصادی در گزارش‌هایش نوشته بود طی《یک دهه فقر سه برابر شده است》، نوشته بود تورم بیداد می‌کند؛ او را به جفاکاری به ۳ سال و ۶ ماه زندان محکوم کردند.
مهدی ریاحی: به در کوبد که نوبت شماست
من هم در همراهی با «۶۱ زن زندانی عقیدتی اوین» در اعتراض به اعدام  محمد قبادلو و برای توقف اعدام، طی رویکردی نمادین فردا «پنج‌شنبه ۵ بهمن» اعتصاب غذا می‌کنم.
اعلام همبستگی ۳۷ زندانی سیاسی سابق بند زنان زندان اوین با ۶۱ زندانی در اعتصاب غذا…
البرز صادقی: همراه با ۶۱ زندانیِ زن زندان اوین، مادرم منظر ضرابی نیز اعتصاب غذا کرده است.
این اعتصاب در اعتراض به اعدام محمد قبادلو و فرهاد سلیمی و حکم اعدام دەها انسان دیگر است.

۱۴۰۲ بهمن ۳, سه‌شنبه

تُف به روت شاح‌زاده‌ی بی‌شرف

تقدیم به پادشاهی‌خواهانِ اسیر در زندان
رضا پهلویه بی‌شرفِ بی‌همه‌چیز، هیچ نامی از فرهاد سلیمی زندانی کُرد که هم زمان با محمد قبادلو اعدام شد نیاورد.
ما از جنس هم نیستیم بیشرفا
عکس مربوط به چند ساعت قبل از اعدام محمد قبادلو و فرهاد سلیمی است
فیلم لحظه‌ای که اعضای خانواده محمد قبادلو خبر اعدام او را شنیدند. فرستنده گفت: «پدر کرم‌پور هم آنجا بود و‌ می‌گفت حقش اعدام بود، که ناگهان پدر محمد جلو آمد و گفت “زندگیت آتیش بگیره که بچه بی‌گناه من رو کشتی کثافت.» بعد هم ماموران فورا پدر کرم‌پور را بردند.
پرنسس نور پهلوی هم استوری گذاشته که بعد از اینکه مستی‌ جشن و شادی و آتیش بازی و شامپاین شب گذشته از سرش پرید، قراره امشب برای پدر و مادر محمد قبادلو گریه کنه!
پوزش از اینکه نتونستم استوری‌شونو بزارم چون ولیعهد ایران فارسی بلد نیستن و انگلیسی نوشتن، فکر نمی‌کنم پدر و مادر محمد قبادلو انگلیسی بلد باشن...
تحصن برادر جاویدنام شهریار محمدی به اعتراض کشته شدن محمد قبادلو و فرهاد سلیمی توسط جنایتکاران جمهوری اسلامی
بخشی از دل‌نوشته فرهاد سلیمی یک روز پس از مراسم خاکسپاری ژینا امینی
فرهاد سلیمی زندانی مذهبی کُرد و همشهری ژینا امینی، امروز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲ پس از ۱۴ سال حبس اعدام شد.
بر اساس اطلاعات هه‌نگاو، اواخر شب گذشته خانواده فرهاد سلیمی را برای آخرین ملاقات فراخوانده‌اند اما اجازه ملاقات به آنها را نداده و گفته‌اند فردا برگردید. اما امروز وقتی به زندان مراجعه کرده‌اند به آنها اعلام شده که حکم اعدام فرهاد اجرا شده است.
فرهاد سلیمی این تصویر را به همراه نوشته زیر در اکانت اینستاگرام خود منتشر کرده بود.
تصویر پیش رویتان حاوی دوتا قبر است. یکی قبر مهسا امینی که دیروز واردش شد و دیگری قبر من و دهها کورد دیگر که از سیزده سال قبل به آن وارد شدیم. قبل از هر چیز تسلیت دردمندانه خود را از این دیار غربت ب خانواده و بازماندگان این هموطن عرض میکنم و خود را در غم آنها شریک میدانم امیدوارم پذیرایش باشند.

در مورد چرا و چگونگی این حادثه تلخ نمینویسم چون نوشتنی ها نوشته شده و گفتنی ها گفته شده و ب نظر من حقیقت ماجرا طبق معمول قربانی بزرگنمایی رسانه های خارجی و سانسور وعدم شفافیت رسانه های داخلی شد و شاید هیچوقت فهمیده نشود.

