۱۴۰۲ آذر ۳۰, پنجشنبه

تو از تو؛ من از بیرون!!!

دریغ از یه جایزه نوبل!!! عَن‌بانو لجن‌السلطنه فکر می‌کنه جایزه نوبل رو کیلویی می‌دن؟!

اعدام پشت اعدام...

یک اتفاق ناچیز دیگر! فرزندانش بی‌سرپرست شدند و خودش دیگر نیست. ما هم دو روز دیگه نامش رو فراموش می‌کنیم و توییت می‌زنیم برای اعدامی بعدی و بعدی و بعدی...
می‌خواستم علیه فراموشی؛ نام‌ همه‌ی اعدام‌شدگانِ فردای پس از پیروزی انقلاب رو بنویسم...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی کشته‌ و اعدام شدگان کُردستان؛ بلافاصله پس از انقلاب تا به امروز رو بنویسم، دزدی‌ها و جنایاتِ روزمره‌ی آخوندها فرصت نداد...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی بهاییان کُشته و اعدام شده رو بنویسم که کامل نشد...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی شکنجه‌شدگان و اعدام‌شدگانِ دهه شصت رو بنویسم؛ نشد، تعدادشون خیلی زیاد بود...
می‌خواستم از دانشجویان کشته، ربوده و ناپدید شده، اخراجی و زندانی بنویسم، فرصت نشد...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی کشته‌شدگان پس از اعتراضات ۱۳۸۸ رو بنویسم؛ فرصت نشد کامل کنم...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی کشته‌ و اعدام‌شدگان اعتراضات دی ۱۳۹۶ ایران رو بنویسم...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی جانباختگان آبان ۹۸ رو بنویسم؛ نشد، چون تعدادشون خیلی زیاده.
می‌خواستم از کشته‌شدگانِ زیرِ شکنجه بنویسم که تشنگان خوزستان را کُشتند...
می‌خواستم نام‌ جانباختگان اعتراضات تابستان ۱۴۰۰ ایران رو بنویسم؛ هنوز کامل نشده‌ بود که ژینا امینی را کشتند...
می‌خواستم نام‌ همه‌ی کشته‌ و اعدام‌شدگان انقلاب ژینا رو بنویسم...
می‌خواستم از نسل‌کشی بلوچ‌ها بنویسم؛ مجال آنرا نمی‌دهند، روزی یک بلوچ می‌کُشند...
می‌خواستم از از نابودی ایران، از آلودگی آب و هوا و افزایش بیماری‌ها، از فقر و گرانیِ بی حد و اندازه، از حجاب اجباری، از دزدی‌ها، اختلاس و دیگر جنایات مسوولان جمهوری اسلامی بنویسم که دیدم سر به آسمون می‌کِشَد...
الان دیگه نمی‌دونم از چه چیزی و چه کسی بنویسم، فقط این رو می‌دونم که تا آخوندهای دزد و جنایت‌کار بر ایران حکومت می‌کنند، تعداد کشته‌شدگان و زندانیان بقدری افزایش می‌یابد که نام بردن از آنها، امکان‌ناپذیر خواهد شد.
حتا مانند کره شمالی هم نخواهیم شد تا دست‌کم کشوری داشته باشیم زیرا ایرانی باقی نخواهند گذاشت..
این انقلاب در نهایت پیروز می‌شه ولی به چه بهایی؟

۱۴۰۲ آذر ۲۸, سه‌شنبه

زن، زندگی،آزادی

 صداهایی که کل دنیا باید بشنود
«همین حالا که با شما حرف میزنم حرف زدن سخته برام چون ساچمه توی گلومه -صدای دست زدن حضار- کسی که کسی رو کشته قطعا جاش توی زندانه و برای من قابل درک نیست که چطور کشورهای دیگه برای اینها فرش قرمز می‌اندازند»
آرش صادقی
آرتین رحمانی
ژن، ژیان، ئازادی 
 صحبتهای احمد پدر حسن‌زاده، جاویدنام محمد حسن‌زاده:
«زمانی اگر می‌خواستیم بە یک نفر بگیم خیلی انسانە، با غیرت، ناموس و باوجدانه از کلمە خیلی مَردِ استفادە می‌کردیم می‌گفتیم خیلی مَردِ، الان مردی اگر بخواد خیلی مرد باشد باید خیلی زن باشە، بەراستی کە غیرت زنان خیلی از مردان بیشترە»
ماشالله کرمی، پدر جاویدنام محمدمهدی کرمی
فرزندِ شجاعش را بی‌گناه اعدام کردند و خودش را به جرم کاشت نهال و توزیع غذا بین نیازمندان و قراردادن گل بر مزار دیگر جان‌باختگان، به زندان انداختند.
ژن، ژیان، ئازادی 
امجد امینی، پدر ژینا(مهسا) امینی کسی که نامش رمز انقلاب ما شد 
زاهدان- زن، زندگی، آزادی
 