در مورد یک حقیقت دیگر میخواهم بنویسم که شاید کسی ب آن نپرداخته است.مهسا بی روح داخل قبرش شد ولی ما سالهاست زنده در این قبر رنجوریم. مهسا در دیار غربت مرد ویا کشته شد و جنازه اش به میهنش بازگشت و با حضور بستگان و درمیان همراهی انبوهی از هموطنانش و بر دستان آنها تشییع شد و بر او گریستند و سخنران ها سخنرانی کردند وقبرش گلباران شد ودر جوار کس و کارش آرامید، اما دهها نفر دیگر از فرزندان کردستان از این قبر به بالای دار و از آنجا روانه سینه قبرستانی مجهول شدند، در غربت مردند و در غربت خاک شدند، آنهم در تاریکی شب و بدون حضور همزبان و هموطن و کس وکار و بستگان و نهایتا صورت کبودش که بر اثر فشار طناب اعدام کبود شده بود به یکی از اعضای خانواده اش نشان داده شد و بعضیها شامل این لطف هم نشدند و دهان و قبرشان با بتن سفت و سخت بی رحمی و قساوت پر شد و کسی بر آنها گریه نکرد و عزا نگرفت و پدر مادر و کس و کارش هم باید بر قبر نامعلومش تا آخر عمر گریه کنند و بجای گلباران قبرشان نفرین باران شد.

۳ ساعت مانده به اذان صبح

سه ساعت دیگر حکم اعدام محمد قبادلو اجرا می‌شود
آرش صادقی: حکم قصاص محمد قبادلو در شعبه اول دیوان نقض شده و پرونده به شعبه هم عرض ارجاع شده است,
بنابرچه قانونی حکمی که نقض شده قرار است تا ساعاتی دیگر اجرا شود؟
فرهاد سلیمی بعد از۱۴سال زندان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شده است.
فرهاد را هم از یاد نبریم
من ۸ سال جنگیدم و جانباز شیمیایی هستم؛ پسرم را اعدام نکنید
از پشت دیوارهای زندان اوین، نرگس محمدی پیام فرستاده:
مادر محمد قبادلو را پشت دیوار زندان تنها نگذارید! بیایید امشب همه با هم فریاد اعدام نکنید، باشیم!
ساعت هشت و نیم از طریق خانواده یکی از همبندی ها مطلع شدم که اجرای حکم اعدام محمد صبح سه شنبه است.
عادت کرده ام که به آزادی فکر نکنم، اما ای کاش آزاد بودم و امشب پشت دیوار زندان، محمد و مادرش را تنها نمی گذاشتم.
اعدام محمد قبادلو قتل عمد حکومتی و جنایت است . در مقابل قتل و جنایت ، سکوت خیانت است. مادر تنهای محمد را امشب پشت دیوار سخت و بیرحم زندان تنها نگذارید. بیایید امشب را نیاساییم . هر کس هر طور میتواند فریاد اعدام نکنید باشد.
نرگس محمدی
زندان اوین
#نه_به_اعدام
برای محمد قبادلو که می‌خواهند بیگناه اعدامش کنند
هرکه بر بی شرفان رای دهد بی‌شرف است

۱۴۰۲ بهمن ۲, دوشنبه

از همه کمک خواستیم برای نجات جان خواهرمون الهام مدرسی!

از هر کسی به جز عوامل رژیم ظالم اسلامی…
ولی دریغ از کمک و یا جوابی.
“از یک عده دروغگو کمک خواستیم که مارا دروغگو نامیدند” 
اینها کسانی هستن که از اسم الهام و الهام‌ها برای خود مغازه‌ای به اسم “حمایت از حقوق بشر” زده‌اند و کاسبی می‌کنند.
جاکش‌های دزد و بی‌شرف! مجوز رساندن پول به داخل ایران رو نداشتید، از اون دو میلیون دلار، چند هزار دلار به ترکیه که می‌تونستید بفرستید!!!
پول صندوق اعتصابات کجا رفت؟
حداقل یک میلیون دلار سر همین قضیه، شاح‌زاده رضا تفرقه، سیروسِ مفتخور پهلویه تنه لَش شیاد سوم کاسب شد
 این الهامه! خواهرمون که با ظلم بر علیه رژیم ظالم جمهوری اسلامی جنگید! زندانی و شکنجه شد ولی همچنان ایستادگی کرد.  برای نجات جان الهام بارها و بارها کمک خواستیم ولی الهام کمک نگرفت چون الهام جز هیچ گروه یا حزب خاصی نبود. کمک نگرفت چون برای شخص خاصی تبلیغ نکرد!
 

این فکر رو از سرتون بیرون کنید که رضاپهلوی بخواد بیاد ایران!

بخش دوم
شغل و درآمد رضا پهلوی
پس از قتل ژینا؛ انقلاب داشت با سرعت هر چه تمام‌تر پیش‌ می‌رفت. ایرانیان داخل و خارج از کشور، متحد و یک‌پارچه خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی بودند. خیابان‌ها دست مردم بود و رژیم به التماس افتاده بود که بیایید گفتگو کنیم!
تا اینکه خامنه‌ای، آخرین برگ بازی‌شو رو کرد و سر و کله رضا پهلویه پَستِ مفتخورِ تفرقه‌انداز، دزدِ حقه‌باز، این ترسوی بی‌اراده و دشمن و خائن به انقلابِ ژینا پیدا شد
رضا پهلوی، نه جرات بازگشت به ایران رو داره و نه دلش می‌خواد جمهوری اسلامی سرنگون بشه! چرا؟
یکی دیگه از دلایلش اینه که می‌دونه اگه برگرده٬ اول از همه باید پول‌های دزدیده شده از مردم ایران، توسط خودش، پدرش و مادر و عمه‌ی قاچاقچی و جنایتکارش رو پس بده!
در گفتگو با امید خلیلی٬ مزدور شبکه عَن‌و‌گُه(منو‌تو) از دقیقه ۵۲:۵۵ و کوتاه شده‌اش٬ یکی از هم‌میهنان خیلی واضح از رضا پهلوی می‌پرسه محل ارتزاق‌شون از کجا بود؟
شاح‌زاده که از اول برنامه یه نفس خایه‌مالی مردم رو شنیده بود و انتظار چنین سوالی را نداشت می‌گه متوجه سوال نمی‌شه!!!
امید خلیلی می‌گه یعنی شغلت چیه؟ درآمدت از کجاست؟
رضا پهلوی: خوب یه مقداری امکاناتی است که...(بجای پاسخ صریح و مستقیم حرف رو عوض می‌کنه و می‌گه) قبلن هم گفتم من اگه قرار بود برم کاملن دنبال کار و اشتغال که اصلن نمی‌تونستم به کار و مسئله سیاسی بپردازم و خوب یکی دو جا یه سری consultations (مشاوره‌های مالی برای سرمایه گذاری با پول‌های دزدیده شده از مردم ایران؟!) هستش که یه مقدار کمک می‌کنه از لحاظ درآمد و مقداریش هم قبلن گفتم خوشبختانه از طرف خانواده (خانواده از کجا آوردن؟!) حمایت می‌شم برای اینکه بتونم فول‌تایم به این مسائل بپردازم.
امید خلیلی: شغل تمام وقت شما٬ شاح‌زاده٬ مبارزه هستش در راه آزادی‌ست فکر کنم؟
رضا پهلوی: خوب بله!!! می‌تونستم مثل خیلی‌های دیگه بگم برم دنبال کار و زندگی ولی با توجه به اینکه نمی‌تونستم بی‌تفاوت باشم نسبت به مسائل مملکت الان بیشتر از چهل سال عمرم رو هزینه کردم!
و منت می‌زاره سر مردم ایران که بخاطر مبارزه در راه آزادی ایران موهاش سفید شده! یعنی اگه اینهمه سال مبارزه نمی‌کرد در ۶۳ سالگی هنوز موهاش رنگ شبق بود؟!
خوشبختانه از طرف خانواده حمایت می‌شم
عمه‌اش که خوب معروف حضورتان هست! اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمد‌رضا پهلوی٬ جنایتکارِ دزد و قاچاقچی‌ معروف بین‌المللی٬ باید هم وضعش اونقدر خوب باشه که به برادر‌زاده‌اش کمک کنه!
حامی مالی دیگرش هم قاعدتا باید مادرش باشد!
همون دزد بی‌شرفی که ننه من غریبم بازی درآورده بود که: «با خودم پوتین‌هایم را آوردم اما حتی تنها نیم‌تاجی را که متعلق به خودم(ارث باباش بود؟!) بود که الماس و فیروزه‌نشان بود، گذاشتم ایران و آمدم.»
او همچنین گفت که هنگام خروج از کشور، بخش بزرگی از جواهرات شخصی‌اش را هم در «گنجه‌های کاخ نیاوران» برجای گذاشت.
ولی از قرار معلوم اون بخش کوچک جواهراتی که با خودش برد و پول‌های مردم ایران را که غارت کرده بود آنقدر بود که هم خودش زندگی شاهانه داشته باشد و هم برای پسر بیکاره و بی‌عار و تن‌ِ لش‌اش ویلا بخرد و ۴۴ سال هزینه‌های سرسام‌آور زندگی رضا پهلوی و خانواده‌اش را تامین کند!
البته عَن‌بانوی اعظم٬ برای کمک به خونواده‌ی پسرش٬ زیاد از جیب خودش مایه نمی‌زاره!!!