۱۴۰۲ آذر ۲۶, یکشنبه

از آب را رایگان می‌کنیم رسیدیم به دستگاه «عابرآب»!

جاکشِ اعظم: دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن می‌سازیم آب و برق را مجانی می‌کنیم٬ اتوبوس را مجانی می‌کنیم!!!
می‌گن در اهواز و برخی شهرهای دیگه هم از این دستگاه‌های «عابرآب» نصب شده و مردم دیگه لازم نیست ساعت‌ها در صف آب رایگان تانکر بایستند؛ می‌تونن عوضش در صف دستگاه‌های «عابرآب»، بایستند و پول بدن، آب بخرن!
می‌شه گفت حالا دیگه واقعن فرقی بین غیزانیه و زعفرانیه نیست!!!
نرگس کلباسی هم قرار شده یه شماره حساب بده برای طرح آبرسانی به مزارع از طریق توزیع دوغ آبعلی!

زن، زندگی،آزادی

خامنه‌ای ضحاک میکشیمت زیر خاک
متن کامل نامه سپیده قلیان از زندان:
با دستور وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، محکوم به نفی بلد هستم. 
سالهاست که در تبعید به سر می‌برم. طی این سال‌ها برای رفع این حکم دست به هر کاری زده‌ام؛ نامه نگاری، مذاکره، مناقشه، تحصن، اعتصاب. گفته‌ام جان و نان خانواده‌ام در خطر است، هر هفته طی کردن هزاران کیلومتر راه مصیبت است. اما هر بار با ادامه‌ی روند تبعید به من محرز شده است که حرف نماینده سازمان زندان‌ها در زندان بوشهر درست بود: جنازه‌ت به خوزستان بازخواهد گشت. 
علی ایحال در این مصیبت‌کده که ملتمان مرگ را نفس می‌کشد صحبت از رنج نفی بلد برای من و خانواده‌ام شاید بی‌جهت باشد. نفی بلد من در برابر اینکه جمهوری اسلامی در روز روشن می‌تواند کودک ۱۶ ساله را سلاخی کند هیچ است. اما این نامه را ثبت کردم که بگویم اگر این کیلومترها روزی قاتل خانواده‌ام شد، یادمان باشد که به غیر از مذاکره و مناقشه با نامسئولین نامحترم جمهوری اسلامی و تحصن، اعتصاب و نامه‌نگاری با آنها، به مردم نیز گفته‌ام: من سپیده قلیان پنج سال است که به دستور وزارت اطلاعات به نفی بلد محکوم شده‌ام!
سپیده قلیان 
آذر ۱۴۰۲ زندان اوین
آری ما مردم ‌پروژه داریم، پروژه برچیدن طومار حکومتی ضدزن و کودک‌کش. اما این پروژه دست هیچ فرد و جریانی نیست، بلکه دست تک تک پسران و دختران شجاع ایران، مردان و زنان و همه کسانی است که از چهار دهه حکومت‌داری مسولانی ظالم و تبهکار خسته‌اند و در پی شادی، آزادی و زندگی‌ای توام با کرامت‌ هستند و هیچ کدام از اینها در سایه جمهوری اسلامی امکان پذیر نیست.
لحظه باشکوهی که علی و کیانا، فرزندان نرگس محمدی، در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل به مادر زندانی‌شان، روی صحنه رفتند و طنین صدای جنبش عظیم مردم ایران و‌ شعارش را تکرار کردند: زن، زندگی، آزادی 
ژن، ژیان، ئازادی
ما مادران انقلاب پیمان بستەایم...
فراموشت نکردیم ماه منیر جان. ماه‌منیر کجاست؟
زن، زندگی،آزادی