اینم خواننده‌ی محبوبش!!!
فقط من از حرص، خِست و گدا صفتی شاح‌زاده در شگفتم که چرا با وجود ثروتی که از پدرش به ارث برده بود(از مردم ایران غارت کرده بود!) و دیگر کمک‌های مالی مانند کمک‌های ایرانیان پولدار خارج نشین و شیخ‌های عرب و...و...و... ۴۴سال دست گدایی‌ هم به سوی مادرش دراز کرده!
 بخشی از گفتگوی قدیمی رضا پهلوی با صدای آمریکا درباره اموال ارث برده از پدرِ دزد و غارتگرش:
«اینجا یک کیس دادگاهی داشتم با کسی که مسوول رسیدندگی به امور مالی من باشه. تمام اسناد و پرونده‌ای که چه چیزی دقیقن از پدرم ارث بردم ( حالا می‌خوای بگم؟! حدود ۶۲ میلیون دلار!!!) و وضعیت مالی من چی بود رو کاملن درش مشخصه! و اینها جزو اسنادی است که به قول معروف می‌تونه در دسترس عموم باشه!
که البته پس از گذشت سال‌ها هنوز در دسترس عموم قرار داده نشده!!!
هر چند که اون ۶۲ میلیون دلار الان شده میلیاردها ولی دست گدایی شازده همچنان درازه!!!
از قرار آق‌رضاپهلوی پیش از اینکه تصمیم بگیره فقط از مردم ایران گدایی کنه منابع درآمد دیگه‌ای هم داشت!
از پادشاه عربستان  پول تو جیبی می‌گرفت!
در سال ۱۹۹۰ هم آق‌رضاپهلوی و احمدعلی مسعود انصاری، از دستیاران و مشاوران مالی نزدیکش، شکایاتی را علیه یکدیگر طرح کردند که در نهایت دادگاه به نفع آق‌رضا٬ انصاری را محکوم به پرداخت ۷٫۳ میلیون دلار به خانواده پهلوی کرد. بگذریم که هر دو شون دزدن و همه این شامورتی بازی سر پول مردم ایران بود که شاه و خانواده‌اش دزدیده بودند.
شازده مدعی بود که انصاری کلاهبرداری کرده در حالی که انصاری مدعی بود شازده که پولاشو حروم کرده دنبال مقصر می‌گرده.
ده‌سال پیش هم شاح‌زاده٬ نیم‌ میلیون دلار به عنوان کمک به شورای ملی ایرانیان  به جیب زده بود!
سیامک دهقان‌پور: جناب پهلوی چرا این کمک‌هایی که جمع‌آوری شد برای بسیاری پرسش هست که این کمک‌ها اعلام نشد. این کمک‌هایی که اگر اشتباه نکنم چیزی نزدیک به نیم‌ میلیون دلار بود.
شاح‌زاده: سیاستش هست متصدیان کار٬ مسئله آدیتینگ و حسابداریش وجود داره و افرادی که مسوول این کار خواهند بود که به شکل موقت این مسوولیت رو پذیرفتن تمام  تمام اسناد رو دارند و فکر می‌کنم مسئله قابلیت مراجعه‌ی عمومی داره و به محض اینکه کمیته مالی این شورا تشکیل خوآهد شد قطعن عهده‌دار این وظیفه خواهم بود و پس از آن هم جواب‌گو خواهم بود به مفهوم یک مراجعه شفاف در نحوه هزینه‌ها و پول‌هایی که جمع شده و هیچ سندی نیست که بایگانی نشده باشه جهت مراجعه و بررسی هم‌میهنان!
اولین شرط ما شفافیت بوده! تعهد دادیم به اینکه که شفاف باشیم و هیچ چیزی بر هیچ‌کسی پوشیده نخواهد بود!
ده سال گذشته و هنوز گزارش شفاف مالی داده نشده!!!
در اینجا از دقیقه ۵۲:۱۴ و کوتاه شده آن
تو پیجش هم برای گروه‌های تخمی تبلیغ می‌کرد!
با مبارزان داخل و خارج تماسی نداشت ولی هیچ کنسرتی نبود که نرفته باشه! و مدام دنبال خواننده‌ها و هنرپیشه‌ها موس موس می‌کرد که تو جشن‌هاشون دعوتش کنن! اونوقت زِر می‌زنه که موهاش در راه مبارزه سفید شده!
شاح‌زاده رضا پهلوی: من امسال نوروز ندارم!!!
تا پیش از انقلاب ژینا، کسی داخل آدم حسابش نمی‌کرد و خبر چندانی ازش نبود! 
هر از گاهی، هر وقت مردم برای اعتراض و تظاهرات به خیابان‌ها می‌آمدند یا کارگران اعتصاب می‌کردند، سایت‌های خبری طرفدار پادشاهی و بعضی رسانه‌ها برای جلب بازدید کننده باهاش مصاحبه می‌کردن و یه حق‌المصاحبه‌ای هم کف دستش می‌زاشتن!

آق‌رضای مفت‌خور ما، با آغاز انقلاب ژینا و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بد جوری بوی پول و قدرت به مشامش رسید و حسابی دست به‌کار شد و مانند خمینی زمان انقلاب شروع کرد به دادن وعده و وعید و سخنرانی پشت سخنرانی و مصاحبه بدنبال مصاحبه که البته مفت و رایگان هم نبود!!!
بعد از این دونه پاشیدن‌ها، نوبت اصل ماجرا شد! وکالت و تفرقه‌انداختن!!! علی چرخنده، مزدور صادراتی و کانال در آب نمک خوابانده‌ی کوچه و ارتش سایبری خامنه‌ای هم که یه ایموجی تاج گذاشته‌بودن و شده‌بودن سایبری‌های شاح‌اللهی‌  هم پشتش رو گرفتن!
پس از آن٬ شاح‌زاده به نمایندگی از مردم ایران مرتب برای گفتگو در سطح بین‌المللی به مسافرت می‌رفت!
 به نمایندگی از مردم ایران به دنبال راه حل‌های پایدار و بلند مدت رفت
درحالیکه جمهوری اسلامی مردم معترض را می‌کشت و اعدام می‌کرد، شاح‌زاده به نمایندگی از مردم ایران، از این مهمانی به اون مهمانی می‌رفت و مفت می‌خورد و می‌رقصید و خوش می‌گذروند و یه شاباشی هم می‌گرفت!
با تمام وجود از شما متنفرم.
شمایی که انقلاب را با ابتذال بردید.
شمایی که دل در گرو روحانی پاکدل و سپاهی ایران دوست دارید. شما در خون‌هایی که خامنه‌ای می‌ریزد سهیمید. دست شما کثافت‌ها که ترمز انقلاب بودید، آفت جنبش بودید به خون آلوده است.
 قراره وقتی «زمان آن فرا رسید» هم یه عمامه بزاره سرش و بره زیارت طلاهای آخوند رضا!
شاح‌زاده یه سری از خواننده‌ها و هنرپیشه‌های خارج‌نشین رو هم دور خودش جمع کرد و با شرکت و سخنرانی در کنسرت‌ها و تاترهاشون هم باعث فروش بلیط می‌شد و هم یه پورسانتی می‌گیره!
یه حق‌ال‌پیام از شهرام شب‌پره گرفت
به بهروز وثوقی هم گفت یه پورسانتی بده و خایه‌مالی منو بکن، منم با عَن‌بانو سلیطه سادات، لجن‌السلطنه میام مراسم تجلیلت تا بلیط‌هات همه فروش برن
خلاصه بگم؛ شاح‌زاده سرش خیلی شلوغ شده بود! مدام به نمایندگی از مردم ایران از این کنسرت به اون کنسرت می‌رفت، مصاحبه با هر کی پیشنهاد بالاتری بده، جشن عروسی پسر این، تاتر تخمی اون چرخنده‌های صادراتی و صد البته جشن‌های تولد خودش!
بعد هم یه دکون باز می‌کنه به نام کنسرت «برای آزادی زندگی کن»
همه‌ی خواننده‌های تخمی خارج‌نشین هم به شرط دادن وکالت، دعوت می‌شن
قرار بود درآمد این کنسرت به مجروحان اعتراضات ١۴٠١ اهدا شود که پول آنرا هم شریکی بالا کشیدند!
حتا الهه توکلیان، معترض مصدوم چشمی که نمک‌گیر شاح‌زاده و لجن‌السلطنه شده هم استوری زد که از سوی هیچ کمپین، کنسرت و شخص خاصی به من کمک مالی‌ای نشده است.
چند معترض آسیب‌دیده دیگر، از جمله کیمیا زند، محسن کفشگر٬ مرسده و سیما مرادبیگی هم در یک استوریِ مشابه اعلام کرد که از هیچ کمپین، کنسرت، گروه و شخص خاصی کمک مالی دریافت نکرده‌اند.
شاح‌زاده سیروسِ مفت‌خور تنه‌لشِ سوم یه صندوق کمک به کارگران اعتصابی هم تشکیل داده بود و خودشون می‌گن دو میلیون دلار جمع شده بود.
اولش آل رضا، موسس صندوق آرت فاند گفت به دلایل امنیتی نحوه رساندن پول‌های جمع آوری شده را اعلام نخواهیم کرد.
بعد آق‌رضا یادش افتاد که اصلن نمی‌شه به ایران پول فرستاد و آب پاکی رو ریخت رو دست کارگران اعتصابی که منتظر پول نباشید!
علیاحسرت اول پول‌هارو می‌گیره بعد می‌ره دنبال جوازش؟!!!
بعد از اینکه همه‌ی این پول‌ها رو با شریک‌هاش بالا کشید رفت سراغ دارایی‌های مسدود شده! اینا رو هم به من بدید!
اما همچنان فراخوان می‌دهد که اگه پول نان شب‌تان را ندارید، اگه بازداشت و از کار اخراج‌تون می‌کنن، اگه حقوق‌تون رو نمی‌دن، اگه پاسخ اعتراض ‌تون رو با گلوله می‌دن، اگه شکنجه و اعدام می‌کنند، مهم نیست! شما همچنان به اعتصابات و اعتراضات ادامه بدید!
یکی دیگر از راه‌های کاسبی‌ شاح‌زاده سیروسِ مفت‌خور تنه لشِ سوم و همسرش عَن‌بانو سلیطه‌سادات‌ لجن‌السلطنه که تا پیش از انقلاب ژینا بیشتر مردم ایران حتا نامش را نمی‌دانستند شام خوردن با مردم است!
قیمت‌های شرکت در سخنرانی حسرت‌السلطنه یاسمین پهلوی در سالگرد کشته شدن مهسا امینی:
عادی ۱۵۰ دلار
وی آی پی(اشخاص بسیار مهم!!!) ۲۵۰ دلار
نشستن سر میز او ۲۵۰ دلار!
صرف شام در رستورانی که شاح‌زاده سیروسِ مفت‌خور تنه لشِ سوم  حضور دارند ۲۵۰۰ دلار (۱۲۵ میلیون تومان)
نشستن کنار اعلیحسرت منتظرالسلطنه در حین صرف شام ۵۰۰۰ دلار (۲۵۰ میلیون تومان)
رضا پهلوی بقدری زیر دین کسانی رفته که از آنها کمک‌های مالی دریافت کرده است که جز ادامه به رقصیدن به ساز آنها راه و چاره‌‌ی دیگری نداره.
خلاصه اینکه تمام تلاش شاح‌زاده٬ به انحراف کشاندن انقلاب و تفرقه بین مردم است. چون تا وقتی جمهوری اسلامی هست، نون آق رضای ما تو هم روغنه!